مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان
مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲

محققاني به اسم هاي رونالد ملزك و پتريك وال[۱] به منظور توضيح اينكه چرا وضعيت هاي مغز بر روي درك درد ما تاثير مي گذارند، يك نظريه اي را در اوايل دهه ۱۹۶۰ بيان كردند كه به عنوان نظريه كنترل گيت شناخته مي شود.

 

اين نظريه بيان مي دارد كه نخاع شوكي شامل گيت هاي عصبي مي باشد كه هم سيگنال هاي درد را متوقف مي كند و هم به آنها اجازه مي دهد كه به سمت مغز بروند.

 

محققان از مدت ها پيش مشاهده كرده اند كه عواملي از قبيل تفكرات، عواطف و انتظارات مي توانند بر روي ادراكات ما از درد تاثيرگذار باشند.

 

در صورتي كه انتظار داشته باشيد كه يك چيزي به شما آسيب بزند، احتمالا آسيب آن وخيم تر خواهد شد. در صورتي كه ناراحت يا ترسيده باشيد، شدت آن بيشتر از حالتي خواهد بود كه وضعيت آرامي داريد.

 

برخلاف يك گيت واقعي، كه باز و بسته مي شود تا اجازه عبور مواردي را بدهد، گيت موجود در نخاع شوكي از  طريق تفاوت گذاشتن ما بين انواع فيبرهايي عمل مي كند كه سيگنالهاي درد را حمل مي كنند.

 

حركت سيگنال هاي درد همراه با فيبرهاي عصبي كوچك مجاز است تا عبور كند، در حاليكه سيگنال هاي فرستاده شده از طريق فيبرهاي عصبي بزرگ متوقف مي شوند.

 

نظريه كنترل گيت در اغلب مواقع براي توضيح مدار فانتوم يا درد مزمن به كار گرفته مي شود.

 

نظريه كنترل گيت و مغز

نظريه كنترل گيت و مغز – مشاوركو – اعصاب موش

كنترل گيت به چه نحوي كار مي كند

سيگنال هاي درد بعد از صورت گرفتن يك آسيب به سمت نخاع شوكي حركت مي كنند و بعد از آن به سمت مغز مي روند.

 

قبل از اينكه اطلاعات به سمت مغز انتقال يابند، پيام هاي درد با گيت هاي عصبي مواجه مي شوند كه مجاز بودن يا نبودن اين سيگنال ها براي رفتن به سمت مغز را كنترل مي كنند.

 

ملزك و وال

در برخي از موارد، اين سيگنالها به راحتي عبور مي كنند و درد به صورت شديدتري تجربه مي شود. در ساير موارد، پيام هاي درد به حداقل رسانده مي شوند يا حتي از رسيدن هر يك از آنها به مغز پيشگيري مي شود.

 

يك بررسي دقيق تر از فرآيند كنترل گيت

اين مكانيسم گيت يا قطع متناوب در قسمت نوك پشتي نخاع شوكي بدن صورت مي گيرد.

 

هر دو مورد فيبرهاي عصبي كوچك (فيبرهاي درد) و فيبرهاي عصبي بزرگ (فيبرهاي نرمال براي لمس، فشار و ساير احساس هاي پوستي)، اطلاعات را به هر دو بخش نوك پشتي انتقال مي دهند.

 

يك بررسي دقيق تر از فرآيند كنترل گيت

يك بررسي دقيق تر از فرآيند كنترل گيت – مشاور كو

اين دو منطقه هم سلول هاي انتقالي هستند كه اطلاعات را به سمت نخاع شوكي مغز انتقال مي دهند و هم نورون هاي رابط بازدار كننده هستند كه منجر به متوقف شدن يا ممانعت از انتقال اطلاعات حسي مي شوند.

 

نكات

با اين وجود، فعاليت فيبر بزرگ منجر به تحريك نورون هاي بازدار كننده اي مي شود كه انتقال اطلاعات درد را كاهش مي دهند.

زماني كه فعاليت فيبر بزرگ بيشتري در مقايسه با فعاليت فيبر درد وجود داشته باشد، افراد درد كمتري را تجربه مي كنند. اين بدا معنا است كه گيت هاي درد بسته شده اند.

فيبرهاي درد براي نورون هاي رابط بازدار كننده يك سري موانعي را ايجاد مي كنند و اجازه مي دهند كه اطلاعات درد به سمت مغز حركت كند.

زماني كه فعاليت فيبر كوچك بيشتري وجود داشته باشد، منجر به غيرفعال شدن نورون هاي بازدار كننده مي شود، در نتيجه سيگنال هاي درد مي تواند به سمت مغز فرستاده شود تا دريافت درد (كه همچنين به عنوان واكنش دهنده به درد شناخته مي شود) صورت بگيرد. به بيان ديگر، گيت هاي درد باز هستند.

هر چند كه كنترل گيت احتمالا موثرترين نظريه موجود در درك درد مي باشد، ولي اين نظريه هم بدون مشكل نمي باشد.

 

تحقيقات بعدي صورت گرفته كه شامل وجود داشتن زياد يك سيستم گيتينگ واقعي در نخاع شوكي بوده اند، نتوانستند جايگزيني را براي اكثر ايده هاي بيان شده توسط ملزك و وال پيدا كنند.

منبع :نظريه كنترل گيت و مغز-مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۵۵:۵۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

همگي ما در طي روز براي دستيابي به شادي روش هاي متفاوتي را امتحان مي كنيم.

 

رفتن به مراكز خريد، خريدهاي افراطي، تجربه ي هيجان هاي مختلف، شروع روابط دوستانه و.. تنها بخشي از روش هايي هستند كه براي شاد بودن انتخاب مي كنيم.

 

برخي افراد نيزبراي تجربه ي شادي دست به اقدامات خطرناك تري مانند مصرف مواد مخدر، روابط جنسي متعدد، رانندگي هاي پرخطر و.. مي زنند.

 

اما روانشناسي شادماني دروني بر اين اعتقاد است كه شاد بودن مستلزم ايجاد تغييراتي اساسي تر است كه مي تواند درون ما را دگرگون كند و خشنودي پايداري را با خود به همراه داشته باشد.

 

۱٫ گذشته را رها كنيد.

اتفافات دردناك گذشته، مرور خاطرات، روابط و فرصت هاي از دست رفته، موقعيت هاي كاري و ارتباطي كه ديگر وجود ندارند از جمله مهم ترين عواملي هستند كه مي توانند ذهن تان را در گذشته متوقف كنند.

 

بر اساس شواهد باليني و تجربي موجود، مرور مكرر گذشته مي تواند يكي از مهم ترين دلايل تجربه ي افسردگي و رخوت شود.

 

حالتي كه در آن شادماني وجود نخواهد داشت.

 

برخي از افراد نيز وقايع مربوط به زمان گذشته را به گونه اي مرور مي كنند كه گويا در همين لحظه در حال وقوع است.

 

از ديدگاه بزرگ ترين روانشناس مثبت نگر، مارتين سليگمن، شما به شادماني دست نخواهيد يافت مگر زماني كه بتوانيد دست از نشخوار گذشته برداريد و از گذشته تان براي اكنون الهام بگيريد.

 

رها كردن گذشته براي شادماني دروني

در صورتي كه رها كردن گذشته براي تان بيش از حد دشوار است به موارد زير دقت كنيد:

 

• در موقعيت هاي مختلف به خودتان يادآوري كنيد كه خاطره يا فرصت قبلي ام، مربوط به زمان گذشته است و در حال حاضر ديگر وجود ندارد.

 

اين شيوه از يادآوري از طريق كاهش آميختگي مي تواند منجر به ايجاد نوعي از گسلش شود كه شما را براي ماندن در وضعيت اينجا و اكنون ياري مي كند.

 

• در صورتي كه موقعيت ناتمامي در زمان گذشته تان وجود دارد، لازم است از طريق مراجعه به روانشناس متخصص در حيطه ي روان درماني گشتالتي، وضعيت هاي ناتمام را به پايان برسانيد.

 

به عنوان مثال ممكن است تجربه ي يك شكست عاطفي، ناگفته هاي زيادي را در درون تان به جاي گذاشته باشد كه نياز به برون ريزي رواني به منظور پايان يافتن آن وضعيت دارد.

 

از تجارب دردناك گذشته براي بهبود وضعيت كنوني تان استفاده كنيد.

به عبارت ديگر بايد گفت، اگرچه شكست امري قابل قبول است اما تكرار آن تا حد زيادي بستگي به انتخاب هاي خودتان دارد.

 

بنابراين در صورتي كه از عملكرد و يا اتفاقات گذشته ناراضي هستيد، بهتر است از آن ها ب عنوان تجربه اي ياد كنيد كه مي تواند زمان حال تان را پربارتر كند.

 

۲٫ در زمان حال زندگي كنيد.

رمز اساسي شادماني دروني، “هنر زندگي كردن در زمان حال” است.

اين عبارت هرگز به معناي آن نيست كه تكانشي و يا بي خيال باشيد و بدون آينده نگري عمل كنيد.

 

زندگي كردن در زمان حال به معناي آن است كه از تمام قابليت هاي لحظه ي اكنون تان به منظور رشد استفاده كنيد.

 

بنابراين غرق شدن در خاطرات گذشته و يا خيال پردازي هاي آينده از آن جهت ناكارآمد است كه مانع زندگي كردن كامل در زمان حال مي شود.

منبع :كليد قفل شادماني دروني تان را بيابيد!- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۵۰:۰۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

بايد توجه داشت كه افسردگى چيست؟ يكى از متداول ترين اختلالات روانى هست كه فرد بايد به روانپزشكان، روانشناسان، نوروفيدبك وساير متخصصان بهداشت روان مراجعه كند.

 

درمان افسردگي و افسردگي چيست

در هر ثانيه وَ لحظه از زمان حداقل پانزده تا بيست درصد احتمال اين وجود دارد كه فرد دچار افسردگي شود وَ علامت‌هاى افسردگى حاد را از خود بروز بدهند وَ هزاران فرد فرد در هر ثانيه در جهان تحت تاثير بيماري افسردگى قرار ميگيرند.

 

در زبان عاميانه به منظور بيان افسردگى شامل حس هاي غمگينى، ناكامى، نااميدى وَ شايد هم ترس وَ بي‌حالى بوده وَ تصور عموم مردم اين هست كه فرد افسرده خودخواه، ضد اجتماعي، اهل تن پروري وَ حسود هست.

 

نصيحت: در طول زندگى همه همه ي ما در دوره‌هاى مختلف زندگي احساس داشتن گريه، عدم خوشحالى، غم وَ امثالهم خصوصاً در هنگام از دست دادن آنان كه دوستشان داريم را تجربه كرده وَ سعي مي كنيم با آن مواجه شويم.

احساس افسردگى متداولا به عنوان «سوگ» وَ «داغديدگي» شناخته شده وَ يعنى در وضعيت هاي مختلف بنا به انتظار لحظات شادي‌بخش به حس اندوه منتهي مي‌شود مثالا در هواى توفاني، پس از تولد فرزند، تغيير محل زندگي، منازعه اى كه در مصاحبت با دوست وَ يا زن وَ شوهر به‌وجود خواهد آمد. اين احساس اندوه به‌سرعت نابود شده وَ فرد به حالت نرمال بر ميگردد. گاهي گريه به عنوان يك عكس العمل براي گاهش غم وَ نرمالسازي بند بسيار كارامد هست.

 

همچنين پس از فوت يكى از نزديكان، اتمام يك رابطه عميق، متداولا افراد سوگ را تجربه  خواهند كرد

شاخصه هاي تشخيصي سوگ با افسردگى در بسياري موارد نزديك به هم هست. لذا بايد در نظر دهست كه اين دو اتفاق كاملاً طبيعى بوده وَ حتى فقدان آنان  در درازمدت شايد براى فرد بسيار مضر باشد. در هر دو پديده پس از طى فرآيند مربوطه فَرد به زندگى عادِى خود بر خواهد گردد. وَلى در اغلب همه ي ما حس غم ادامه دار بوده وَ به مراقبتهاى ويژه احتياج هست.

 

افسردگى كلينيكى

افسردگى كلينيكى درصورت ادامه داشتن مي‌تواند منجر به بروز فعاليتهاى خطرناك اجتماعى مثل دست زدن به خودكشى وَ يا نظاير آن شود وَ اين احتمالا اقدامات فورى پزشكى وَ بهداشتى را طلب مي‌كند.

اختلالات مربوط به افسردگى ميليون‌ها فرد را در سال مبتلا مي‌كند. اين عده هزينه بسيار سنگينى را بر خود، خانواده، جامعه وَ سيستم بهداشتى كشورشان تحميل مي‌كنند.

 

شواهد به‌دست آمده از علم عصب‌شناسى وَ ژنتيك وَ پژوهش ها كلينيكى نشان مي‌دهد كه افسردگى احتمالا يك اختلال در مغز مي‌باشد . تكنيكهاى تصويربردارى مدرن از مغز روشن ساخته هست كه در افسردگى مدارهاى عصبى كه مسؤول تنظيم افكار، خُلق، فكر كردن، خوابيدن، اشتها وَ رفتار هستند از حالت طبيعى خارج شده وارتباطات صحيحى بين اين مناطق وجود ندارد. ازهمين شواهد بدست آمده دربه‌دست آوردن داروهاىمناسب هستفاده شايانى مي‌شود.

 

علائم و مشخصه ها افسردگى

علايم و علامت ها

دو علامت شاخص افسردگي كه علامت هاي كليدي براي تشخيص به حساب مي آيد در زير آورده شده اند. هر دو اين علائم بايد دراكثر مواقع روز وجود داشته باشند.

 

۱- از دست دادن علاقه به امور روزمره طبيعي

همه ي همه ي ما علاقه وَ خوشحالي خود را در فعاليتهايي كه پيش از پيش از آنان لذت مي برديد از دست مي دهيد. اين مورد «بي لذتي» ناميده شده هست.

 

۲- خلق افسرده

همه ي همه ي ما احساس غم يا نااميدي، بي فريادرسي مي كنيد وَ امكان دارد نوبت هاي گريه داشته باشيد از ديد پزشكان يا ساير مراقبين بهداشتي كه افسردگي را تشخيص مي دهند، مكملا موارد فوق بيشتر علائم وَ علامت هايي كه در زير آورده شده اند نيز مي تواند در بيشتر روزها وَ يا تقريباً هر روز، به مدت حداقل دو هفته در فرد وجود داشته باشند.

 

ساير علامت‌هاى افسردگى

شامل از دست دادن توجه وَ سرخوشى در فعاليتهاى روزانه، اختلال وَ تغيير عمده در اشتها وَ وزن بدن، اختلال در خواب به‌صورت كم‌خوابى يا پرخوابى، اختلال در تفكر وَ تمركز فكر، وجود اضطراب وَ كندى حركات، احساس بى ارزشى وَ يا احساس گناه، فقدان نيرو يا فقدان انرژى وَ خستگى، افكار تكرارشونده، مرگ وَ يا خودكشى مي‌باشند.

 

در زير به برخي از آنان اشاره مي كنيم:

 

اختلالات خواب

خواب زياد يا مشكلات حين خواب مي تواند علامتي باشد مبني بر اينكه همه ي همه ي ما افسرده هستيد. بيدار شدن در نيمه شب يا صبح زود وَ ناتواني در به خواب رفتن دوباره معمول هستند.

 

اختلال در فكر كردن يا متمركز شدن

احتمالا براي تمركز كردن يا تصميم گرفتن دچار زحمت شويد وَ مشكلاتي با حافظه خود داشته باشيد.

 

– كاهش وزن يا وزن گيري قابل توجه: كاهش يا ارتقا وزن وَ وزنگيري يا كاهش وزن بدون توجيه مي تواند نشاندهنده افسردگي باشد.

 

– پرخاشگري يا كاهش حركات بدن:  احتمالا بي قرار، پرخاشگر، تحريك پذير وَ زود رنج به نظر برسيد. يا احتمالا اينطور به نظر برسد كه كارهايتان را با سرعت آهسته انجام مي دهيد وَ به سوالات به آهستگي وَ با صداي يكنواخت پاسخ مي دهيد .

 

خستگي

احتمالا احساس كسالت وفقدان انرژي را تقريباً هر روز داشته باشيد. احتمالا صبح هنگام به اندازه زماني كه در شب قبل به رختخواب مي رفتيد احساس خستگي كنيد .

 

اعتماد به نفس پايين

احتمالا احساس بي ارزشي كنيد وَ احساس گناه شديد داشته باشيد.

 

كاهش علاقه به فعاليت جنسي :

اگر پيش از ظهور افسردگي از نظر جنسي فعال باشيد، احتمالا كاهش قابل توجهي در سطح علاقه خود به داشتن ارتباط جنسي احساس كنيد.

 

– فكر كردن به مرگ : احتمالا ديدگاه منفي نسبت به خود ، موقعيت خود وَ آينده خود داشته باشيد. احتمالا افكار مرگ، مردن وَ خودكشي داشته باشيد. دانشمندان ارتباط نزديكى بين خودكشىوافسردگى ذكر مي‌كنند به‌طوريكه دوسوم بيماران افسرده به خودكشى فكر مي‌كنندو ١٠ تا ١۵ درصد آنان به زندگى خود خاتمه مي‌دهند.

 

افسردگي مي تواند شكايات جسمي گسترده اي را نيز مانند خارش عمومي، تاري ديد، ارتقا تعريق ، دهان خشك ، مشكلات گوارشي (سوء هاضمه ، يبوست وَ اسهال) سردرد وَ كمر درد ايجاد نمايد.

 

كودكان ، نوجوانان وَ بالغين احتمالا به طور متفاوتي به افسردگي واكنش دهند . در اين گروهها احتمالا علامت ها اشكال مختلف داشته باشد يا با ديگر وضعيتها پوشانده شود.

 

اگر يك بيمار ۵ مورد از علائم بالا را به‌مدت ۲ هفته مداوم داشته باشد به اختلال افسردگى شديد (عمده) مبتلا مي‌باشد . مطالعات اخير در ايالات متحده آمريكا نشان مي‌دهد كه افسردگى سردسته علتهاى ناتوانى در انسان به‌همه ي مار مي‌رود . چنين مطالعات آمارى در بقيه كشورها نيز موجود مي‌باشد.

 

انواع افسردگى

از افسردگى تقسيم‌بندى متعددى شده هست كه چند گونه مهم آن عبارتند از:

 

۱- افسردگي اساسي

اين گونه افسردگي اختلال در خلق بوده كه متداولا ۲ هفته بطول مي انجامد. حس دلتنگي وَ حزن مفرط وَ از دست دادن ميل وَ لذت از فعاليتهاي دوست داشتني و احساس گناه وَ بي ارزشي از علامت هاي آن بوده، اين گونه افسردگي خطرناك بوده وَ ميتواند به خود كشي منجر گردد. اين گونه افسردگي مي تواند باعث كم خوابي، تغيير اشتها، خستگي شديد وَ مشكل شدن تمركز شود. افسردگي شديد مي تواند خطر خودكشي را ارتقا دهد. علامت‌ها وَ رفتارهاى عميقى هست كه عملكرد شغلى، روابط بين فردى وَ رفتارهاى اجتماعى را تحت تأثير قرار داده وَ شخص را به‌طور كلى از محيط خود دور مي‌سازد.

 

۲- افسردگي مزمن: اختلال افسرده خويى (Dysthymia)

اين اختلال خفيف‌تر از افسردگى شديد (عمده) مي‌باشد وَ با خلق افسرده (تحريك‌پذير در كودكان وَ نوجوانان) همراه هست كه در بخش عمده روز دوام دارد وَ اكثر روزها وجود دارد . گونه خفيف تر اما مداوم تر افسردگي هست . اين گونه حداقل دو سال وَ اغلب بيش از ۵ سال دوام مي آورد . علايم وَ علامت ها متداولا ناتوان كننده نيستند وَ دوره هاي ديس تايمي مي تواند با دوره هاي كوتاه مدت احساس طبيعي بودن جا به جا شود. ابتلا به ديس تايمي ما را در خطر بيشتر براي افسردگي اساسي قرار مي دهد. شدت علايم آن ازافسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني وَ ممكن هست وَ ۲ الي ۵ سال بطول انجامد. علايم آن متداولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب وَ احساس خوشايندي فرد تاثير گذار هست.

متداولا مردم اين افراد را به‌عنوان افرادى بداخلاق، ترشرو وَ ملال‌آور تلقى مي‌كنند. اين گروه قادر به برقرارى ارتباط بين فردى مناسب با ديگران نيستند وَ افرادى جدى، كج‌خلق وَ درونگرا هستند.

 

۳- اختلال افسردگى جزئى (Minor Depression)

در اين اختلال علائم افسردگى با شدتى كمتر از دو مورد فوق وَ با دوره‌هاى محدودتر همراه هست. اين گونه افسردگى در همه گروههاى سنى ديده مي‌شود وَ تأثير كمترى در طول زندگى فرد مي‌گذارد.

 

۴- اختلال دو قطبي:

به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند . در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط ، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد وَ در دوره اي ديگر افسرده ميگردد. بعضي افراد مراحلي از ارتقا خلاقيت وَ نوآوري در طي مرحله شيدايي دارند. تعداد حملات هر حمله در هر يك از قطبها احتمالا مساوي نيستند. بعضي افراد احتمالا چندين حمله افسردگي

 

پيش از مرحله شيدايي داشته باشند يا بالعكس

 

۵- اختلال در سازگاري:

هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده وَ يا تغيير ميدهد وَ يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي هست كه احساس هسترس، اندوه وَ خشم ميكند؛ اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند؛ اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت وَ يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

 

۶- افسردگي فصلي:

برخي افراد از علائم افسردگي ناشي از تغيير فصل در پاييز وَ زمستان رنج ميبرند. علائمي كه در فصل هاي ديگر مانند بهار وَ تابستان فروكش كرده وَ ديده نمي شود. به اين علائم (S.A.D) يا SEASONAL AFFECTIVE DISORDER يا افسردگي وابسته به فصل (افسردگي فصلي) مي گوييم. احتمالا (SAD) به اختلالات خلقي گفته مي شود كه به دليل تغييرات طول مدت روز در فصل هاي مختلف به وجود مي آيد.

 

(SAD) براي اولين بار در سال ۱۸۴۵ مورد بررسي قرار گرفت وَ نهايتا در اوايل سال ۱۹۸۰ به اين اسم نام گذاري شد.

 

از آنجا كه نور خورشيد در فصل هاي مختلف بروي فعاليت حيوانات مي تواند تاثيرات گوناگوني داشته باشد (مانند خواب زمستاني وَ دوره هاي باروري (، SAD هم احتمالا ناشي از تغييرات طول روز وَ شدت نور در فصول مختلف باشد.

 

افسردگي در فصل پاييز وَ زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونين هست كه “هورمون وابسته به خواب” نيز نام دارد وَ در تاريكي وَ هنگام خواب شبانه بيشترين ميزان ترشح را دارد.

 

متناسب با تغييرات فصل، تغييراتي در ساعت بيولوژيكي بدن بوجود مي آيد. اين تغييرات در روشنايي وَ نور ناشي از تغيير فصل هر چند كه جزئي باشد، مي تواند باعث عدم تطابق ساعت فيزيولوژيكي بدن با برنامه روزانه شخص شود.

 

شايع ترين ماه هايي كه مي تواند سبب به تغييرات فصلي وَ افسردگي شود ، دي وَ بهمنماه مي باشد وَ بيشتر افراد مبتلا را خانم هاي جوان تشكيل مي دهند.

 

در اين اختلال علائم شايع افسردگي مانند تغييرات خلقي، پرخوري، ارتقا وزن، ارتقا ميزان خواب ديده مي شود. همچنين تمايل به مصرف مواد غذايي قندي وَ نشهسته ايارتقا مي يابد. قابل توجه هست كه اين علائم در فصل هاي بهار وَ تابستان بهبود كاملمي يابند.

 

عوامل بوجود آورنده ي اختلال افسردگي:

اين اختلال افسردگي در فصل پاييز وَ زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونين از غدهپينه آل در مغز هست. اين هورمون كه “هورمون وابسته به خواب” نيز نام دارد، درتاريكي وَ هنگام خواب شبانه بيشترين ميزان ترشح را دارد. بنابراين در پاييز وَ زمستانكه طول روز كوتاه وَ طول شب بلند مي شود، ميزان ترشح اين هورمون در بدن ارتقا مي يابد وَ در فرد ايجاد علائم افسردگي مي كند.

 

درمان افسردگي فصلي:

محققان دريافته اند كه فتوتراپي (نور درماني) مي تواند از ترشح بيش از حد ملاتونين در بدن جلوگيري كند. اغلب افراد به اين درمان پاسخ مي دهند.

 

اين شيوه ي درمان شامل نور سفيد فلوروسنت هست كه بر صفحه فلزي انعكاس داده ميشود وَ شخص در مقابل اين نور، با چهمه ي مان باز بدون نگاه مستقيم به نور قرار مي گيرد. از اين شيوه درماني به مدت نيم الي دو ساعت در روز هستفاده مي كنند.

 

البته در موارد خفيف بيماري، قدم زدن در نور آفتاب به تنهايي مي تواند شخص را دربهبود بيماري كمك كند. طي يك بررسي دريافته اند كه حدود يك ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفيد فلوروسنت مي تواند در بهبود بيماري موثر باشد.

 

اگر فتوتراپي موثر واقع نشود (كه البته درصد كمي را شامل مي شود)، مي توان ازداروهاي ضدافسردگي در درمان بيماري كمك گرفت. البته عوارض ناشي از مصرف داروهاي ضد افسردگي  را نبايد فراموش كرد.

 

۷- اختلال افسردگي پيش از قاعدگي

اين گونه افسردگي در زنان وَ پيش از دوره قاعدگي رخ مي‌دهد وَ با بي‌ثباتي خلق، اضطراب، افزايش خستگي‌پذيري، عدم تمركز، تغييرات اشتها وَ خواب، سردرد وَ موارد ديگر همراه هست . همه اين علائم در دوره قاعدگي از بين مي‌روند.

 

علل افسردگى

علل افسردگى تركيبى از عوامل ژنتيكى ، بيولوژيكى ومحيطى (روانى ـ اجتماعي) مي‌باشد.

 

در بسيارى از مردم نيز، علت افسردگى ناشناخته باقى مي‌ماند . به‌طور كلى مشخص شده هست كه افسردگى در نتيجه يكسرى از فعل وَ انفعالات شيميايى در مغز اتفاق مي‌افتد.

اين فعل وَ انفعالات كه نورو ترانسميتر ناميده مي‌شود در تمامى اعمال وَ رفتارهاى بدن به‌طور بيولوژيكى وجود دارد.

 

عوامل ژنتيكى

ثابت شده هست كه در بعضى از اقوام وَ فاميلي افسردگى شايعتر بوده اما وجود يك فرد افسرده در يك خانواده لزوماً دليل بر وقوع اين امر در بقيه عضوهاي خانواده نمي‌باشد. اما هرچه درجه خويشاوندى نزديكتر باشد، به همان نسبتآسيب ‌پذيرى براى افسردگى بيشتر مي‌شود.

 

عوامل بيولوژيكى

تغييرات زيستى متعددى در مغز افراد روى مي‌دهد. اين تغييرات شامل تغيير در ارتباطات عصبى سيستم غده هاي درون‌ريز وَ هورمونها، تغيير در سيستم انتقال‌دهنده‌هاى شيميايى وَ تغيير در فعاليتهاى الكتريكى مغز كه مربوط به نوروساينس هست.

 

عوامل محيطى (روانى – اجتماعي)

فاكتورهاى استرس اجتماعى وَ روانى به‌عنوان خطر فاكتورهاى بروز افسردگى شناخته مي‌شوند.

 

هسترس در فرم فقدان يكى ازاقوام نزديك مثل پدرو مادر وَ دوستان به‌عنوان ماشه‌اى براى بروز افسردگى در افراد آسيب‌پذير، به‌همه ي مار مي‌رود. به‌طور كلى پژوهش ها ژنتيك ثابت كرده هست كه عوامل استرسزاى محيطى فرصت بروز آسيب‌پذيرى يك ژن بخصوص را افزايش داده وَ آنان را به سوى يك بيمارى پيشرفته افسردگى هدايت مي‌كند.

 

با اين حال در برخى از افراد اين افسردگى بدون عوامل هسترس‌زاى محيطى به‌وجود مي‌آيد. پژوهش ها ديگرى در اين زمينه مشخص كرده هست كه عوامل هسترس‌زا در قالب ايزوله بودن در اجتماع وَ يا محروميت دوران كودكى منجر به تغييرات پايدار در فعاليت مغز شده وَ باعث افزايش حساسيت نسبت به بروز علائم افسردگى مي‌شود.

 

 رويدادهاى زندگى وَ هسترسهاى محيطى:

هسترسها وَ موقعيتهاى زندگى مي‌توانند نقش اوليه را در ايجاد افسردگى داشته باشند، هر چند كه در اين مورد اختلاف‌نظر بين دانشمندان وجود دارد.

 

عده‌اى معتقدند كه سوگ وَ از دست دادن عزيزى مي‌تواند منجر به افسردگى گردد. مطالعات نشان داده هست كه مرگ همسر بيشترين نقش را به عهده دارد. همچنين به دنيا آوردن فرزند، بازنشستگى، يائسگى وَ هسترسهاى عمده ديگر مي‌توانند در ايجاد افسردگى نقش عمده داشته باشند.

 

عوامل شخصيتى:

همه افراد با تيپها وَ خصوصيتهاى شخصيتى مختلف احتمالا دچار افسردگى گردند، اما افرادى با انواع شخصيتى وسواس وَ شخصيت نمايشى بيشتر احتمالا دچار افسردگى گردند.

 

عوامل ياد گرفته شده:

بر اساس اين عامل ارتباطات اجتماعى ناخوشايند كه منجر به ارزيابى منفى فرد از خود مي‌شود باعث ايجاد افسردگى هست؛ زيرا اين افراد با توجه به خصوصيات خاص خود نمي‌توانند محبت، همدردى وَ ارتباط عاطفى لازم را از ديگران به دست آورند.

 

بنابراين اين افراد هم در مورد خودشان ارزيابى منفى داشته وَ هم ديگران را صادق نمي‌دانند وَ به‌تدريج آزرده وَ ناكام شده وَ افسردگى در آنان پديد مي‌آيد.

 

٭ تفكر منفى:

 

افرادى كه داراى افكار منفى در مورد خود ، زندگى وَ آينده هستند ، دچار افسردگىمي‌گردند . اين افراد به جنبه منفى هر چيزى فكر مي‌كنند وَ به نقايص خود خيلى توجه نموده وَ بطور مداوم خودشان را با ديگران مقايسه مي‌كنند. نكته مهم اينكه اين افراد هر گونه اطلاعات را سوء تعبير مي‌كنند.

 

مصرف داروها

٭ بعضى از داروها مثل داروهايى كه در تنظيم فشار خون بالا مصرف مي‌شوند وَ داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى مي‌شوند.

 

٭ كمبود مواد غذايى مثل كمبود اسيد فوليك وَ بعضى ويتامينها مثل ب١٢ باعث كاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده وَ درمان را با مشكل روبرو مي‌كند.

٭ اعتياد به بعضى از داروها، مواد مخدر وَ يا الكل باعث به‌وجود آمدن افسردگى مي‌شود.

 

درمان افسردگى

 

درمان دارويي:

اكثر مطالعات پزشكان حاكى از آن هست كه تركيب روان درمانى وَ دارو درمانى موثرترين درمان براى اختلالات افسردگى هست. آنچه كه انقلابى در درمان بيماريهاى افسردگى بيان كرده وَ تأثيرى نمايان بر سير آنان نهاده وَ هزينه اجتماعى اين بيماريها را كهسته، رهيافتهاى دارو درمانى بوده هست.

از چهل سال بيش درمآنانيى موثر وَ مشخص مثل داروهاى سه حلقه‌اى براى اختلالات افسردگى فراهم شده هست مثل:

 

ايمى پيرامين (Imipiramine)

 

آمي‌تريپ تيلين (Amitriptyline)

 

نورتريپ تيلين (Nortriptyline)

نخستين علائمى كه پس از مصرف اين داروها بهبود مي‌يابد خواب وَ اشتها هست كه پس از حدود ۲ هفته شروع مي‌شود. پس از حدود ۳ تا ۶ هفته علائم عمده بهبودى افسردگى بروز مي‌نمايد.

 

دسته ديگر داروها كه انقلابى جديد وَ عمده براى درمان بر پا كرده هست. مهاركننده اختصاصى باز جذب سروتونينها (SSRT) از قبيل فلوكستين       ( Fluxetine) وَ سيتا لوپرام (Citalopram) هست.

به جرأت مي‌توان گفت كه هنوز در غرب، فلوكستين يكى از پر مصرفترين داروهاى رايج هست. از عوارض جانبى اين داروها سرآسيمگى، ناراحتى گوارش وَ تهوع مي‌باشد.

در عين حال داروهاى اخير SSRT مثل فلوكستين وَ سيتالوپرام از كمترين ميزان عوارض جانبى در ميان داروهاى فوق برخوردار هست.

 

درمان غيردارويي

١ـ نور درمانى

اين گونه درمان براى معالجه افسردگى فصلى به‌كار برده مي‌شود؛ اما اگر افسردگى فصلى شديد باشد نور درمانى بايد با دارو درمانى همراه گردد.

 

۲ ـ شوك درمانى (ECT)

اين شيوه در موارد زير براى درمان بيماران افسرده به‌كار مي‌رود:

٭ افسردگى بيمار با درمان دارويى از بين نرفته باشد.

٭ بيمار قادر به تحمل داروهاى ضدافسردگى نيستند.

٭ بيمارى چنان شديد باشد كه به بهبود سريع نياز باشد مثلاً بيمار افكار خودكشى خيلى شديد داشته باشد.

 

در اين روش جريان الكتريكى را به سر شخص وارد مي‌كنند وَ يك حمله تشنجى ايجاد مي‌شود.ECT بي‌خطر وَ بدون درد بوده وَ ميزان عارضه آن كم وَ در حافظه كوتاه‌مدت مي‌باشد.

 

۳ ـ روان درمانى

اين گونه درمان شامل درمآنانيى هست كه از دارو هستفاده نمي‌شود. موارد زير از جمله موفقترين شيوه‌هاى روان درمانى در درمان افسردگى هست:

 

شناخت درمانى، روان درمانى بين فردى، رفتار درمانى، روانكاوى وَ روان درمانى خانواده.

 

۴- درمآنانى گياهى وَ غذايى

 

بسيارى از فرآورده‌هاى گياهى كه در ايالات متحده آمريكا در دسترس عموم هست جهت درمان بيمارى افسردگى به‌كار مي‌رود.

گونه خاصى از مخمر آبجو بنام’s Wort St. John با عوارض جانبى پايين در اين زمينه شناخته شده وَ در درمان فرم خفيف تا متوسط افسردگى كاربرد دارد. در كشورهاى ديگر مثل هند وَ سريلانكا، برگ گياه برگاموت را بصورت اسانس در چاى وارد كرده وَ در درمان افسردگى به‌كار برده‌اند.

 

به‌نظر مي‌رسد كه آمار افسردگى در ايالات متحده آمريكا رو به افزايش هست. دليل قطعآ ناشناخته هست ولى مي‌تواندبه علت تغييراتى درهسترس روزانه ساختار اجتماعى افراد، تغييرات ژنتيكى، تشخيص پيشرفته وَ اصلاح شده وَ يا تغييراتى در رژيم غذايى افراد باشد.

 

تغييرات دررژيم غذايى افراد ميدان وسيعى براى پژوهش ها دانشمندان مي‌باشد. از آنجائيكه بعضى از مواد غذايى به ‌طور مستقيم در ساختمان سروتونينها (يك واسطه شيميايى كه در ايجاد افسردگى نقش بسيار قابل ملاحظه‌اى دارد) به‌كار مي‌رود ، مي‌توان اين گونه نتيجه گرفت كه مصرف اين مواد غذايى از جمله ماهى وَ روغن ماهى نقش بازدارنده‌اى در ايجاد افسردگى دارند. بعضى از دانشمندان با مصرف زياد روغن ماهى (روغن امگا ۳) در افراد داوطلب وَ مقايسه آن با افرادى كه آن را مصرف نكرده‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند كه هر چقدر مصرف امگا ۳ (روغن ماهي) در جوامع بيشتر باشد افسردگى  به حداقل آن خواهد رسيد.

 

همچنين نشان داده شده هست كه مصرف روغن ماهى در ايجاد بقيه بيماريهاى روانى نقش بازدارنده‌اى نيزدارد. پيش از پيش نيز نقش بازدارنده روغن ماهى درايجاد بيماريهاى قلبى وَ عروق ثابت شده بود.

منبع :افسردگى چيست؟- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۵۰:۲۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مشاوره تشخيصي يك نوع مختصري از زوج درماني است كه براي زوج هايي طراحي شده است كه نسبت به ادامه رابطه خود مطمئن نيستند.

 

همچنين اين روش درماني مي تواند براي مواردي كه در آن يكي از طرفين خواهان اتمام رابطه است، ولي طرف ديگر اميدوار به حفظ آن مي باشد، به كار گرفته شود.

 

هدف از اين روش درماني كمك به همسران و پارتنر ها است تا آنها قبل از تصميم گيري براي ادامه رابطه يا خاتمه دادن به آن رابطه، تمامي جوانب و گزينه ها را در نظر بگيرند و بعد تصميم گيري كنند.

 

زوج هايي كه مي خواهند رابطه شان را تمام كنند و از يكديگر طلاق بگيرند، ولي نمي دانند كه ايا خاتمه دادن به رابطه يك تصميم درستي براي آنها مي باشد، در نظر گرفتن گزينه هاي موجود، و همچنين پيامدهاي بالقوه مربوط به اين گزينه ها و اختيارات با كمك يك درمانگري كه مشاوره تشخيصي را اجرا مي كند، مفيد مي باشد.

 

مشاور تشخيصي - مشاوركو (2)

مشاور تشخيصي – مشاوركو

فهرست مطالب

تاريخچه و توسعه

اصول و نظريه مربوط به مشاوره تشخيصي

مشاوره تشخيصي به چه نحوي مفيد مي باشد؟

آموزش و گواهي نامه

محدوديت ها و نگراني ها

مشاوره تشخيصي توسط بيل دوهرتي[۱] و به عنوان بخشي از كار وي در دانشگاه مينسوتا توسعه يافت. به دليل اينكه معمولا زوج هاي به درمان مراجعه مي كنند كه يكي از طرفين تمايل به جدايي و طلاق دارد و طرف ديگر اميدوار به با هم ماندن و ادامه داشتن رابطه است، در اين روش چندين تكنيك وجود دارد كه به طور خاص براي چنين زوج هايي طراحي شده است. مشاوره تشخيص به طور خاص براي كمك به افرادي كه چنين شرايطي و بحث هاي تركيبي در رابطه آنها وجود دارد، طراحي شده بود.

 

اصول و نظريه مربوط به مشاوره تشخيص

هر چند كه مشاوره تشخيص به عنوان يك روش درماني در نظر گرفته نمي شود، ولي مي تواند به عنوان يك فرآيند ارزيابي در نظر گرفته شود كه به همسران كمك مي كند تا مرحله بعدي مربوط به رابطه خود را تعيين كنند. در مشاوره تشخيصي، زوجين سه گزينه ممكن را در نظر مي گيرند:

 

 پايان دادن به رابطه، ايجاد يك فرصت و دوره شش ماهه كه هر يك از زوجين ماموريت پيدا مي كنند تا حداكثر توان خود را براي حفظ رابطه بكار گيرند (هر چند كه در اغلب موارد در زوج درماني شركت مي كنند)، و يا اينكه تصميم گيري را به تاخير بياندازند.

 

مشاور تشخيصي - مشاوركو (

مشاور تشخيصي – مشاوركو

در طول دوره اول، درمانگران مي تواند از زوج ها چهار سوال را بپرسند:

چه چيزي در رابطه اتفاق افتاده است كه باعث شده است زوجين تصميم به پايان رابطه بگيرند؟

براي ثابت نگه داشتن رابطه چه اقداماتي را انجام داده اند؟

كودكان در تصميم مربط به پايان دادن رابطه ، چه نقشي دارند؟

بهترين زمان ها براي زوجيني كه داراي رابطه بوده اند، چه زماني بوده است؟

بعد از آن، درمانگر با هر يك از زوجين به صورت انفرادي جلسه مي گذارد تا در مورد احساسات و بحث ها خود گفت و گو كنند.

 

 بعد از آن، زوجين به صورت مشترك با درمانگر جلسه مي گذارند تا در مورد دوره ها مشاوره بگيرند، و در صورتي كه زوجين خواسته مشتركي داشته باشند، درمانگر خلاصه دوره هاي بعدي و ترتيبات مربوط به دوره ها را بيان مي كند.

 

مشاوره تشخيصي، در برخي از روش هاي مهم درماني، با ديگر روش هاي مشاوره زوجين تفاوت دارد. مورد اول اين است كه  هدف از اين نوع مشاوره حل كردن مشكلات و نگراني هاي رابطه اي نمي باشد، بلكه هدف تعيين اين است كه آيا مشكلات قابل حل هستند يا نه.

 

همانند يك دوره زوج درماني براي كمك به تصميم گيري زوجين، يك مشاور تشخيصي مي تواند زمان بيشتري را صرف جلسه انفرادي با زوجين كند و جلساتي كه هر دو زوج در آن شركت دارند، كمتر باشد.

 

 يكي ديگر از تفاوت هاي موجود مابين مشاوره تشخيص و ديگر انواع زوج درماني اين سات كه مشاوره تشخيصي معمولا به صورت خلاصه مي باشد: اين روش درماني معمولا طي يك تا پنج دوره تمام مي شود.

 

مشاوره تشخيصي در زوج درماني - مشاوركو

مشاوره تشخيصي در زوج درماني – مشاوركو

مشاوره تشخيص به چه نحوي مفيد مي باشد؟

وقتي كه زوجين به جدايي و يا طلاق نزديك مي شوند، مشاوره تشخيصي مي تواند يك راه حل مشخصي را بيان كند و قابل حل بودن مشكلات رابطه اي را نشان دهد.

 

درمانگران تلاش دارند كه به هر يك از همسران كمك كنند تا در مورد نحوه حل مشكلات رابطه اي و پيدا كردن راه حل هاي بهينه، آگاهي و شناخت پيدا كنند.

 

مشاوره تشخيص در زماني كه هر يك از زوجين شناخت بيشتري نسبت به موارد اشتباه و نادرست در رابطه شان و تمايل خودشان نسبت به آينده داشته باشند، به عنوان يك روش كاراتري در نظر گرفته مي شود.

 

باور بر اين است كه اين نوع درمان، به خصوص براي زوجيني كه درگير جرّ و بحث هاي شديد هستند، مفيد و كمك كننده باشد.

 

براي اين زوجين، مشاوره تشخيص مي تواند در كاهش تضاد هاي بالقوه مابين همسران و در زماني كه تصميم به جدايي مي گيرند، مفيد باشد و در صورتي كه آنها تصميم به طلاق داشته باشند، انجام اين پروسه و جدايي را براي هر دو طرف راحت تر مي كند.

 

 اگر زوجين تصميم بگيرند كه بعد از مشاوره تشخيص، به زوج درماني مراجعه كنند، شناخت تضاد هاي رابطه اي اصلي و نياز هاي هر يك از همسران، به منظور ارتقاء سطح رابطه طرفين، مي تواند مفيد باشد.

 

آموزش و گواهي نامه

معمولا آموزش مشاوره تشخيصي شامل دوره آنلايني مي باشد كه اطلاعات كافي مربوط به اجراي اين روش را به درمانگر مي دهد و مي تواند طي دوره  آموزش مستمر ۱۶ ساعته اي كامل شود كه براي گواهي نامه دادن به متخصصان سلامت روان ارائه مي شود.

 

براي افرادي كه تمايل به افزايش مهارت خود دارند، دوره هاي آموزشي پيشرفته در دسترس هستند و متخصصان با كامل كردن ساعت هاي بيشتري از دوره هاي آموزشي، مي توانند در مشاوره تشخيصي مورد تاييد قرار گيرند.

 

فعالان اجتماعي، درمانگران خانواده و ازدواج ، روان شناسان و ديگر متخصصان سلامتي روان مي توانند در اين دوره هاي مشاوره تشخيص شركت كنند.

 

محدوديت ها و نگراني ها

هر چند كه مشاوه تشخيصي زوجين مي تواند براي زوج هاي زيادي ، به خصوص براي افرادي كه با چالش هاي رابطه اي مواجه هستند و هر يك از زوجين عقيده و ديدگاه متفاوتي نسبت به دوره اقدام دارند، كاربرد داشته باشد، ولي براي تمامي زوجين يك روش مناسب نمي باشد. براي مثال، مشاوره تشخيص براي زوجيني كه يكي از طرفين تصميم به پايان رابطه دارد و تنها به مشاوره مراجعه مي كند، مناسب نمي باشد.

 

 دليل اين امر عبارت از اين مي باشد كه متخصصان مشاوره تشخيصي، به شركت كردن هر دو طرف و پذيرش اين روش درماني به عنوان يك رهيافت مناسب توسط آنها نياز دارند. علاوه بر اين، مشاوره تشخيص براي روابطي كه در آن خشونت خانگي  وجود دارد و يا هر دو نفر از زوجين تمايلي به شركت در آن  ندارند، مناسب نمي باشد.

منبع :مشاوره تشخيصي در روان شناسي- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۴۴:۱۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

حتما دعواي زناشويي داشته باشيد! نزاع ميان همسران كاملا طبيعي است و مشاوره خانواده يكي از راه هاي خوب براي كاهش آن است.

 

با توجه به افراد سالمند، دعوا نمك زندگي است.

 

اما اين فقط تبديل به يك درگيري بزرگ نيست، اگر اين امر منجر به شورش و اختلاف نظر شود.

 

اغلب روشن است كه اختلافات جزئي در مورد يك مسئله منجر به اختلافات زياد و حتي جدايي ناشي از سوء رفتار مي شود.

 

هر كسي به راحتي مي تواند حريف خود را با كلمات و رفتار خود در حين اختلافات سرزنش كند.

 

گاهي اوقات اين سوء استفاده ها به مدت طولاني پس از اختلاف ادامه مي يابد و مي تواند رابطه بين زن و شوهر را خراب كند.

 

حتما دعواي زناشويي داشته باشيد! نظر روانشناسان در مورد نزاع همسران

 

بهتر است كه خودتان را تا آنجا كه ممكن است كنترل كنيد.

درست است، شما عصباني هستيد، اما نبايد بيش از حد به آن برسيد.

 

در اين مقاله، ما به هفده توصيه رفتاري را  ارائه مي دهيم كه بايد در طول يك دعواي زناشويي به ان ها دقت كنيد.

 

همه زوج ها با يكديگر مبارزه مي كنند.

 

اما بعضي از آنها به وضوح اين كار را انجام مي دهند، يعني فرياد و پرتاب لوازم خانگي، و بعضي ها، تا حدودي زير پوست، با بي محلي و بدون حرف زدن.

 

به هر حال، نتيجه يك نتيجه است؛ از بين رفتن احساسات، تلخي و در طي سال ها تجربه من به عنوان يك روانشناس و البته همسر، من برخي نكات را آموختم كه مي تواند ما را در ازدواج خوب كمك كند، يعني اگر ما قصد داريم مبارزه كنيم.

 

بگذاريد آن را انجام دهيم، اما حداقل اين مزاياي زيادي دارد.

 

با استفاده از اين نكات، ما مي توانيم قوانين جنگي را به مسيري براي رشد و حل مسائل تبديل كنيم.

 

راه هاي تقويت رابطه و دعواي زناشويي استاندارد

درك كنيد كه خشم به خودي خود خود مخرب نيست.

بين خشم و خشونت تفاوت زيادي وجود دارد.

 

كساني كه عصباني هستند نياز به تخليه احساسات خود دارند، اما آنها به شوهر و همسرشان آسيب نمي رسانند.

 

شكستن مواد يا ضرب و شتم يك زن خشم نيست خشونت است

 

قبل از اينكه عصباني شويد، درباره احساسات خود صحبت كنيد.

اگر شما و همسرتان قادر به درك آن هستيد، به جاي بحث در مورد موضوع، بسياري از مشكلات پيش از آنكه حل شوند، حل خواهند شد.

 

فهم همسر شما مهم است ، بنابراين اگر شما ناراحتيد با صحبت در مورد آن قبل از مبارزه يك گام مهم برداريد.

 

اين ممكن است براي شما جالب باشد كه بدانيد كه بسياري از مسائل با طعنه زدن حل مي شوند.

يكي از تمريناتي كه من به زوج هايي كه به اختلافات زناشويي مراجعه مي كنند اشاره مي كنم اين است كه دفعه بعد، اگر بحث ميان آنها باشد، بايد آنها را تنها بي سر و صدا صحبت كنند، يعني نشستن و صحبت كردن با يكديگر.

 

تهديد نكنيد

امور زناشويي اجتناب ناپذير و حتي ضروري است، اما براي رسيدگي به ان ها تهديد لازم نيست.

 

پس مبارزه كنيد، اما جدايي را پيش نكشيد.

 

امور زناشويي پس از مدت كوتاهي فراموش مي شوند، اما همسر شما تهديد را فراموش نمي كند.

 

مشكلات را تلنبار نكنيد.

انباشت زماني اتفاق مي افتد كه باعث خشم شما در نزاع هاي گذشته مي شود، مانند يك آدم گرسنه براي همسرتان.

 

به همين دليل، درگيري ها بسيار كوچك و گاه حتي خنده دار هستند كه منجر به درگيري هاي بزرگ و ريشه اي مي شوند.

 

اين به خاطر محسوس شدن است.

 

بنابراين، هر زمان كه اختلاف داريد، همه مسائل مربوط به اختلاف را حل كنيد و به آن را بپردازيد.

 

اگر شما قبلا چيزي را انباشته كرده ايد، آن را در يك نزاع جديد خالي نكنيد.

 

اجازه دهيد كه نزاع ها محو شوند و گذشته را در محيط آرام بازسازي كنيد.

منبع :حتما دعواي زناشويي داشته باشيد! نظر روانشناسان در مورد نزاع همسران- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مرداد ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۳۸:۱۵ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

يك اصطلاحي در زمان بهبود بيمار وجود دارد: اعتياد به الكل و مواد مخدر مي تواند باعث به وجود امدن بيماري هاي رواني شود.

 

ولي بيماريهاي رواني باعث به وجود آمدن اعتياد نمي شوند.

 

افسردگي و سوء مصرف مواد مخدر

با اين حال، برخي از بيماري هاي رواني، به خصوص بيماري هايي كه به سرعت تشخيص داده مي شوند.

 

و قابل درمان هستند، مي تواند با اعتياد به الكل و مواد مخدر به وجود آمده باشند.

 

اختلالات افسردگي اغلب باعث به وجود آمدن احساساتي مانند غم و اندوه شديد همراه با نااميدي.

 

بي حالي، انزوا طلبي، اختلالات خواب، اختلال در دستگاه گوارش و اختلال خوردن مي شود.

 

اگر داروها به درستي تجويز نشوند و يا به طور مناسب مصرف نشوند براي كساني كه دچار افسردگي هستند .

 

اين مسئله كه خودشان براي خودشان دارو تجويز كنند و به خوددرماني بپردازند بسيار وسوسه انگيز است.

 

اين اتفاق مي تواند باعث تشديد افسردگي و بدتر شدن آن شود.

 

مصرف الكل، يا كوكائين ممكن است به طور موقت برخي از علائم را تسكين دهد.

 

ولي زماني كه اين مواد شيميايي بر روي بدن تاثير مي گذارند.

 

مقابله با افسردگي

در مرحله اي كه آن مواد از بدن خارج مي شود بدن پايين ترين ميزان توان در مقابله با افسردگي را دارا است.

 

و در هر مرحله كه اين مواد از بدن خارج مي شود افسردگي شدت بيشتري مي گيرد.

 

هر چند در ابتداي افسردگي فرد علائم شديدي را تجربه نكرده باشد.

 

اين مواد باعث مي شوند كه هر بار استفاده از مواد و خروج ان بدن ميزان افسردگي شديدتر شود.

 

افسردگي ممكن است فرد را به استفاده از مواد مخدر و الكل ترغيب كند.

 

زيرا استفاده از اين مواد در ابتدا باعث فرار از احساسات بد مي شوند.

 

مشكل ديگر اين است كه اگر استفاده از الكل و مواد مخدر با مصرف دارو تداخل داشته باشد.

