مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان
مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
سلام
من يه دخترم ۱۸ سالمه دغدغه‌هاي زيادي دارم يكي از بزرگتريناش اهدافمه.روياهامه.ايندمه
من از آينده اي كه در انتظارم هراس دارم
من رشته ام تجربي است اولش ميخواستم دكتر بشم شروع كردم به درس خوندن خيلي اميدوار بودم خيلي اين قد كه حتي من به دوستان مشاوره و روحيه ميدادم
 اين درس خوندن و اميدم چن روز بيشتر دوام نياورد
و دوباره نا اميد ميشدم شرايط خونه امون جوري نيست كه من بتونم به راحتي درس بخونم
همون طور كه ميدونيد براي درس خوندن بايد آرامش و تمركز داشته باشي
ولي متاسفانه من اين آرامش رو نداشتم
هر بار نااميد ميشدم وميگفتم من نمي تونم تو اين خونه درس بخونم
چن بارم خيلي گريه و داد فريا د كردم مامان و بابام و خواهرامو وخيلياي ديگه رو ناراحت كردم(الان كه فكر  ميكنم ميبينم اصلا ارزش نداشت كه به خاطر يه هدف احمقانه اينطور ناراحتشون كردم)
چن بار ديگه تلاشمو كردم ولي نشد نشد وبازم همون داد و فريادا و اعتراضا
تا اينكه ديگه كلا كنكور و فراموش كردم و اصلا ديگه زياد بهش فكر نميكنم( ولي يه ترسي نسبت بهش دارم)
خلاصه گذشت و گذشت تا اينكه من كلا ديگه بيخيال شدم وبه اين نتيجه رسيدم كه قرار نيست همه به هدف و آرزوهاشون. (خيلي فك ميكنن اي بهانه توجيه هستش)
ولي الان ديگه هيچ علاقه اي به دكتر شدن ندارم انگار نه انگار روزي يكي از بزرگترين اهدافم بوده هه گذر زمان خيلي جالبه افكار آدما چقد عوض ميشن
الان ديگه زياد از درس خوندن خوشم نمياد
و تصميم گرفتم يه هدف جديد كه مناسب شرايطم هست وهم خودم بهش علاقه دارم رو دنبال كنم
من ميخوام كه دانشگاه علمي كاربردي برم و رشته ي اي تي بخونم
ولي متاسفانه بازم يه مشكلي هست
نميدونم چطوري بگم كه شما درك كنيد ولي ميخوام يه جوري بازش كنم كه اميدوارم بفهميد دارم چي ميگم ولي خيلي طولاني ميشه
فكنم بايد با جزئيات بگم تا بفهميد حالا تا اينجا كه من گفتم نظر شما چيه؟؟
چه فكري راجبش ميكنيد اصلا فهميديد چي گفتم
تا مشكل جديدمو بگم
 
 
 
1 پاسخ
پاسخ داده شده 4 ساعت قبل توسط Hana ممتاز (180 امتياز)
مشكلم اينه:
پدرم يه جاي خيلي دور كار ميكنه طوري كه زياد نميتونه بياد پيش ما من دوتا خواهر ديگه هم دارم كه پشت كنكورين والبته يك خواهر يك برادر  ديگه  
كه ديپلم ردين والان ازدواج كردن و بزرگترم هستن
خلاصه شرايط اينا باعث شده كه پدرم تمام اميدش من باشم كه از همه كوچكترم
اون ميخواد من تو كنكور قبول بشم همش كه  زنگ ميزنه ميپرسه من دارم ميخونم يا نه
ولي چطور بتونم بخونم  وقتي آرامش و تمركزي وجود نداشته باشه
الان تنها مشكل من اميد پدرم به منه كه احساس عذاب وجدان بدي رو در من ايجاد كرده
راستش من تو كنكور تجربي شركت كردم و تصميم گرفتم همشونو شانسي جواب بدم
ميدونيد من از شغل معلمي به شدت بيزارم (خيليا. ميگن به خاطر غرور وايناس)
من از اين ميترسم كه اگه برحسب اتفاق معلمي بيارم بابام و اطرافيانم مجبورم كنن.همچين رشته اي رو بخونم ولي من اصلا دوست ندارم معلم بشم
ميخوام برم بدون كنكور اي تي بخونم
ميدونم خيلي خلاصه كردم ولي اگه جاهاييشو نفهميدين بگين بيشتر توضيح.بدم
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۲:۳۶:۳۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

آموزش از طريق مشاوره پيش از ازدواج تا زوج درماني و مشاوره خانواده. راهنمايي و مشاوره تلفني ازدواج و خانواده مركز تهران و جنوب ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲ مركز مشاوره شمال و شرق ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ شمال و غرب تهران ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ مشاوره ازدواج و خانواده شامل آموزش مهارت هاي رفتار با همسر آينده خانواده همسر زوج درماني شناسايي فرد مناسب و از همه مهمتر اطمينان پيش از ازدواج از يك انتخاب درست است! عوامل زيادي در اين امر دخيل هستند كه بايد مورد بررسي و دقت نظر هنگام همسريابي و يا حتي دوست يابي قبل ازدواج به آن توجه كرد. رفع دعواي زن و شوهر و فرزندان اعتياد و مشاوره فردي
نويسندگان
لینک دوستان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 4037
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب