مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان
مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲

عليرغم اينكه افراد سالم ممكن است فكر كنند، افراد مبتلا به بيماري هاي شديد و ناتواني در تمام دوران بدبختي و ترس و وحشت مي كنند.

در واقع، يك مطالعه جديد نشان مي دهد، چنين بيماراني در كل ممكن است همانند كساني كه در معرض شرايط عمده پزشكي هستند شاد باشند.

يافته ها به شواهد رو به رشدي افزوده مي شود كه بيماران و معلولان با شرايط خود سازگار مي شوند و انعطاف پذيري روح را نشان مي دهند كه بسياري از افراد سالم نمي توانند تصور كنند. اين كتاب در شماره جديد مجله روانشناسي تجربي منتشر شده است: توسط يك تيم تحت نظارت محققان دانشگاه علوم پزشكي ميشيگان منتشر شده است.

محققان با داشتن 49 زوج بيماران دياليزي، يافته هاي شگفت انگيز خود را به دست آوردند و افراد سالم هر هفته چند ساعت يك بار با استفاده از دستيار ديجيتال دستي (PDA) مانند پالم گزارش دادند. بيماراني كه حداقل سه ماه در دياليز بودند، مراجعه به مركز همودياليز سه يا چند بار در هفته به مدت ساعت در يك زمان براي تميز كردن خون آنها، زيرا كليه هايشان شكست خورده بودند.

نويسنده جيسون رييس، يكي از فارغ التحصيلان سابق UM در دانشگاه پرينستون ، PDA ها را به طور تصادفي در هر دو ساعت يك هفته يكبار بطور تصادفي بطور صحيح برنامه ريزي كرده و شركت كنندگان را سريعا با اتمام يك سري سريع رتبه بندي .

ريس مي گويد: "مزيت بزرگ استفاده از PDA اين است كه شما مي توانيد عكس هاي مناسبي از تجارب شخص را دريافت كنيد، نه فقط به تكيه بر تصورات كلي آنها در زندگي آنها،" ريس گفت، اضافه كرد كه مطالعات متعدد نشان داده است كه چنين برداشت هاي كلي در انواع مختلف از راه ها "عكس هاي ما نشان داد كه بيماران در اكثريت قريب به اتفاق حالات خوب داشتند و حالات آنها به طور قابل توجهي بدتر از افراد سالم نبود."

مي گويد: "اين شواهد بيشتري است كه مردم به دليل ناراحتي هاي شديد مانند احساس ناراحتي هاي شديد، مانند نارسايي كليه در مرحله پاياني، انعطاف پذير مي شوند." Peter Ubel، MD، استاد پزشكي داخلي و روانشناسي UM و پزشك متخصص در سيستم مراقبت بهداشتي VA Ann Arbor مي گويد: . "افرادي كه چنين حوادثي را تجربه نكرده اند فرض مي كنند كه شادي آنها را از بين ببرد، در حقيقت اين احتمالا نمي تواند باشد."

در واقع، محققان دريافتند كه شركت كنندگان سالم به ميزان قابل توجهي از ميزان كه بيماران مي توانند با دياليز سازگار شوند، دست كم گرفته شده اند. هنگامي كه خواسته مي شود تصور كنيد كه آنها خود بيماران دياليزي هستند و براي برآورد درصد زماني كه آنها سطوح مثبت و منفي مختلفي را تجربه مي كنند، شركت كنندگان سالم فرض مي كنند كه بدبخت خواهند بود.

آنها تصور مي كردند كه خلق هاي منفي بيشتر وقت خود را تجربه مي كنند و به طور متوسط ​​روحيه اي دارند كه بسيار پايين تر از آن چيزي است كه واقعي بيماران تجربه كرده اند.

جالب توجه است كه به نظر ميرسد كه بيماران خود را انطباق ناديده بگيرند. وقتي كه خواسته شد تصور كنيد كه احساسات آنها تجربه مي كنند اگر هرگز نارسايي كليه را تجربه نكرده باشند، بيماران برآورد مي كنند كه آنها احساسات بسيار خوبي را نسبت به آنچه كه توسط شركت كنندگان در مطالعه سالم تجربه مي كنند تجربه كنند.

اين مطالعه شامل شركت كنندگان سالم بود كه سن، جنس، نژاد و تحصيلات آنها مشابه بيماران بود. در مجموع، 60 شركت كنندگان سفيد، 36 سياه و سفيد و اسپانيايي بودند.

داستان هاي مربوطه

اوبل يادآوري مي كند كه اين مطالعه بيش از آن كه فقط يك نگاه اجمالي به شادي يك ساعته افراد سالم و سالم داشته باشد. همچنين ممكن است به تصميم گيري هاي سياسي و شخصي در مورد درمان هاي بيماري هاي جدي كمك كند.

به عنوان مثال، كسي كه سالم بوده اما تصميم گيري در مورد اينكه آيا يا نه كولوستومي، قطع عضو يا يك عمل جراحي خطرناك باشد ممكن است نگران باشد كه اين روش باعث ناتواني در زندگي او خواهد شد. اما در واقع، احتمالا نمي تواند باشد.

اين چيزي نيست كه بگوييم يك فاجعه مهم در سلامت زندگي يك فرد را تغيير نمي دهد و يا اينكه رفتن دياليز، از دست دادن يك عضو يا استفاده از يك صندلي چرخدار تجربه زندگي فرد را تغيير نمي دهد. همچنين نمي گويند چنين تغيير بزرگي بدون دوره هاي نااميدي و دشواري، خطر افسردگي يا اثرات آن بر وضعيت اجتماعي يا اقتصادي فرد نباشد.

اما شواهد حاصل از مطالعه جديد و مطالعات قبل از آن، نشان مي دهد كه افرادي كه از طريق چنين تغييراتي رنج مي برند، تمايل به پاسخ عاطفي خود را به زندگي جديد خود مي دهند. به گفته برخي از بيماران اوبل، "چه چيزي در شكايت وجود دارد؟"

اوبل مي گويد: "مردم انعطاف پذيرتر از آنچه فكر مي كنند مي توانند باشند، و مي توانند از طريق چيزهايي كه احتمالا هرگز آنها را فريب ندهند، از دست بروند." "اين واقعيت كه مردم به نظر ميرسد در برآورد اثر بيماري براي خلق و خوي بسيار ضعيف هستند، به برخي از شيوههايي كه از تخمينهاي كيفيت زندگي در سياستگذاري و تحقيق استفاده ميكنند، بحث ميكند."

محققان همچنين علاوه بر ضبط "عكس" خلق و خو و پيش بيني هايي از زندگي در كفش هاي گروه ديگر، بيماران و كنترل هاي سالم را به ياد مي آورند و حالات رواني كه در طي هفته اي كه PDA انجام داده اند را يادآوري مي كند. در حالي كه افراد سالم به طور متوسط ​​خلق و خوي متوسط ​​هفته گذشته خود را بدست آوردند، بيماران در فراخواني آنها كاملا دقيق بودند. محققان حدس مي زنند كه دقت فراخوان بيماران ممكن است در فرايند انطباق دخيل باشد اما مي گويند تحقيقات بيشتري در اين زمينه مورد نياز است.

كودك بي قرار

محققان در حال حاضر اميدوارند كه استفاده از اقدامات رفاه مبتني بر لحظه اي را براي ارزيابي افراد با طيف وسيعي از شرايط بهداشتي، از جمله كساني كه با درد و بيماري روحي مرتبط هستند، گسترش دهند، كه در آن داستان انطباق بسيار متفاوت است.

بين 49 بيمار و 49 فرد سالم تفاوت ميانگين ساعت در ساعت از ميزان خلقي آنها وجود نداشت، كه در كل باعث شد كه در سمت مثبت قرار بگيرد. همچنين بين دو گروه در ميانگين اندازه گيري هاي خاص لحظاتي مانند "افسرده"، "خوشحال" يا "نگراني / اضطراب" تفاوتي وجود نداشت. حتي سوالاتي در مورد درد، خستگي و رضايت كلي زندگي نشان داد تفاوت معني داري وجود ندارد.

تيم تحقيقاتي علاوه بر "اوبل و رييس" شامل جورج لووانشتاين از دانشگاه كارنگي ملون، جاناتان بارون و كريستوفر جيپسون از دانشگاه پنسيلوانيا و آنگلا فاگرلين از دانشگاه ميشيگان بود. Ubel هدايت مي كند و Fagerlin يكي از اعضاي برنامه UM براي بهبود تصميمات بهداشت و درمان است . www.pihcd.org .


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۶ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۷:۱۲:۱۵ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

وسواس فكري و اعتياد به عشق

زماني كه وسواس فكري عملي بر ما غلبه مي كند، قدرت اراده و ميزان خرسندي از زندگي مان رو به ضعف و انحطاط مي رود. در اين اختلال، ما تحت تأثير افراد و وقايع قرار مي گيريم كه در نتيجه به طور خودكار مشروح مكالمات و صحبت هاي گذشته را دوباره در ذهن مان شبيه سناريو منعكس مي كنيم. هنگام مكالماتمان علاقه كمي به آنچه ديگران مي گويند نشان مي دهيم و فوراً سر صحبت وسواس و فراموشكاري مان را باز مي كنيم تا بر مخاطبمان تأثير بگذاريم. وسواس هاي فكري از نظر شدت تفاوت دارند. در وضعيت خفيف ما سعي در منحرف كردن حواسمان از محرك هاي مزاحم داريم؛ اما در وضعيت شديد، تفكرات بر وسواس غالب مي شوند. همانطور كه در حالت اضطراري وسواس قادر به كنترل هشياري خود نيستيم و حتي با استدلال و منطق نيز قانع نمي شويم. تفكرات سرعتي پيش رونده و انتقالي يا تعميمي دارند كه از نگراني هاي مداوم، خيال يا بررسي عكس العمل و كارها نشأت مي گيرند. وسواس ها مي توانند ذهن و عملكردمان را مخدوش كند. آنها مي توانند افسار زندگي مان را به دست گيرند چنانچه از زمان، خواب و حتي روزها يا هفته هاي خاطره انگيز و فعاليت هاي مفيد و زاينده غافل مي شويم. وسواس ها موجب ناتواني مان مي گردند و گاهي اوقات ما را ملزم به انجام رفتارهاي وسواسي از قبيل كنترل مكرر ايميل ها، وزن يا درهاي قفل شده مي كنند. ما قادر به رسيدگي به خود و احساساتمان نمي باشيم و توانايي استدلال و حل مسئله را نيز نداريم. اين گونه وسواس ها معمولا ريشه در ترس دارند.

بيشتر بخوانيد: فرآيند عشق در مغز

وسواس و اعتياد

وابستگي هاي روانشناختي از جمله اعتيادها بر جنبه هاي محيطي تمركز دارند. اعتيادها شامل موارد الكلي مانند اعتياد به شراب، اعتياد به رابطه جنسي و اعتيادهاي غذايي مي شوند. تفكرات و رفتارمان حول مقصود اعتياديمان مي چرخد در نتيجه؛ واقعيت و درستي خودش را در لفافه اي از شرم مي پيچد. ليكن، ما مي توانيم به همه كس يا همه چيز وابسته شويم. دغدغه مان در احساس شرم اين است كه ديگران چگونه ما را ادراك مي كنند كه منجر به اضطراب و وسواس هاي نگران كننده‌اي از قبيل اينكه ديگران چطور راجع به اعمال گذشته، حال و آينده مان فكر مي كنند، به ويژه قبل و بعد از هر گونه عملكرد يا رفتاري كه ديگران هنگام تعيين وعده ديدار و بدقولي كردن بعد از آن مي بينند. همچنين احساس شرم موجب ناامني، شك، خود انتقادي، دودلي و احساس گناه غيرمنطقي مي شود.

احساس گناه طبيعي همچنين مي تواند معطوف به وسواس شود كه آن نيز به روزها و ماهها شرم از خود مي انجامد. احساس گناه طبيعي با تغيير و اصلاح رفتار كاهش مي يابد اما، شرم در برابر تغيير مقاومت مي كند به دليل آنكه مي گوييم ما بد هستيم نه اعمالمان و خود را مقصر مي دانيم.

وسواس هاي فكري و رابطه ها

شخصيت هاي وابسته مشكلشان شامل وسواس در مورد فردي كه دوست دارند و حمايت از او مي باشد. افكار آنها ممكن است قابل كنترل نباشند و نگران شكل گيري رفتارهاي الكلي باشند؛ در حالي كه نمي دانند اعتياد آنها به فرد مقابل مانند اعتياد به الكل است. وسواس فكري مي توانند منجر به اعمال اجباري براي كنترل ديگران شوند، مانند تعقيب كردن ديگران، خواندن دفترچه خاطرات، ايميل ها يا مدارك فرد ديگري، آبكي كردن بطري نوشابه براي اينكه تاثيري نگذارد، جستجوي كليد، و يا داروهاي مخدر. هيچيك از اين موارد مفيد و كمك كننده نيستند بلكه فقط موجب آشفتگي بيشتر و ناسازگاري مي شوند. اكثر ما به فرد ديگري وسواس مي شويم، بيش از آنكه به خودمان و فرو رفتن در باتلاق نابودي بينديشيم. وقتي ديگران حالمان را مي پرسند ممكن است فوراً موضوع را به فردي كه ذهنمان را درگير كرده؛ معطوف كنيم.

در رابطه هاي رمانتيك جديد فكر كردن در مورد كسي كه دوستش داريم تا حدي عادي است، اما براي افراد وابسته به اين حالت نمي ماند. زماني كه نگران و دلمشغولي وجود ندارد ممكن است ما به جهت گيري شريكمان وسواس شويم يا از دست نوشته هايي تهديد آميز را براي لطمه زدن به رابطه استفاده كنيم. همچنين، وسواس فكري ما ممكن است از روي فرح بخشي مانند خيالبافي ها در مورد افسانه، رابطه جنسي يا كسب مقام و قدرت باشد.

ممكن است آن نوع رابطه يا شخص خواهان و مطلوبمان را تجسم كنيم. تفاوت زياد بين تخيلات ما و واقعيت ممكن است حاكي از آن باشد كه ما در زندگي مان غرق شده ايم. برخي از وابستگي ها به عنوان عشق يا دوست داشتن وسواسي فرض مي شوند. آنها ممكن است روزي چند بار با كسي كه عاشقش هستند تماس بگيرند، و خواستار توجه و واكنش هاي او باشند و به آساني نيز او را  مورد آسيب، طرد يا بي اعتنايي قرار دهند. در واقع؛ در كل اين عشق و دوست داشتن نيست بلكه اظهار درماندگي مستلزم پيوند و فرار از تنهايي و پوچي دروني است. عشق وسواسي معمولاً به شكلي متفاوت به فرد ديگري ضربه مي زند. در يك عشق واقعي پذيرفتن شخص ديگري مطرح است و  اينكه براي خواسته هايش احترام قائل مي شود.

براي مطالعه بيشتر: ده حقيقت روانشناسي كه هر عاشقي بايد بداند.

 

علت وسواس فكري چيست؟

انكار يك نشانه عمده وابستگي است؛ انكار واقعيت هاي دردناك، اعتياد (به خودمان و ديگران)، و انكار نيازها و احساساتمان. بسياري از افراد وابسته وجود دارند كه در توصيف احساساتشان ناتوان هستند يا آنها ممكن است فقط بتوانند احساسات خود را نام گذاري كنند، نه اينكه بتوانند احساس خود را توصيف كنند. اين ناتواني در تحمل احساسات دردناك دليل ديگري است در اينكه چرا با يك وابستگي ما مستعد وسواس هستيم. وسواس ما را در برابر احساسات دردناك محافظت مي كند. بنابراين، ممكن است به عنوان يك مكانيسم دفاعي در برابر درد نيز در نظر گرفته شود. هر چقدر هم كه وسواس ها ناخوشايند باشند واسطه هيجان هاي زيربنايي و مهمي مانند غم، تنهايي، خشم، پوچي، شرم و ترس مي شوند. اين وسواس مي تواند ترس از طرد و ترس از فردي كه دوست داريم باشد.

اغلب احساسات خاص شرم آور هستند به دليل آنكه آنها در كودكي شرم بودند. وقتي كه در بزرگسالي طغيان مي كنند ممكن است در عوض ما دچار وسواس شويم. اگر به احساس خشم و ابراز آن اعتقادي نداشته باشيم؛ پس ممكن است قادر به ابراز خشم نسبت به آنها نباشيم تا اينكه به خودمان اجازه عصباني شدن را بدهيم. اگر احساس غم ما به وسواس تبديل شود، نسبت به يك ارتباط رمانتيك وسواس پيدا مي كنيم تا از احساس درد تنهايي يا طرد اجتناب كنيم.

البته گاهي اوقات، ما واقعاً دچار وسواس فكري مي شويم زيرا از اينكه معشوقه مان اقدام به خودكشي كند، دستگيرشود يا بميرد و يا كسي را در حالت مست به قتل برساند واهمه داريم. همچنين در عين حال ممكن است از يك مشكل كوچك وسواس داشته باشيم و سعي مي كنيم از مواجهه با به يك مشكل بزرگ خودداري كنيم. براي مثال، مادر معتاد به يك دارو ممكن است نگران شلختگي و تغيير وضع پسرش شود اما با او برخورد نكند يا حتي نپذيرد كه ممكن است فرزندش به دليل اعتيادش بميرد. يك شخص كمال گرا ممكن است در نقص كوچكي در ظاهرش دچار وسواس شود اما احساس حقارت و دوست داشتني نبودن را نپذيرد.

نكاتي براي بررسي وسواس ها

بهترين روش از بين بردن سواس فكري آن است كه عقل را رها كنيم و به احساسات بچسبيم!

در صورتي كه وسواس فكري براي خودداري از ابراز احساسات باشد؛ ممكن است نياز باشد كه احساسات را از نزديك لمس كنيم و به آنها اجازه آزادشدن دهيم بلكه به برطرف كردن وسواس مان كمك كند. اگر وسواس به ما كمك مي كند تا از عملي اجتناب كنيم، مي توانيم كمك بگيريم تا پذيراي رويارويي با ترس و واكنش آن شويم. زماني كه وسواس هاي فكري-عملي غيرمنطقي است و به احساسات اجازه برطرف كردن آنها را نمي دهند ممكن است دليلي براي درميان گذاشتن و برون ريزي آنها با يك دوست يا روان درمان باشد.

  1. از خودتان بپرسيد” من چه احساسي دارم؟” و صبورانه تا زماني كه آن را مي فهميد، منتظر بمانيد.
  2. با خود انديشيدن را براي آرام كردن ذهنتان به كار ببريد.
  3. با موسيقي مهيجي آرام گام برداريد و به خودتان اجازه حس كردن را بدهيد.
  4. در مورد احساساتتان بنويسيد ( ترجيحاً با دست غيرغالب تان) و آن را براي شخصي بخوانيد.
  5. در جلسات گروه درماني با افراد مشابه خودتان شركت كنيد.
  6. زماني را به قدم زدن در طبيعت اختصاص دهيد.
  7. متون معنوي را مطالعه كنيد يا در محافل مذهبي شركت كنيد (توجه داشته باشيد كه افراط در تمايلات مذهبي و عالم معنوي نيز منجر به وسواس مي شود).
  8. اگر شخص وسواسي شده ايد، حتما يك متخصص روان شناسي پيدا كنيد و به ان مراجعه كنيد.
  9. انرژي تان را صرف شبكه هاي اجتماعي بيرون از خانه كنيد.
  10. ايده يا كار خلاقي را ترتيب دهيد.
  11. به دنبال علاقه و تمايلاتي باشيد كه مايۀ پيشرفت، حركت و پرورش روح و روان شما مي شوند.
  12. آنچه را كه از انجام آن لذت مي بريد انجام دهيد. از كسي انتظار فراهم كردن لحظات فرح بخش را نداشته باشيد.
  13. اگر وسواس زياد در رابطه ناموفق داريد، ليستي ازكارها را براي انجام دادن و فكر كردن به آن تهيه كنيد.

منظور از وسواس در اين مطالعه اختلال وسواسي ـ اجباري  (OCD) نمي باشد كه نوعي اختلال رواني است و بر يك درصد از بزرگسالان تأثير مي گذارد. اين اختلال در دوره كودكي شروع مي شود و اعتقاد بر وجود بر يك مؤلفه ژنتيكي در اين اختلال مي باشد. اين اختلال ممكن است تنها شامل وسواس ها شود و معمولاً موضوعاتي است در مورد:

  • ترس از ناپاكي و كثافت
  • گذاشتن چيزها به ترتيب و هم سو
  • داشتن تفكراتي پيش رونده و مخوف در مورد آسيب به خود و ديگران
  • خطور كردن تفكرات ناخواسته اي مانند پرخاشگري، تمايلات جنسي يا موضوعات مذهبي

منبع: مقالات كانون مشاوران ايران


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۰۸:۱۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
خيلي از خانم ها فكر مي كنند كه هر چه در مورد بچه داري لازم است را پيش از تولد فرزندشان در كتاب ها خوانده و مطالعه كرده اند. اما اغلب اوقات بيشتر آن اطلاعات نوعي اتلاف وقت هستند. خيلي از مادرها آرزو مي كنند پيش از اينكه بچه دار بشوند، چيزهاي ديگري در كتابها نوشته شده بود تا مي توانستند در مورد آنها بخوانند. چيزهايي نظير اين موارد:

.شما در پروسه بچه داري و بزرگ كردن بچه درگير خواهيد شد. هر روز صبح مادر و پدر متفاوتي براي بچه اي كه او هم هر روز تغيير مي كند، خواهيد بود. تغييراتي كه در هر ساعت و هر دقيقه و مقابل چشمان شما رخ مي دهد. روزهاي خوب و بد وجود خواهند داشت. دقايق خوب و بد و همچنين انتخاب هاي خوب و بد در راه خواهند بود. احتمالا خيلي از كارها را اشتباه انجام مي دهيد. با خودتان مهربان باشيد. براي اينكه فرزندتان شما را خيلي زياد دوست داشته و به شكلي ناباورانه به شما نياز خواهد داشت. در واقع شما داريد از كوه اورست در شرايط بسيار بدي بالا مي رويد.
2. بدن شما بعد از زايمان شرايط سختي خواهد داشت و درد و مشقت زيادي تحمل خواهد كرد. اين شرايط براي مدتي ادامه خواهد داشت. اما بدانيد كه يك انسان درست كرده ايد. پس آرام باشيد. غذاي خوب بخوريد. وقتي حالتان بهتر شد، كمي قدم بزنيد. به حرف آنهايي كه مي گويند زيبا هستيد، گوش دهيد. ارزش هاي خودتان را بشناسيد.
3. بچه شما شبيه بچه هاي ديگر نيست. او قرار نيست شبيه آنچه كتاب ها مي گويند رفتار كند. قرار نيست هرچه كتابها مي گويند، دوست داشته باشد و هركاري كه آنها مي گويند، انجام دهد. همه اين موارد طبيعي و خوب هستند. بهترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد، كنار گذاشتن كتابها و شناختن بهتر بچه تان است. او چه شكلي است؟ چه چيزي او را به خنده مي آورد؟ در چه شرايطي بهترين خواب را دارد؟ گرسنه بودن او چه شكلي است؟ كشف اين موارد از توصيه ها و راهكارهاي يك غريبه بيشتر به درد شما مي خورد. نبايد زندگي خودتان را شبيه يك مدل خاص بكنيد. مجبور نيستيد از قوانين پيروي كنيد. شما بايد زندگي اي بسازيد كه براي شما خوب باشد.
4. بايد از گفتن اين جمله به مردم كه هرچيز راحت و بدون درد است، دست برداريم. ما در فرهنگي زندگي مي كنيم كه مردم فكر مي كنند هرچه آسان تر است، بهتر است و اگر چيزي شما را آزار دهد، اشتباه است. اما حقيقت اين است: گاهي اوقات چيزهايي سخت و دردناك هستند كه خيلي خيلي خوب هستند. هر از گاهي در نقش والدين، يكي از چيزهايي كه فكر كرديد خيلي سخت هستند، واقعا ساده هستند. در نقش والدين، ما با مسايل مختلفي مي جنگيم و مبارزه مي كنيم. فقط به خاطر اين كه بچه شما در پنج هفتگي شبها نمي خوابد و در اولين سال تولدش با چنگال غذا نمي خورد يا زياد گريه مي كند و * هايتان از شير دادن زخم مي شود، فقط به خاطر اينكه اين چيزها آسان نيستند و دردناك هستند، لزوما اشتباه نيستند. گاهي اوقات، سختي بد نيست. اغلب حتي خوب هم است. ما سخت بزرگ مي شويم. پدر و مادر بودن سخت است. هر كتابي كه غير از اين به شما مي گويد، مزخرف است.
5. هرچه سريع تر بتوانيد چگونگي پذيرفتن توصيه هاي ناخواسته را بفهميد، سال راحت تري پيش رو خواهيد داشت. به هر دليلي، مردم دوست دارند در مورد بچه ها، حرف بزنند و نظر بدهند. البته بيشتر اين توصيه ها با قصد و غرض خوب مطرح مي شوند. خيلي از مردم وقتي كه اين توصيه ها را مي كنند به شما مي گويند كه اين سيستم در مورد آنها خوب جواب داده و از آنجا كه شما را خسته مي بينند، مي خواهند راهي مناسب به شما پيشنهاد دهند. مساله اين است: مي توانيد در 12 ماه نخست در يك مود كاملا دفاعي فرو رويد و مي توانيد در مورد نظريات آنها شك كرده و لبخند بزنيد و تشكر كنيد و خودتان در مورد اينكه چه چيزي براي بچه شما مناسب تر و بهتر است تصميم گيري كنيد. همه مي خواهند شما موفق باشيد. ضمن اينكه نظر بقيه اصلا مهم نيست. به خصوص كه شما درحال بزرگ كردن يك بچه هستيد و اين شگفت انگيز است.
6. وقت اين رسيده كه نسبت به هرچيزي انعطاف پذير باشيد. برنامه هاي روزانه، خواب، ركورد بي نظير وقت شناسي شما، بهترين لباس ها و روابط شما همه چيز بعد از بچه دار شدن، بهم ريخته و پيچيده خواهد شد. دو راه پيش رو داريد. يا اينكه غرورتان را كنار گذاشته و انعطاف پذير شويد يا اينكه اصلا اين طور نباشيد. كمك بخواهيد. به شكست هايتان اعتراف كنيد. تاخير داشته باشيد. لباس خواب خود را از تن در نياوريد. به ظرف ها بي اعتنايي كنيد. ممكن است خيلي چيزها را از دست بدهيد ولي اشكالي ندارد. اين تجربه شگفت انگيز است. شايد شما يكي از آن والديني باشيد كه يك بچه جادويي نصيبشان شده كه دقيقا همه چيز را مطابق آنچه در كتاب ها نوشته شده، انجام مي دهد يا اينكه به طور ذاتي خيلي دقيق و منظم در زندگي سازمان يافته و افسانه اي شما جا مي گيريد و با آن تطبيق پيدا مي كند. البته اين هم يك معجزه است.
7. بزرگ كردن يك بچه سخت ترين كاري است كه ممكن است خيلي از ما در زندگي انجام داده باشيم. مي توانيم به يكديگر چيزهايي ياد بدهيم و تصميمات يكديگر را نقد كنيم يا از هم ايراد بگيريم و يكديگر را دوست داشته باشيم و بچه ها را ستايش و تحسين كنيم و به يكديگر كمك كنيم و موفقيت و پيروزي را جشن بگيريم. اين تصميم سختي نيست. هيچكس به اين موضوع اهميت نمي دهد كه شيوه شما بهتر است. همه به اين اهميت مي دهند كه بچه شما چه اندازه دوست داشتني است. رفتار بدي نداشته باشيد. اين خيلي هم سخت نيست.
8.موفقيت يعني خواستن براي بزرگ شدن. حقيقت اين است: شما خيلي در مورد هر چيزي نمي دانيد. يك سال بعد از الان، زماني كه بچه شما يك ساله شد، شما هنوز چيز زيادي نخواهيد دانست. پس از اشتباهات خود درس بگيريد. تواضع داشته باشيد و ذهنتان را باز نگه داريد. وقتي بهتر مي دانيد، بهتر عمل كنيد. سعي كنيد فردا پدر و مادر بهتري نسبت به امروز باشيد و هميشه و هر روز تا جايي كه مي توانيد بهتر شويد. در مورد يك سري كارها تلاش كنيد و اگر نتيجه نگرفتيد، آنها را كنار بگذاريد. زندگي يك بازي نيست. به جاي شمردن دقايق، در آن لحظات زندگي كنيد. و بچه تان را به شكلي باورنكردني دست داشته باشيد.
 

موضوعات مشابه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۰۶:۰۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

با سلام .خواستگاري دارم كه طي يك جلسه اي كه راجب مسائل جنسيتي صحبت كرديم ميگف نميخوام رابطه به صورت يكنواخت و طوري كه همه انجام ميدن باشه هميشه .دو نفر ميتونن نقش هاي مختلف داشته باشن و يه موقعا رابطه به صورت بازي باشه .و از تجربه چيزاي جديد هرچند احمقانه به نظر بيان خوشش مياد.
منظورش چيه ازين حرفا؟
افراد متاهل خيلي ممنون ميشم اگه راهنماييم بدن

همسرم ممكنه مشكلي داشته باشه ؟ يا خواسته اي طبيعيه؟

پاسخ : بازي هاي جنسيتي

هر رفتاري كه در راستاي روابط جنسي بين زن و شوهر باشه.
مشكل خاصي نداره .
چون براي جلوگيري از عادي شدن جذابيت جنسي موثره.
البته در اين مورد ايشون بايد بيشتر توضيح ميدادن.
كه منظور واقعي چي هست؟

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۰۴:۱۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

ازدواجمشاوره

سلام وقتتون بخير بنده مردي 47 ساله و داراي دو پسر هستم 23 و 20 ساله دو بار ازدواج نا موفق داشتم پسرام از همسر اولم هست دليل جدايي با همسر اولم اعتيادم بود سواي اينكه اختلافات اخلاقي زيادي داشتيم ولي حقيقت اينه اعتياد عامل اصلي بود بعدش با بچه هام خونه پدرم چن سالي زندگي ميكرديم و اعتيادم رو به طور كامل ترك نكرده بودم و پدر مادرم هم خسته شده بودند و از سر ناچاري و اينكه تحت فشار بودم ازدواج كردم تو اون مقطع موقتي ترك كرده بودم و سر اينكه از سر ناچاري بود ازدواج هيچ وقت همسرم رو عميقا دوس نداشتم البته بعد از چن سال اعتيادم رو به طور كامل ترك كردم الان نزديك 12 سال پاكم خدا رو شكر اين زندگيم ادامه داشت تا اينكه تقريبا 9 ماه پيش جدا شديم از هم بعد از 11-12 سال زندگي زودتر طلاقش ميدادم ولي هميشه مهريه مانع بود كه ديگه كوتاه اومدن كمتر خواستن.الان 9 ماهه طلاق گرفتم گزينه هاي زيادي رو واسه ازدواج اشنا شدم ولي هيچكدوم به دلم ننشستن تا اينكه با خانومي اشنا شدم كه مطلقه هستن و يه پسر ده ساله دارن خود ايشون كاملا مورد تاييدم هستن ولي هر جور فك ميكنم نميتونم يه پسر قبول كنم درسته خيلي ثواب داره و يه كار معنويه ولي واقعا اينو تو خودم نميبينم از طرفي هم با خودم ميگم با اين شرايط من كسي نمياد با دو تا بچه بزرگ واقعا تو دو راهيه بدي هستم نميخام دوباره اشتباه كنم ببخشيد طولاني توضيح دادم براي اينكه پاسخ دقيقي از شما بگيرم بايد دقيق توضيح ميدادم .ممنون ميشم راهنماييم كنين

پاسخ (3)

  1. 0 votes

    اقاي احسان : بهتره قبل از هر تصميمي موارد زيرو مطالعه بفرماييد
    اول از همه بايد با اين موضوع كنار بيايي. پذيرش خانواده ات، همسر اينده و فرزندش يك طرف قضيه است و پذيرش خودت طرف ديگر قضيه. بايد خيلي منطقي در مورد تصميمت فكر كني. هر دختر و پسري اگر از روي هيجان و احساس به تنهايي تصميم بگيرند، كار اشتباهي كرده اند اما در مورد تو اين اشتباه بيشتر و پررنگ تر است.

    قدم دوم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    اگر شخصيت، تجربيات و ويژگي هاي اين خانم و مهم تر از همه علاقه تو به او به گونه اي است كه شرايط متفاوت زندگي با او را برايت امكان پذير مي كند، بايد ببيني كه آيا مدتي بعد از شروع زندگي مشترك هم همين حس را خواهي داشت يا نه. چون چند وقت بعد، زماني كه وارد يك خانه شديد، بايد فرزند او را هم همان قدر بپذيري كه اگر خودت فرزندي داشتي.

    قدم سوم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    اوايل آشنايي و زندگي مشترك، اكثر زوج ها با مشكلاتي روبه رو هستند. سال هاي اول ازدواج، روزهاي شناخت از هم و كنار آمدن با تفاوت هاست. در اين سال ها همه زوج ها بيشترين تنش ها را با هم دارند و در واقع يك سال اول زندگي، پرتلاطم ترين سال است. اول بايد درك كني كه اين تلاطم ها براي شما در هر صورت وجود دارد و نبايد آن را به شرايط خاص همسرت و وجود فرزند او ربط دهي. اما در كنار آن بايد بپذيري كه شرايط تو قدري با ديگران متفاوت است. تو مي خواهي در زندگي بروي كه به يكباره پرت مي شود در سال چندم آن و حضور يك فرزند كه رابطه شما را تحت تاثير قرار مي دهد.

    قدم چهارم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    بايد ببيني ارتباطت با بچه ها چطور است؟ آيا بچه دوست هستي؟ آيا مي تواني سر و صدا و لجبازي بچه ها را تحمل كني؟ همه ما آدم ها فرزندان خود را دوست داريم اما همه ما تحمل سرو صدا و آزار بچه هاي ديگر را نداريم. اگر كسي هستي كه نسبت به بچه ها احساس خوبي نداري بهتر است به اين موضوع فكر نكني.

    قدم پنجم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    بايد بسنجي كه آيا مي تواني آنقدر صبوري كني تا از مرحله پذيرش فرزند همسرت عبور كني. شايد مثل فيلم ها او خيلي زود تو را قبول نكند و مدت هاي زيادي به چشم يك رقيب كه مادرش را از او گرفته به تو نگاه كند. طلاق كابوس بچه هاست و ازدواج دوباره والدين در سنين كودكي باتوجه به اينكه اميد به برگشت به زندگي گذشته را در آنها از بين مي برد، در بيشتر موارد مورد تنفر است. مي تواني با رفتار معقول و منطقي خود كمك كني تا فرزند همسرت، تو را كنار مادرش بپذيرد؟ بايد به اين سوالات كاملا منطقي جواب دهي.
    اگر بخواهي خودت گرفتار حس حسادت بشوي و نتواني همسري كه تازه به زندگيت آمده را با فرزندش تقسيم كني، خيلي زود او را خسته مي كني.قرار گرفتن بين تو و فرزندش باعث مي شود مدام احساس گناه كند كه براي يكي از شما كم مي گذارد و اين احساس روحيه او را تخريب خواهد كرد.

    قدم ششم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    حالا كه درباره همه اين موارد فكر كردي، وقتي تصميم به چنين ازدواجي گرفتي، بايد نسبت به نحوه نگهداري از فرزند همسرت اطلاع كامل پيدا كني. همسرت، همسر سابقش را مي بيند؟ با او حرف مي زند؟ بايد بداني كه ارتباط آنها به طور كامل از بين نمي رود چون فرزند مشتركي دارند كه براي هميشه آنها را به هم مربوط مي كند. همه زوج هاي جوان دوست دارند باهم تنها باشند، شما ممكن است ماه عسل را به تنهايي برويد اما در بقيه موارد تنها نخواهيد بود و حتي شايد در تمام سفرهاي بعدي فرزند همسرتان با شما باشد. مي توانيد با اين موضوع كنار بياييد؟

    قدم هفتم براي ازدواج با خانمي كه بچه دار است :
    بايد سعي كني فرزند همسرت را هم مانند فرزند خودت بپذيري و زماني كه پا به خانه تو گذاشت به چشم فرزند كس ديگري به او نگاه نكني. برخورد تو مشخص مي كند كه خانواده ات چه رفتاري داشته باشند. مخالفت والدين تو با اين ازدواج زماني واقعا بر طرف مي شود كه شاهد خوشبختي شما باشند.

    هر ازدواجي با خود مشكلاتي را در پي دارد، اينكه شخص مورد علاقه تو صاحب فرزند است در مقابل برخي ازدواج هاي ديگر، مشكل به حساب نمي آيد. فقط بايد در تصميمت استوار باشي و مسائلي كه گفتم را رعايت كني. مهم ترين آنها اين است كه بداني كار ارزشمند اخلاقي مي كني و اگر فرزند او را از صميم قلب دوست داشته باشي، او نيز با تو ارتباط خوبي برقرار مي كند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۰۶:۴۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مقابله  با كابوسهاي شبانه كودكان

>
مقابله  با كابوسهاي شبانه كودكان

كابوس هاي شبانه كودكان مي توانند مشكلاتي را هم براي والدين و هم كودكان ايجاد كنند، نه تنها به اين دليل كه انها در خواب افراد اختلال ايجاد ميكنند، بلكه بسته به نوع واكنش شما ، كابوس ميتواند باعث مشكلاتي براي شروع خواب و عادتهاي شب بيداري طولاني مدت شود. كودكان مضطرب اغلب با جيغ از خواب بيدار مي‌شوند، يا بعداز داشتن يك كابوس به اتاق والدين يا سرپرستان خود مي روند.

به عنوان مادر، پدر يا سرپرست، اولين كار شما به صورت غريزي اين استكه بخواهيد انها را آرام كنيد كه كامل قابل درك است. هرچند اينكه چطور شما آنها را ارام و براي مقابله تشويق مي‌كنيد مي‌تواند نتايج متفاوتي ايجاد كند. درمان كابوس ها بستگي به علت انها متفاوت است. در اين مقاله برخي روش هاي رفتاري براي والدين ارائه شده است.

واكنشهاي معمول والدين به كابوس‌ها

بيشتر والدين و سرپرستان روش‌هاي زير را اتخاذ مي‌كنند:

از كودك مي خواهند تا كابوسش را توضيح دهد.

”  خوابت درباره چه بود؟ به من بگو در كابوست چه اتفاقي افتاد …..”

به كودك خود اطمينان مي دهند كه همه چيز روبراه است.

” نگران نباش. هيچ هيولايي وجود ندارد. اگر تو بخواهي من مي توانم درون كمدت را نگاه كنم .”

” هيچ اتفاق بدي براي من يا پدرت نيفتاده . تو ميتواني ببيني، ما هر دو اينجا هستيم و عاشق تو ايم.”

مشكل اين روش اين است كه وقتيكه شما از انها ميخواهيد تا كابوسش را با جزييات توضيح دهد، شما اين اتفاق را زنده مي‌كنيد: كودك شما به احتمال بيشتري كابوس را به خاطر مي اورد! اگر كودك ما كابوس را به خاطر بيا ورد، احتمالش زياد است كه نخواهد به تخت خواب خود برگردد يا تنها باشد. او ممكن است حتي همان كابوس را دوباره ببيند.

 

واكنش‌هاي بهتر نسبت به كابوسها

شما مي‌توانيد بطور قابل توجهي تاثير طولاني كابوس را با دنبال كردن اين راهكارها كاهش دهيد:

با يك ميزان كمي از همدردي شروع كنيد. از اين لغات آرام بخش استفاده كنيد، من متاسفم كه تو ترسيدي،” يا اينكه او را بغل كنيد و به تختخوابش برگردانيد.

سپس، فكر كودك را از خاطره كابوس دور كنيد و انرا روي چيز ديگري متمركز كنيد. اگر شما اينكار را انجام دهيد، خيلي زود او فراموش ميكند كه كابوسش درباره چه بوده. شما ممكن است بگوييد ، ” به صورتت نگاه كن عرق كرده، فكر مي كني بايد براي شستن صورتت به حمام برويم؟ يا  ” تو خيلي ناراحت هستي بيا درباره يك چيز خوب فكر كنيم. نظرت درباره برنامه ريزي براي فردا چيه؟ يا ” چرا ما چند تا نفس ارام نكشيم يا تمرينات ارامش بخش براي اماده كردن تو براي برگشت به خواب انجام ندهيم؟”

شما ميتوانيد برخي از ابزارهاي مقابله  را به اين منظور كه به كودكتان نشان دهيد او اين توانايي را دارد كه احساس بهتري داشته باشد به انها توصيه كنيد. مانند نفس ارام كشيدن يا استفاده از جملات مقابله ، يا فكر كردن درباره يك خاطره بامزه يا برنامه ريزي براي آينده. كودك شما مي‌تواند براي يك مدت كوتاهي كتاب بخواند يا به موسيقي گوش بدهد.

در كودكان بزرگتر و نوجوانان، ممكن است بخواهند درباره علت كابوس صحبت كنند. اگرچه نيمه شب يك زمان خوب براي يك بحث عميق نيست، شما مي‌توانيد به كودك بگوييد كه  خواب و كابوس عبارتست از غرابلگري تصاوير، تجربيات و حس هاي روزانه. به آنها خواب و كابوس نمي توانند آينده را پيش بيني كنند و همچنين نمي‌تواند اطلاعات معناداري را درباره اينكه ما چه كسي هستيم منتقل كنند. درعوض،  اين اطلاعات در خواب و رويا مانند زباله هاي پردازش شده در يك مركز بازيافت هستند. گنجينه هايي (مواردي در روياها ) و زباله هايي بدبو(مواردي در كابوسها) وجود دارند. بدون توجه به اتفاقي كه افتاده مغزبايد انرا غربال كند.

در نهايت با اطمينان به كودك خود بگوييد كه او مي‌تواند به خواب برگردد و يك شب ارام داشته باشد.

مي‌توانيد به اوياداوري كنيد كه اگر او بوسيله افكار يا تصاوير نگران كننده ديگري اذيت مي‌شود مي‌تواند از ابزارهاي مقابله حتي بدون كمك شما استفاده كند.

منبع: كودك و نوجوان


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۰۳:۱۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

سوال شده 5 ساعت قبل در مشاوره رايگان فردي توسط Ankown

سلام و وقت بخير
۳۴ساله و مرد هستم ۹سال هست ازدواج كردم ودخترم ۷سالش هست
دوسال هستش كه همسرم و دخترم خارج از كشور هستن بخاطر ادامه تحصيل
و تو اين مدت هم بدليل اينكه بمن برچسب خيانت زدن قطع ارتباط كردن و مهريه اشون رو دارم پرداخت ميكنم
دوماه هست ك به تازگي قبول كردن تلفني صحبت كنيم
از هيچ محبتي دريغ نكردم هرچي لازم دارن واسشون تهيه ميكنم و ميفرستم اون كشور واسشون
اما متاسفانه همه چيز ي طرفه شده و فقط من دارم بها ميدم و  كششي از سمت خانمم نيست از زبان خودشون هم اينو گفتن كه من اولويت سوم يا اولويت هاي آخر زندگيش هستم و خودش و درسش و دخترش اولويت هاي اولش هستن
از اينكه انقد خورد و كوچيك شدم واقعا ناراحت و عصباني هستم
اما چيزي نميتونم بگم ك مبادا ناراحتي پيش بياد و نخواد بياد ايران
نميدونم چيكار كنم بشدت حس انتقام تو وجودم شكل گرفته و نميدونم چه جوري تخليه رواني بشم و اينكه تا با كسي آشنا ميشم عذاب وجدان راحتم نميزاره و حس ميكنم نبايد تو رابطه جديدي وارد بشم
اما از طرفي هم ميبينم اون ذره اي بهم اهميت نميده با وجود اينكه ميدونه چقد دوسش دارم و واسش همه كار كردم
بهم ريختگي ذهني از يه طرف نديدن خودش و دخترم از طرف ديگه
احساسات سركوب شده و له شده ام كه روزانه اتفاق ميوفته و اينكه واقعا كار درستي هست كه وارد رابطه لااقل زودگذر دوستي ساده بشم يا نه.
همه اينا رو چ جوري بايد تحت كنترل دربيارم و يكم آرامش واس خودم بسازم
راه حلي داريد ممنون ميشم بهم پاسخ بدين

پاسخ داده شده 1 ساعت قبل توسط دكتر روانشناس حرفه اي (78,960 امتياز)

با سلام
دوست گرامي  
ايا موقع ازدواج با همسرتون در مورد مساله حق تحصيل ايشون در خارج از كشور صحبت شد ايا بيان شد كه   ايشون مجاز به ادانه تحصيل تنهايي هستند و اصلا چرا تنها و چرا ايشون نسبت به شما سر د شدند .ايا واقعا مساله اي بوده كه ايشون سرد شدند و درخواست مهريه دادند بينيد در اين موارد واقعا نمي شود يك طرفه به قاضي رفت و مسائل رو يك طرفه در نظر گرفت و اين طور قلمداد كرد كه فقط شما محبت مي كنيد و ايشون هيچ حسي ندارند
بهتره  حتما مراجعه داشتيد شفاف در مورد مسائلي كه بين شما دو نفر گذشته و احيا نا سو تفاهماتي كه پيش اومده سوال كنيد و در موردش صحبت كنيد
اگر واقعا ايشون نيازه كه بر گردند خب اين اتفاق بيفته اگر ن6 درست نيست زن و شوهر دور باشند و خب طبيعتا قرار گرفتن تحت شرايط رواني و استرس زا باعث مي شود فكرهاي نامربوطي هم به ذهن برسد و شرايط سختي را ايجاد كند
پس در نظر داشته باشيد كه  قطعا اگر بخواهيد مي توانيد روابط مثبتي برقرهر شود و نياز به  توجه بيش از حد و اصطلاحا مايه گذاشتن يك طرفه نباشد و خب هر دو نفر تلاش هاي مضاعف براي حفظ زندگي به خاطر فرزندتون داشته باشيد
بهتره نگران نباشيد و در مورد مساله حضورا  مشورت بگيريد تا به شما كمك شود
موفق باشيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۰۱:۲۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

كودكان مي توانند بيش از حد بي نظم بوده و محيط شلوغي را براي خودشان درست كنند. ممكن است نسبت به اين موضوع آگاه باشيد كه كودكان كمي هستند كه دوست دارند منظم باشند و واقعا ذات تميز و مرتبي داشته باشند، ولي بيشتر كودكاني كه ما با آنها آشنا هستيم، كودكاني هستند كه كمتر منظم هستند.

شما به عنوان يك مادر، ممكن است با مشكلاتي مواجه شده باشيد در رابطه با اسباب بازي هايي كه به طور نا منظم در اتاق پخش مي شوند، وسايل مربوط به شهر بازي كه در كف اتاق پخش مي شوند، موارد و لوازم عادي كه در سرتاسر خانه پخش شده است و ساير موارد شلوغ كاري كه از طريق بچه ها ايجاد مي شود، و نسبت به آنها اعتراض داشته باشيد.

موارد محدودي وجود دارد كه مي تواند به مديريت اين مشكلاتي كه والدين با آنها مواجه هستند، كمك كند. برخي از اين روش ها را كه بهترين مي باشند ، را در ادامه ليست شده اند. سعي كنيد آنها را امتحان كنيد و ببينيد كه چقدر براي شما مناسب مي باشند.

۱٫ جمع و جور كن! اين يك كلمه اي است كه در سال هاي گذشته زياد مورد استفاده قرار گرفته است، ولي داشتن يك خانه آرام و منظم، يك نكته بسيار مهمي مي باشد.  به طور اصولي، در حوزه و ناحيه مربوط به كودك ، كه كودك در آنجا فعاليت دارد، پيشنهاد مي كنيم كه همه چيز (بله، همه چيز) مرتب باشد و اسباب بازي هاي شكسته ، وسايل غير ضروري، دور انداخته شود و تعداد موارد موجود كاهش يابد ( براي مثال اگر ۵۰ تا اسباب بازي مربوط به حيوانات باشد، آنها را به ۱۰ اسباب بازي حيوانات كاهش دهيد). بلي،  اين روش مدت زمان زيادي طول خواهد كشيد و ولي به صورت كلي خوب است و زمان كمي را در روز به آن اختصاص دهيد ( براي مثال ۱۵ دقيقه در هر روز يا مواردي شبيه آن، و اگر فرصت مناسبي داشتيد ، مي توانيد چند ساعتي را صرف اين كار كنيد).

۲٫ جاي هر چيزي! هر چيزي بايد يك جاي خاصي داشته باشد و در جايگاه مختص به خودش قرار بگيرد. شما مجبور نيستيد كه سبدها يا سطل هاي اسباب بازي گران قيمتي را بخريد ( اگر چه داشتن سبدهاي مناسب اسباب بازي ها جمع و جورتر نشان مي دهد). مطمئن شويد كه در هر سبد يك نوع خاصي از وسايل يا اسباب بازي ها را انبار كرده ايد، و هر سبد را برچسب بزنيد.

۳٫ ” نظارت مادر”. كودك يك عادت بد دارد و سايل را جايي قرار مي دهد كه نمي توان به صورت سريع خانه را تميز كرد. گاهي مجبور هستيد كه همه جاهايي كه وسايل جمع شده است را نگاه كنيد و همه چيز را در جايگاه مناسب خودشان قرار دهيد، تا مطمئن شويد كه همه وسايل در جايگاهي قرار گرفته اند كه به راحتي مي توان آنها را پيدا كرد.

۴٫ اين كار را به صورت يك بازي و سرگرمي انجام دهيد. حتي در صورتي كه شما اين احساس را نداشته باشيد كه براي هر كاري كه بايد بچه هايتان انجام دهند، از آنها قدر داني كنيد، ايجاد كردن يك بازي يا سيستم قدرداني، كه شامل تميز كردن و فرآيند نگه داري مي باشد، مي تواند مفيد باشد. براي مثال، اگر برخي وسايل بر روي كف زمين قرار داشته باشد، به بچه هاي خود بگوييد كه ۲۰ تا از وسايل را برداريد و آنها را در جايگاه مناسب خوشان قرار دهيد، و در عوض آن به اندازه يك چهارم وسايل يا بخشي از آن، به آنها شكلات دهيد يا ده دقيقه به آنها زمان دهيد كه بازي الكترونيكي انجام دهيد، يا هر كار ديگري كه فكر مي كنيد براي بچه هاي شما منطقي باشد.

پنج روش براي مديريت وسايل و اسباب بازي هاي كودك شما

۵٫ كار خود را به صورت مستمر انجام دهيد! قواعدي براي نگهداري و تميز كردن مناطق مربوط به اسباب بازي ها تعيين كنيد. اگر از بچه خود انتظار داريد كه وسايل را از روي زمين بردارد، هر روز زماني را تعيين كنيد كه آنها وسايل خود را از روي زمين بردارند. سعي كنيد كه انتظاراتتان از فرزند خود منطقي باشد، ولي كار خود را به صورت مستمر انجام دهيد. هر چيزي را كه مد نظرتان هست به آنها بگوييد و به گفته هاي خودتان عمل كنيد. اگر والدين بچه ها داراي انتظارات ثابت باشند و پيامد هاي مربوط به اجراي آن ( پيامد هاي خوب و بد)  نيز به صورت مستمر اجرا شوند ، كه در نتيجه رفتار بچه ها صورت مي گيرد، بچه ها به صورت بهتري اين انتظارات را قبول خواهند كرد.

اگر يك پيشنهاد مفيد ديگري داشته باشيد، كه ابزار مفيد ديگري را براي والدين ايجاد مي كند تا مادران در مديريت اسباب بازي ها و ديگر وسايل متعلق به فرزندان، از آنها استفاده كنند، آن را براي ما بفرستيد.

با تشكر از مطالعه و توجه شما.

شماره هاي تماس 01

منبع: كودك و نوجوان


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۹:۴۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

 دختران و پسراني كه ازدواج كرده اند بايد به اين نكته توجه كنند كه سه سال اول زندگي مشترك از اهميت بسياري برخوردار است زيرا زندگي در حال شكلگيري و مستحكم شدن است و در اين ميان سال اول زندگي بسيار مهم است زيرا مشكلات پيش رو بسيار نمايان شده و صبوري و همكاري زوجين را براي عبور از مشكلات ميطلبد.

تحقيقات بسياري اين نكته را نشان مي دهد كه همسراني كه هردو شاغل هستند و با گذشت زمان كار خانم بسيار سنگيتر شده و از زندگي زناشويي باز مي ماند از مشكلات بزرگي رنج مي برند. خانم ها حق كار كردن دارند و نمي توان اين حق را كتمان كرد اما آنان بايد بدانند كه مهمترين شغل آنان همسرداري مي باشد. حتي اگر هنوز فرزندي ندارند و در بيرون از خانه فعاليت مي كنند بايد بدانند كه همسرشان از آنان توجه ويژه اي مي خواهد. بسياري از مراجعين به مراكز مشاوره از عدم توجه زنشان به آن ها رنج برده و مي گويند كه خانمشان كار را به آنها ترجيح مي دهد البته اين مورد درباره آقايان هم صدق مي كند. به هر حال بسياري از اين مراجعين به خاطر همين مشكلات كوچك آخرين راه حل را انتخاب كرده و به دليل عدم كوتاه آمدن از مواضع خود مجبور به طلاق مي شوند.

خانم هاي عزيز يادتان نرود كه آقايان نيازمند توجه هستند و حتي به توجه بيش از حد به كارتان هم حسادت خواهند كرد. همواره مردان بزرگ در كنار خودشان همسراني را داشته اند كه همپا و در كنار آنان بوده اند. چرا نميگوييم مردان موفق و خوشبخت؟! زيرا موفقيت و رسيدن به درجات بالا همرده با بزرگي و عزت نبوده و نمي باشد. مرداني كه هم در عرصه ي كاري موفق بوده و هم در زندگي زناشويي و روابط عاطفي پيروز هستند، مردان بزرگي مي باشند كه قطعاً همسراني دلسوز و مهربان را كه عاشقشان هستند و آنان هم عاشق همسرانشان هستند را در كنار خود مي بينند.

در رابطه با اين موضوع مي توانيد در سايت ازدواج مقاله هاي بيشتر را مطالعه كنيد

منبع:مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۷:۳۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

جديدترين راه تشخيص و درمان فوبيا / ترس

فوبيا يك اختلال ترس و اضطراب غير منطقي است كه در آن فرد يك وحشت بي قيد و شرط از موقعيت، موجود، مكان يا چيزي دارد.

افراد مبتلا به ترس و وحشت، زمان زيادي را صرف راندن خطر مي كنند كه در ذهن آنها بسيار بزرگتر از زندگي واقعي است.

اگر آنها با ترس و وحشت مواجه شوند، از دشواري شديد رنج مي برند، كه مي تواند عملكرد نرمال شان را مختل كند، و گاهي اوقات به وحشت عمومي منجر مي شود.

براي برخي افراد، حتي در مورد چيزهاي كوچك فكر بسيار آزار دهنده و دردناك وجود دارد.

يك فوبيا زماني شروع مي شود كه فرد شروع به ساختن زندگي در اطراف خود در جهت اجتناب از هر چيزي كه ترس دارد مي كند.

يك فوبيا بسيار جدي تر از يك ترس ساده است.

افراد مبتلا به هراس بايد از هر چيزي كه موجب اضطراب و تنش مي شود، غلبه كنند.

حقايق كوتاه درباره ترس و وحشت

در اين بند برخي نكات كليدي در مورد ترس و وحشت وجود دارد.

  • فوبياها بسيار جدي تر از ترس ساده هستند
  • بيش از ۵۰ ميليون نفر در ايالات متحده فوبيا دارند
  • زنان به طور كلي از فوبيا بيشتر از مردان رنج مي برند
  • با اينكه مردم مي دانند ترس آنها غير منطقي است، نمي توانند احساساتشان را كنترل كنند.
  • علائم ممكن است شامل عرق كردن، درد قفسه سينه مي باشد
  • برخي مناطق مغزي در ترس و وحشت هستند

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۵:۵۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

همچنين تحقيق در مورد اينكه چه افرادي مي توانند بهتر احساسات خود را مخفي كنند.

چهره اي كه داريد همان چهره اي است كه با آن متولد شده ايد، اما پيامي كه چهره ي شما ارسال مي كند از قبل توسط ژن هاي شما تعيين نشده است. راجع به جراحي پلاستيك، مواد پركننده ي زيرپوستي، يا بوتاكس كه توسط پزشكان و متخصصان زيبايي انجام مي‌شود، صحبت نمي كنيم. مگر آنكه عمل پيوند چهره انجام داده باشيد و مجبور باشيد تا آخر عمر خود با چهره ي خود كنار بياييد، اما پيام هايي كه از حالات چهره ي شما به ديگران منتقل مي شوند بيشتر از آنچه فكر مي كنيد در كنترل شما هستند.

پس از جنسيت، نژاد، و سن شما، اين حالت هاي چهره شما هستند كه بيشترين اطلاعات را در مورد شما در اختيار ديگران قرار مي دهند. با در نظر گرفتن سن شما،  فاكتورهاي مختلفي همراه با ويژگي هاي جغرافيايي و عادات زندگي نقش دارند. فردي سفيد پوست اهل فلوريدا يا آريزونا معمولا بسيار پيرتر از فردي با نژاد ايرلندي خواهد بود كه بسيار كمتر در معرض اشعه ماوراي بنفش خورشيد قرار گرفته است. افراد سيگاري در سطح پوست خود چين چروك هاي بيشتر نسبت به افراد غير سيگاري دارند، اين موضوع در مورد استفاده از اتاقك هاي مخصوص برنزه كردن پوست نيز صادق است. كارهاي ساده اي مانند گذاشتن كلاه مي تواند موجب حفظ مولكول هاي حساس پروتيين پوست شود، كه در صورت ازدست رفتن آنها پوست با هر روز قرار گرفتن در معرض خورشيد به مرور استحكام و رنگ خود را از دست خواهد داد.

با اين حال در مسئله ي پيري چهره، عوامل ديگري بجز مراقبت از پوست نيز مي توانند به طور موثر دخالت داشته باشند. به گفته شفر و همكاران (2015) هرچه چهره ي جوان تري داشته باشيد، سن بيولوژيكي شما نيز پايينتر است. كوكوشنل (موسس برند معروف به همين نام) اين مسئله را به بهترين شكل بيان مي كند: “چهره ي شما در 20 سالگي، همان چهره اي است كه طبيعت به شما بخشيده است، اما اين به خود شما بستگي دارد كه اين چهره را تا 50 سالگي هم حفظ كنيد.”

پيامي كه چهره شما به جهان اطراف مي دهد

ممكن است دوست داشته باشيد كه بتوانيد آن چهره ي جوان را بدست آوريد و اين كار را از راه كنترل اشارات چهره خود به گونه اي كه احساسات شما را در هر موقعيت، به ديگران منتقل سازند، انجام مي‌دهيد. هرچه كمتر اخم كنيد، احتمال اين كه چروك هاي عمودي دور دهان و چروك هاي پيشاني در چهره ي شما پيدا شوند كمتر خواهد بود. حتي اگر ترجيح مي دهيد با هر بار احساس خارش در چهره ي خود، آن را مانند يك مزرعه شخم بزنيد، با اينحال گاهي نيز داشتن چهره اي بي حالت كه احساسات و تفكرات شما را از ديد ديگران پنهان نگاه مي دارد ممكن است مفيد بنظر برسد.

شايد قصد خريد يك خودرو را داريد، و مي خواهيد آن را به بهترين قيمت ممكن خريداري كنيد. اينكه فروشنده اشتياق زياد شما براي خريد يك خودروي هيونداي زردرنگ را از چهره ي شما حدس بزند، ممكن است براي شما به قيمت صدها و يا حتي هزاران دلار تمام شود. همچنين اگر در يك جلسه و يا مهماني خانوادگي خسته كننده باشيد، نشان دادن ميل خود براي فرار از آنجا مي تواند براي همه ي افرادي كه مي كوشند فضايي صميمي و خوش آيند را به وجود آورند، ناراحت كننده باشد و حتي توهين آميز تلقي گردد.

جالب اينجاست كه هر چه پيرتر مي شويم، حفظ يك چهره ي بي حالت (مخفي كردن هيجانات) دشوارتر مي شود. روانشناس استراليايي دانشگاه كاتوليك، ديويد جي. گدر و دستيارانش در سال 2016 تعداد 35 تن متشكل از افراد جوان و افراد مسن را با تكاليف آزمايشگاهي مورد مقايسه قرار دادند، در اين تكاليف از آنها خواسته شد كه هنگام مشاهده ي تصاوير مثبت و منفي احساسات خود را، در يكي از سه شرايط ارايه شده، مديريت كنند، كه اين شرايط سه گانه از اين قرار بودند: صرفا نگاه كردن (شرايط گروه كنترل)، جلوگيري از بروز احساسات در چهره (شرايط سركوب)، و اينكه خود را بي تفاوت نشان دهند مانند آنكه چيزي احساس نمي كنند ( شرايط عدم علاقه). هر دو گروه سني به يك اندازه قادر بودند تا بروز احساسات را در چهره ي خود سركوب كنند ( اين مسئله با ميزان فعاليت عضلات چهره محاسبه شد)، اما افراد مسن تر اين كار بدليل كمتر بودن شدت اين احساسات انجام مي دادند. بنابراين، براي حفظ يك چهره ي بي حالت نياز به صرف توان كمتري داشتند چون ديدن اين تصاوير واكنش هاي احساسي كمتري در آنها برمي انگيخت.

در محيط خارج از آزمايشگاه، توانايي افراد مسن در كنترل احساسات در موقعيت هايي كه نشان دادن احساسات به نفع او نباشد، يك مزيت محسوب مي شود. براي افراد جوان تر، مديريت حالات چهره نياز به تلاش و صرف انرژي بيشتري دارد. به نظر مي رسد آنچه كه به افراد جوان تر كمك مي كند كه سركوب احساسات خود را كاهش دهند نگاه كردن با يك ديد بي تفاوتي به تصاوير است:

“تمركز خود را به اين مسئله معطوف كنيد كه هيچ كدام از صحنه هاي موجود در تصاوير واقعي نيستند، بلكه بخشي از يك خواب و يا يك فيلم هستند. براي انجام اين كار، از شما مي خواهيم تا به همه ي تصاوير از ديدگاهي بي تفاوت و بي علاقه نگاه كنيد، بجاي آنكه به اين تصاوير از ديدگاهي شخصي يا احساسي بنگريد آنها رابگونه اي بيطرفانه مشاهده كنيد.”

تصاوير مثبت به منظور ايجاد احساسات خوش آيند و شاد در بيننده تهيه شده بودند كه براي مثال شامل تصاويري از كودكان در حال بازي كردن در ساحل دريا همراه با مرغ هاي ماهي خوار بود، و تصاوير منفي به منظور ايجاد احساس غم يا تنفر انتخاب شده بودند، و در آنها تصاويري از سقوط هواپيما يا سوسك وجود داشت. راهنمايي افراد براي بي تفاوتي احساسي نسبت به تصاوير براي كاهش اخم كردن افراد هنگام تماشاي تصاوير منفي بسيار موثر بود. اما در مورد هيجانات بيان شده (كه توسط شركت كنندگان بيان شد)، راهكارهاي سركوب احساسات، براي افراد جوان تر موثرتر از افراد مسن تر بود.

 

و اما نتيجه: شما مي توانيد حالات چهره خود و احساساتي كه به ديگران منتقل مي كنند را كنترل كنيد، بخصوص زماني كه آگاهانه از روي قصد اين كار رانجام مي دهيد، يا زماني كه به موقعيت ها از ديدگاهي بي تفاوت نگاه مي كنيد. اين همان مهارتي است كه قماربازهاي حرفه اي آن را فراگرفته اند. از اينكه بازي به دلخواه شما پيش نمي رود عصباني نشويد. آرامش و تمركز خود را حفظ كنيد و راهي بيابيد كه حريفان حركت هايي انجام دهند كه به نفع شما باشد. مطالعه يك گروه تحقيقي نشان مي دهد كه اگر خوشحال هستيد، و به موفقيت خود در يك موقعيت اميدوار هستيد و نمي خواهيد كسي متوجه هيجان شما شود، تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه به خود بگوييد: “آرام باش”.

اگر شما نمي توانيد خود به خود احساسات را كنترل كنيد، براي آنكه بتوانيد از بروز احساسات در چهره ي خود جلوگيري كنيد، بايد فعالانه راه‌كارهاي مديريت احساسات خود را بكار گيريد. وقتي اين كار را انجام داديد، مي تواني از مواهب داشتن يك چهره ي بدون حالت بهره مند شويد.

يك مسئله ي جالب حاشيه اي اين مطالعه اين بود كه، در كل افراد جوان تر سطح بالاتري از اضطراب را در هفته ي مانده به شركت در مطالعه گذارش كرده بودند. البته چون ارتباطي ميان اين اضطراب و آزمايش حالت چهره ي آنها يافته نشد، اين مسئله در نتيجه ي مطالعه تاثيري نداشت. با اينحال، از اين موضوع مي توان نتيجه گرفت كه افراد جوانتر اضطراب دروني بيشتري دارند، كه باعث مي شود احساسات منفي در زندگي روزمره ي آنها تاثير مخرب تري داشته باشد. شايد بهتر باشد جوان ترها سعي كنند در اين مورد از افراد مسن تر بياموزند زيرا به نظر مي رسد آنها زندگي آرامتري را سپري مي كنند، اما شايد تنها افرادي كه مدت طولاني تري زندگي كرده اند مي توانند بدين طريق آرام تر باشند.

اگر شما فردي جوان وعصبي هستيد، صرف نظر از آنچه در درون خود احساس مي كنيد، ناچاريد براي آنكه چهره اي خونسرد و آرام داشته باشيد انرژي و منابع ذهني شناختي بسيار بيشتري بكار ببريد. اما انجام اين كار براي رابطه ي شما با ديگران مفيد است چون مي توانيد از اين طريق چهره اي با اعتماد به نفس از خود به ديگران نشان دهيد. اگر خوش شانس باشيد، مي توانيد اين حالت چهره را تا 50 سالگي براي خود حفظ كنيد كه البته اين كار مستلزم اين است كه از چهره و پوست خود به خوبي مراقبت كنيد.

 

منبع:e-teb.com

 

برچسب ها: مخفي كردن هيجانات ,پيامي كه چهره شما به جهان اطراف مي دهد ,چه افرادي مي توانند بهتر احساسات خود را مخفي كنند ,


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۴:۱۵ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
 
 
گفتني‌هاي دو نسل متفاوت

گفتني‌هاي دو نسل متفاوت: بعضي از ما در گذشته زندگي مي‌كنيم و ذهنمان لبريز از روزگاري است كه گذرانديم. هر روزمان پر از فلش بك‌هايي است به ايامي كه پشت سر گذاشته‌ايم، در خيالاتمان پا در خيابان‌هايي مي‌گذاريم و به مناطقي مي‌رويم كه روزگاري در آنجا بوده‌ايم و حالا شايد كيلومترها از آنها دوريم، همدم تنهايي‌مان خاطرات افرادي است كه اكنون بعضي‌شان را از دست داده‌ايم، در ذهن با دوستاني درددل مي‌كنيم كه امروز ديگر با آنها ارتباط نداريم و خلاصه غرق در گذشته‌ايم.

بعضي ديگر در زمان حال زندگي مي‌كنيم و اغلب اين جمله كليشه ذهن ماست كه «گذشته‌ها، گذشته است» در اين صورت ما معتقديم كه نوستالژي احساسي احمقانه است و يادآوري خاطرات نبايد به اندازه‌اي باشد كه ما را از حالمان غافل كند. از طرفي فكركردن به آينده‌اي كه معلوم نيست، شرايط ما در آن چگونه خواهد بود نيز نبايد در حدي باشد كه مانع زندگي امروز ما شود.

در اين شرايط ما از هر وسيله‌اي براي رسيدن به هدفمان كه همان نداشتن دغدغه و نهايت لذت از زندگي است استفاده مي‌كنيم و بسته به علايق هر كدام از ما راهي را براي آن انتخاب مي‌كنيم. ما سعي مي‌كنيم تا كتاب‌هاي مورد علاقه‌مان را بخوانيم، موزيك‌هاي دلخواهمان را گوش كنيم، تا صبح فيلم و سريال ببينيم، با دوستانمان به سينما، تئاتر، كنسرت، كافي شاپ و… برويم و خلاصه براي خوش‌بودن از هيچ كوششي دريغ نكنيم.

عده‌اي از ما هم در آينده غوطه‌وريم و سعادت زندگي را در آن جست‌وجو مي‌كنيم. در اينجا هم مسيري كه براي رسيدن به رستگاري برمي‌گزينيم به جهان‌بيني ما بستگي دارد. بعضي اوج خوشبختي را رسيدن به معشوق خيالي و زندگي آرام در كنار او مي‌پنداريم، از اين رو در خيالاتمان صبح‌ها با صداي او از خواب بيدار مي‌شويم وشب‌ها با لبخندزدن به او به خواب مي‌رويم. بعضي‌هامان تحصيل در كالج‌هاي اروپا، كانادا و آمريكا و زندگي در آن ور آب را نهايت خوشبختي مي‌دانيم. برخي ديگر خيلي آرماني فكر مي‌كنيم و به شدت ايده‌آليستيم و به دنبال ايجاد اتوپياي ذهن خود هستيم و نجات بشريت را وظيفه خود مي‌دانيم. از اين رو گاهي آن‌قدر قلنبه‌سلنبه حرف مي‌زنيم كه ديگران ما را ديوانه خطاب مي‌كنند. و به همين ترتيب افراد مختلف ديگر با نگاه‌هاي متفاوت به آينده.

هدفم از اين مقدمه نسبتا طولاني اين است كه بگويم از هر سه گروه، افرادي هم سن و سال خودم يعني نسل چهارمي مي‌شناسم البته هيچ وقت دوست ندارم نظر خودم را تعميم بدهم و عقيده همه بدانم، شايد گروه‌هاي ديگري هم باشند و من نمي‌شناسم.

اما در مورد خودم بايد بگويم يه جورايي بين گروه دوم وسوم سرگردانم. گاهي افكارم آن‌قدر در گير آينده مي‌شوند و به قدري آرمان‌گرا و ايده‌آل مي‌شوم كه گويي يكي از اركان اصلي سازنده ناكجا آبادي كه بشر قرن‌ها در آرزوي آن است، من هستم. از طرف ديگر، مواقعي هم پيش مي‌آيد كه به قدري از آينده و حوادثي كه قرار است برايم اتفاق افتد مي‌ترسم، حتي گاهي سايه مرگي كه در انتظار من است به حدي آزارم مي‌دهد كه فكر مي‌كنم توانايي بيرون كشيدن گليم خودم را از آب ندارم، چه برسد به گليم بشريت. در اين هنگام كاملا به بن‌بست مي‌رسم و سعي مي‌كنم با شادي‌هاي دم‌دستي و دل‌خوشي‌هاي الكي از فكر اين آينده وحشتناك رهايي يابم.

به هر حال همان‌طور كه گفتم آينده در ذهن من به شدت نامتعادل و كاملا مبهم است. اميدوارم براي ديگر هم‌نسلانم اين‌گونه نباشد، چون اين طور فكر كردن به آينده بسيار عذاب‌آور است و من فكر مي‌كنم مانع حركت رو به جلوي نسل ما مي‌شود.

***

آينده براي من كه هنوز نفهميدم نسل چندمي هستم، مثل يك بشقاب غذاي مرموز است… غذايي كه نه اسمش را مي‌دانم نه حتي تصوري از طعمش مي‌توانم داشته باشم…

از شكل و شمايلش هم هيچ چيز دستگيرم نمي‌شود… نمي‌دانم تازه درستش كرده‌اند يا غذاي از قبل مانده است… نمي‌دانم داغ است يا سرد و از دهان افتاده كه از يخچال درش آورده‌اند و يك‌راست آورده‌اند و جلوي من گذاشته‌اند… به هر حال اين بشقاب غذا جلوي من است و قاشق و چنگالي هم در دستانم چپانده شده و مجبورم كه آن را بخورم… اما من ترديد دارم… شايد خوب پخته نشده است و هنوز خام و سفت مانده باشد…

شايد از آن غذاهاي هندي باشد كه يك سر قاشقش، كل بدنم شعله‌ور شود و جوش‌هايي هر كدام به قاعده يك سيب زميني روي صورتم بزند و مرا بيچاره كند… شايد يك نوع غذاي قي‌آور چيني باشد، پر از چشم ميمون و زبان قورباغه و مغز مارمولك آفريقايي و بند ناف بچه كانگوروي استراليايي و انواع و اقسام حشره‌ها و خزندگان و جانوران سرخ شده و كبابي برشته شده كه زير دندان خرت و خورت مي‌كند…

شايد هم غذايي باشد كه توسط يك آشپز بين‌المللي و فرانسوي‌الاصل با نهايت سليقه و دقت و مهارت به‌طور ويژه براي من طبخ شده باشد و تازه بعد از خوردن آن نوبت دسر و ساير مخلفات بعد از غذا برسد…

هيچ چيز معلوم نيست… تنها چيزي كه مي‌دانم اين است كه نه راه پس دارم و نه راه پيش… بايد دل به دريا بزنم و غذاي داخل بشقاب را تا ته بخورم.

***

آيا نسلي كه من و امثال من آنها را انسان‌هايي روشن و لايق پرستش براي خود مي‌دانيم تا اين اندازه مغرور و سطحي‌نگر هستند. شايد اين بار نيز نسل خطاكار من در مورد آنها دچار اشتباه شده. اما نه، من نمي‌خواهم همانند شما يك جانبه به اطراف نگاه كنم. من همانند تايماز از اردبيل براي انتقاد از ديگران همه را به يك شكل نمي‌بينم. قطعا هر نسلي بدي‌ها و خوبي‌هاي خودش را دارد. آيا شما چشمان خود را رو به حقايق بسته‌ايد، اگر خوب به اطراف نگاه كنيد، خواهيد ديد كه تنها پسران نسل من نيستند كه ابروهايشان را بر‌مي‌دارند، تنها دختران نسل من نيستند كه رفتار سبكسرانه از خود نشان مي‌دهند.

شايد بهتر باشد به يك نسل سومي برجسته اشاره كنم كه براي مدتي در برنامه كوله‌پشتي ظاهر مي‌شد، آيا تا به حال او را ديده‌ايد، آيا به كمي بالاتر از چشم‌هاي او نگاه كرده‌ايد. بهتر است كمي گوش‌هايتان را تيزتر كنيد و صداي هم‌نسلي‌هايتان را كه در كوچه و خيابان در كافي‌شاپ‌ها گرم بحث و گفت‌وگو هستند و با به‌كاربردن الفاظ بيگانه سعي در بالا نشان‌دادن سطح فرهنگ و تحصيلات خود دارند، بشنويد. آيا زماني كه هم‌نسلي‌هاي شما و خود شما در سن و سال هم‌نسل‌هاي من بوديد، نسل قبل از شما، شما را از طريق كتاب‌هايي كه مي‌خوانديد يا موسيقي‌اي كه گوش مي‌داديد، مي‌سنجيدند. نسل شما مدت‌هاست كه با نام نسل سوخته در ميان تمام نسل‌ها خودنمايي مي‌كند و راه را براي نسل بعد از خود كه هر روز بيشتر در لاك خودش فرو مي‌رود، تنگ‌تر مي‌كند و اكنون نيز با انتقادات كوبنده‌اش آنها را بيش از پيش سرخورده مي‌كند. نسل من خوب مي‌داند كه هم‌نسل‌هاي شما چه سختي‌هايي را از سر گذرانده‌اند؛ جنگ، نداشتن پدر، از سر گذراندن درس و دانشگاه با وجود نظامي كه تنبيه بدني از طرف معلمان و والدين هنوز در آن رواج داشت. ما از تمام اينها باخبر هستيم. باخبريم از تلاش‌هاي نسل شما براي مملكتي كه بارها بايد از صفر شروع مي‌كرد.

مدت‌هاست كه به خاطر علاقه به اعتقادات شما نسل سومي‌ها از هم‌نسلي‌هاي خود دور افتاده‌ام و اين كناره‌گيري من را به فردي منزوي، خجالتي و دور از اجتماع تبديل كرده. باور كنيد خود من هم شيوه و رفتار هم‌نسل‌هاي خودم را نمي‌پسندم، هرچند هم كه تحت تاثيرشان شباهت‌هايي به آنها داشته باشم، متاسفم از اين‌كه نسل من نسلي نازپرورده است. متاسفم از اين‌كه نسل چهارمي هستم، اما چه چيز باعث مي‌شود كه من و نسل من چنين احساسي داشته باشيم. چرا نبايد اين بحث‌هاي پوچ و بي‌محتوا را كه با عنوان «من خوبم تو بدي» مدام ميان اين دو نسل رد و بدل مي‌شود، كنار بگذاريم و در ازاي آن به فكر راه چاره باشيم؛ آن‌طور كه نه سيخ بسوزد و نه كباب.

نسل سومي‌هاي عزيز، هنوز هم تكرار مي‌كنم كه شما لايق پرستش هستيد، با وجود اين‌كه نسل شما نخواست يا نتوانست نسل بعد از خود را بشناسد. نسل سومي‌هاي عزيز صداي شما به همه نسل‌ها رسيده، شايد بهتر باشد قسمت كوچكي از راه را براي نسل بعد از خود باز كنيد، آن‌چه را كه مي‌دانيد به آنها بياموزيد و باورشان كنيد و اطمينان داشته باشيد كه آنها در جواب محبت شما انديشه‌هاي شما را به نسل‌هاي بعد از شما انتقال خواهند داد و كوشش‌هاي شما را از ياد نخواهند برد. نسل سوم جاودانه خواهد شد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۲:۴۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
  • موضوع مشاوره شما چيست؟

    موضوعات مختلفي براي مشاوره وجود دارد:

    • تحكيم خانواده به منظور حل اختلاف زناشويي و يا مشكلات والدين با كودكان
    • راهنمايي زناشويي شامل مشاوره جنسي و نحوه بر قراري رابطه و رسيدن زوجين به سطح جنسي مطلوب
    • مرحله پيش از ازدواج شناسايي شخص مقابل و دستيابي به يك ازدواج موفق 
    • تحصيلي بهبود وضعيت تحصيلي و برنامه ريزي درسي
    • موضوعات طلاق مربوط به امور حقوقي كه البته سعي در جنات زندگي زوجين داشته و راهكارهايي براي حل مشكل داده مي شود ” مشاوره نجات زندگي “
    • فردي شامل شناخت فردي ارتقا سطح روابط اجتماعي فرد
    • تست هاي روانشناسي براي شناخت بهتر خود و همسرتان تست هاي شخصيت شناسي با استفاده از تحليل منحصر به فرد براي هر فرد
     
  •  

    محيط مركز مشاوره

    مركز خوب براي ويژگي هاي مختلفي دارد شامل

    • محيطي آرام داشته باشد
    • رفتار مناسبي با شما انجام داده شود
    • مجهز باشد
     
  •  

    مشاور خوب در مشهد

    دكتر خوب فردي است كه بي طرف باشد و بتواند رابطه خوب با مراجع برقرار كند و راهكارهاي علمي و تخصصي ارائه دهد كه زير نظر يك مركز خوب فعاليت كند.

    از طرفي مي توانيد مشاوره تلفني داشته باشد اگر روانپزشك در شهر ديگري است

ويژگي مركز مشاوره خانواده مشهد

مولفه هاي زيادي مي توان در نظر گرفت، اما يش از آن كه متخصص روانشناسي خانواده مشهد مورد توجه باشد

شناسايي يك مشاور توانمند در مركز مشاوره اهميت دارد.

سوال اين است چگونه راهنماي خوب در مشهد بيابيم؟

اين كار را به يك مركز مشاور برتر در كشور بسپاريد و سپس خودتان متخصص را آناليز كنيد

حتما لازم نيست در مشهد باشد مي توانيد از امكانات راهنمايي تلفني بهره ببريد

مركز مشاوره مشهد پروين اعتصامي

برخي محلات مشهد كه بيشتر براي پيدا كردن مراكز خانواده مشهد با متخصصين تماس گرفتند

محله  كارگران  عسكريه  پروين اعتصامي المهدي محله وليعصر (عج)  سيدي محله انقلاب  طرق محله ايوان “سايت مشاوره خانواده ” است


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۰:۵۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

با سلام جواني 289 ساله هستم حدود 8 سال پيش در دنياي مجازي با يك دختر آشنا شدم( اون دختر از شمال و من اهل جنوبم) احساسمون خيلي بهم نزديك بوده و هست و كاملا همديگه رودرك مي كنيم و در كل عاشق همديگه بوديم و هستيم . 3 سال پيش به اصرار خانواده قصد ازدواج كردم و من اون دختر رو به عنوان همسر انتخاب كردم ولي با مخالفت خانواده مواجه شدم .دليل خانواده ناآشنايي و دور بودن و همچنين صحبت هاي مردم بود و من ميخواستم احترام پدر و مادرم رو حفظ كنم و به حرفشون عمل كردم درهر صورت با شخص ديگري ازدواج كردم ولي بعد از چند سال هنوز نتونستم عشق اولمو فراموش كنم و در حد پيام هاي مخفيانه و مكالمه هاي كوتاه با هم در ارتباط هستيم.
ضمنا اون هم يه عقد ناموفق داشت و نتونست كسي رو جايگزين من كنه منم همين حس رو دارم… چندين بار مي خواستيم به صورت كامل قطع رابطه كنيم ولي هر بار نتونستيم . حالا هم از طرف خانواده تحت فشارم براي بچه دار شدن ولي من هنوز تكليفم با خودم و دلم و وجدانم راحت نيست و دوست ندارم پاي بچه فعلا وسط بياد …
ناگفته نماند با همسرم مشكل خاصي ندارم ولي در كل دلم با اين زندگي نيست…

روانشناس دهقان گفته:

با سلام خدمت شما دوست عزيز
عشق و دوست داشتن يكي از مولفه هاي مهم زندگي و ازدواج مي باشد اما تمام آن را تشكيل نمي دهد. زماني كه با وجود يك علاقه فرد وارد يك زندگي جديد مي شود بايد به تعهدهاي كه به زندگي جديد دارد پايبند باشد. تا زماني كه شما به رابطه هرچند كوتاه و كم با اين خانم ادامه دهيد به شرايط جديد زندگيتان نمي توانيد عادت كنيد . دوست داشتن شما قابل احترام است اما در زمان فعلي شما مسئوليتي در قبايل همسرتان داريد كه بايد به ايشان توجه كنيد و مراقب روابط عاطفيتان و تعهدهاي زندگي مشترك باشيد.
. بهتر است تا رسيدن به يك نتيجه كامل در اين مورد آوردن فرزند همانطور كه خودتان گفتيد خوداري كنيد چون با آمدن فرزند حداقل براي يك سال شرايط همسرتان از نظر روحي و جنسي بهم خواهد ريخت و اين مي تواند باعث گرايش بيشتر شما به سمت آن خانم شود در صورتي كه همسرتان در اين شرايط به حمايت و روابط عاطفي بيشتري نياز داردو بعد از آن فرزندتان نيز همين گونه است و مشغوليت ذهني شما ممكن است به آنها آسيب برساند.
با آرزوي شادكامي


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۴۹:۰۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]


با توجه به تحقيقات جديد منتشر شده توسط انجمن روانشناسي آمريكا، افرادي كه فريب خوردن را فريب مي دهند، به اعتقاد آنها هيچ كس به دليل ناسازگاري آنها صدمه ديده نمي شود.

اگر چه مردم پيش بيني مي كنند كه پس از تقلب و يا نادرست بودن آنها احساس بدي مي كنند، بسياري از آنها اين كار را انجام نمي دهند، مطالعه اي منتشر شده در مجله ي شخصيت و روانشناسي اجتماعي APA را منتشر مي كند .

وي گفت: "هنگامي كه مردم به طور خاص به فرد ديگري آسيب برسانند، مانند اعمال شوك الكتريكي، واكنشهاي سازنده در تحقيقات قبلي اين است كه آنها احساس بدي نسبت به رفتار آنها دارند"، نوشتۀ اصلي نويسنده Nicole E. Ruedy از دانشگاه واشنگتن "مطالعه ما نشان مي دهد كه مردم واقعا ممكن است پس از انجام كاري غيرمعمول، به يك فرد" عالي فريبكار "دست يابند و به طور مستقيم به فرد ديگري آسيب نمي رسانند."

حتي زماني كه هيچ پاداش ملموس وجود نداشت، افرادي كه تقلب كردند به طور متوسط ​​بهتر از كساني بودند كه تقلب نكرده بودند، بر اساس نتايج چندين آزمايش كه شامل بيش از 1000 نفر در ايالات متحده و انگليس بود. كمي بيشتر از نيمي از شركت كنندگان در اين مطالعه، مردان بودند كه 400 نفر از عموم مردم در اواخر دهه 20 يا اوايل دهه 30 و بقيه در 20 سالگي خود در دانشگاه بودند. 

شركت كنندگان پيش بيني كردند كه آنها يا فرد ديگري كه بر روي يك تست فريب خورده يا ساعتهاي بيشتري را مجددا فعال كرده بودند تا جايزه دريافت كنند، پس از آن احساس بد يا متضاد مي شود. در حالي كه شركت كنندگان در حقيقت فريب خوردند، به طور كلي، بر اساس پاسخ به پرسشنامه هايي كه احساساتشان را قبل و بعد از چندين آزمايش بررسي مي كردند، به طور كلي افزايش هيجاني قابل توجهي داشتند.

در يك آزمايش، شركت كنندگان كه در مسائل رياضي و منطق فريب خوردند، بعد از آن خوشايند تر از كساني بود كه نمي توانستند و كساني كه هيچ فرصتي براي تقلب نداشتند. شركت كنندگان آزمونهاي رايانه اي را در دو گروه انجام دادند. در يك گروه زماني كه شركت كنندگان جواب دادند، به طور خودكار به سوال بعدي منتقل شدند. در گروه ديگري، شركت كنندگان مي توانند بر روي يك دكمه روي صفحه كليك كنند تا پاسخ صحيح را ببينند، اما گفته شد كه اين دكمه را ناديده گرفته و مشكل خود را حل كند. درجهبنديها ميتوانستند ببينند كه كدام دكمه پاسخ صحيح را استفاده كرده و متوجه شد كه 68 درصد از شركت كنندگان در آن گروه، محققان آن را تقلب كردند.

اختلاف در زمينه حجاب



افرادي كه از سوء رفتار ديگران به دست آوردند، به طور متوسط ​​بهتر از كساني بودند كه تجربه ديگري نداشتند. محققان دانشگاه لندن دو گروه را مشاهده كردند كه در آن هر يك از شركت كنندگان پازل رياضي را حل كرد در حالي كه در يك اتاق با شخص ديگري كه وانمود مي كرد يك شركت كننده است. شركت كنندگان واقعي گفتند كه براي هر پازل كه در يك زمان محدود حل شده است، پرداخت مي شود و ديگر شركت كننده آزمون را زماني كه زمان شروع شده است رتبه بندي مي كند. در يك گروه، بازيگر نمره ي شركت كننده را در هنگام گزارش دادن به آزمايشگر تأييد كرد. در گروه ديگري، بازيگر به لحاظ دقيق به شركت كنندگان اهدا كرد.نويسندگان گفتند هيچ يك از شركت كنندگان در اين گروه با بازيگر تقلب اين دروغ را گزارش نكردند.

در محاكمه اي ديگر، محققان از شركتكنندگان خواسته اند كه تقلب نكنند، زيرا پاسخ هايشان غير قابل اعتماد است، اما كساني كه فريب خورده اند احتمال بيشتري دارند كه پس از آن احساس رضايت بيشتري كنند. نويسندگان گفتند علاوه بر اين، متقلباناني كه در انتهاي آزمون به ياد ميآمدند كه چقدر مهم نيست كه تقلب كنند، احساساتشان را حتي بهتر از ساير محركهايي كه اين پيام را دريافت نكردند، احساس ميكنند. محققان ليستي از آنجورامها را براي رمزگشايي به شركت كنندگان ارائه دادند و تأكيد كردند كه آنها بايد آنها را به ترتيب متوالي لغو كنند و به كلمه بعدي حركت نكنند تا قبل از آنگارم قبلي حل شود. سؤال سوم در ليست "unaagt" بود كه مي توانست فقط كلمه taguan، يك نوع سنجاب پرواز كند. تست قبلي نشان داده است كه اين احتمال وجود دارد كه كسي اين حلقه را كوچك كند.

ردي گفت: "احساس خوب برخي افراد وقتي كه تقلب مي كنند ممكن است يكي از دلايلي است كه مردم حتي اگر مقداري پول كم باشد، غير اخلاقي است". "مهم است كه ما درك كنيم كه چگونه رفتار اخلاقي ما بر احساسات ما تاثير مي گذارد. تحقيقات آينده بايد بررسي كند كه آيا اين" چرنده بالا "مي تواند مردم را به تكرار رفتار غيرواقعي انگيزه دهد."


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۳۴:۳۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

آموزش از طريق مشاوره پيش از ازدواج تا زوج درماني و مشاوره خانواده. راهنمايي و مشاوره تلفني ازدواج و خانواده مركز تهران و جنوب ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲ مركز مشاوره شمال و شرق ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ شمال و غرب تهران ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ مشاوره ازدواج و خانواده شامل آموزش مهارت هاي رفتار با همسر آينده خانواده همسر زوج درماني شناسايي فرد مناسب و از همه مهمتر اطمينان پيش از ازدواج از يك انتخاب درست است! عوامل زيادي در اين امر دخيل هستند كه بايد مورد بررسي و دقت نظر هنگام همسريابي و يا حتي دوست يابي قبل ازدواج به آن توجه كرد. رفع دعواي زن و شوهر و فرزندان اعتياد و مشاوره فردي
نويسندگان
لینک دوستان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 2
همه : 4037
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

تخفیف لند