 

به دليل اينكه الكل و مواد مخدر باعث تشديد بيماري مي شوند مي تواند اثر داروها را غير فعال كند .

 

و اين اتفاق ممكن است فرد را در معرض خطر پزشكي قرار دهد.

 

از انجايي كه برخي از افراد كه تجربه ي استفاده از مواد مخدر را دارند در استفاده از اين مواد در روند درمان بدگمان مي باشند.

حتي نسبت به داروهايي كه براي انها تجويز مي شود نيز گمان خوبي ندارند.

آنها با مصرف مواد مخدر و اعتياد به آن تجربه ي بدي را پشت سر گذاشته اند .

و زمان دشواري با استفاده ي دارو تجربه كرده اند. در واقع، من با بيماراني روبه رو شده ام.

كه قبلا الكل و يا مواد مخدر را ترك كرده اند و حاضر به تحمل علائم افسردگي مي باشند.

 نمي خواهند در درمان انها از دارو استفاده شود. غالبا در جامعه به آنها آگاهي داده مي شود .

كه از مصرف دارو خودداري كنند. معمولا، و اين مسئله زير نظر مشاور سلامت صورت نمي گيرد.

كساني كه تجربه ي افسردگي و اعتياد را داشته اند بايد با يك روانپزشك و يا رواندرمانگر مشورت كنند.

و هيچ دوستي صلاحيت مشاوره دادن به آنها در اين زمينه را ندارد.

افسردگي مواد مخدر

يك سوالاي كه اكثرا من از بيماري كه براي اعتياد تحت درمان است مي پرسم اين است.

 

كه «آيا مصرف نوشيدني و يا مواد مخدر باعث افسردگي وي شده است؟

 

پاسخ اوليه اي كه فرد مي دهد اين است كه شايد. يك رواندرمانگر باتجربه قبل از هر اقدام درماني شروع به ريشه يابي و دلايلي كه از قبل براي بيمار وجود داشته است مي پردازد.

 

و پس از آِن اقدام به درمان اعتياد مي كند. رواندرمانگران در پي يك ارزيابي كلي از سابقه ي خانوادگي، دوستان، كارفرمايان، و پرونده ي سابقه ي وي نزد پليس و دادگاه مي پردازد .

 

و در پي دلايل اوليه مشكل بيمار هستند.

 

چرا دلايل اوليه افسردگي و اتفاقي كه براي فرد رخ داده است مهم است؟

 

زيرا كسي كه قبل از اعتياد مبتلا به افسردگي بوده است نيازهاي بيشتري براي درمان دارد.

 

از جمله دلايل مي تواند مداخله مصرف مواد و دارو باشد.

 

و در مقايسه با ديگران مدت زمان طولاني تري براي درمان افسردگي بايد صرف شود.

 

كسي كه به دليل سوء مصرف مواد افسرده شده است معمولا روش درماني براي او تجويز نمي شود .

 

كه براي كسي كه به دليل افسردگي به مصرف مواد رو آورده است و نبازهاي درماني اين دو گروه متفاوت است.

منبع :افسردگي و سوء مصرف مواد مخدر- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۰۸:۱۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه Ship در كلمه relationship[1] به چه معنايي مي باشد؟

 

اين پسوند به اين واقعيت اشاره مي كند كه يك رابطه مي تواند هم به صورت شناور و هم به صورت غرق شدن باشد.

 

بسيار خب، اين مورد به صورت كلي درست نمي باشد، ولي يك روش مناسبي به منظور تفكر در مورد تاثيرات مربوط به فشار در رابطه مي باشد.

 

با خواندن اين مقاله يك سري اصولي را در مور شناور نگه داشتن يك رابطه و مواردي را كه بايد در صورت احساس ناايمني انجام بدهيد، ياد بگيريد.

 

اين مقاله مي تواند براي شرايط زير كاربرد داشته باشد:

شما بخواهيد كه در مورد فشارهاي رايج در يك رابطه مطالبي را ياد بگيريد

به منظور سر و كار داشتن با فشارهاي موجود در يك رابطه، برخي از اصول را ياد بگيريد

شما بخواهيد بفهميد كه تنش موجود در رابطه از كجا ايجاد مي شود

شما در رابطه (يا در حال ورود به يك رابطه اي) مي باشيد كه در مورد آن اطمينان نداريد.

مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه-moshaverco

مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه moshaver.co

در يك رابطه چه نوع فشارهايي وجود دارند؟

داشتن يك دوست دختر يا دوست پسر مي تواند فوق العاده باشد، ولي يك گروه از مواردي وجود دارند كه مي تواند منجر به ايجاد احساس رضايت و خوشحالي شود.

 

فشارهاي دروني مي توانند در نتيجه مواردي از قبيل تفاوت هاي فرهنگي يا سن، حسادت، نبود توافق و انتظارات غيرمنطقي يا غيرقابل اجرا ايجاد شوند.

 

فشارهاي خارجي مي توانند از طريق افراد و عوامل خارج از رابطه ايجاد شوند و شامل موارد از قبيل مطالعه يا كار، بيماري، پول، خانواده و دوستان مي باشد.

 

توصيه هايي براي شناور نگه داشتن رابطه تان

بررسي كنيد كه كدام نوع از فشارها، دروني و خارجي، بر روي روابط شما تاثير مي گذارند.

 

بعد از آن، در زماني كه آماده شده باشيد سعي كنيد كه از استراتژي هاي زير براي كاهش فشار و شناور نگه داشتن رابطه خودتان استفاده كنيد.

 

با يكديگر ارتباط برقرار كنيد

ما داراي تلفن هاي هوشمند و هواپيماها هستيم، ولي تا به حال هيچ ابزاري كشف نشه است كه به ما كمك كند تا مغزها را بخوانيم!

 

بنابراين بهترين مورد بعدي كه وجود دارد عبارت از ارتباط برقرار كردن با استفاده از كلمات مي باشد.

 

در صورتي كه شما به همسرتان نگوييد، به چه نحوي مي توان تصور كرد كه وي نسبت به موارد اشتباه اطلاع كسب كند؟

 

در صورتي كه يك موردي شما را ناراحت مي كند، اجازه بدهيد كه آنها به آرامي نسبت به اين مورد مطلع شوند. بعد از آن همراه با هم مي توانيد مشكل موجود را حل كنيد.

 

فشار رابطه و آسيب هاي رابطه با جنس مخالف

فشار رابطه و آسيب هاي رابطه با جنس مخالف – مشاوركو

ياد بگيريد كه سازش كنيد

شما در همه شرايط نمي توانيد به خواسته هاي خودتان دست پيدا كنيد.

 

گاهي تحت تاثير فشار رابطه و آسيب هاي آن هستيد.

 

با همسر خودتان يا شريك جنسي خود صحبت كنيد تا موارد مهم موجود براي خودتان را نشان دهيد و اين موارد مشكل بزرگي را براي شما ايجاد نخواهند كرد.

 

پذيرش اين موضوع كه يك فرد نزديك به شما، همانند شما به كارهاي مشابهي كه انجام مي دهيد اهميت نمي دهند، به سختي امكان پذير است.

 

ولي همانند هر موردي، توافق در اين مورد از طريق تمرين كردن راحت تر مي شود.

 

همسر خودتان را در مورد احساساتتان نسبت به وي مطمئن كنيد

هر شخصي دوست دارد بشنوند كه چقدر دوست داشته مي شود.

 

در صورتي كه مطلع باشيد احساس مشابهي نسبت به يكديگر داريد، رابطه موجود روان تر خواهد بود و احتمال ايجاد مشكلاتي از قبيل حسادت پايين مي آيد.

منبع :مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۰۲:۳۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

همه ما زندگي را از درون يك خانواده شروع مي كنيم چه اين خانواده از اعضاي خانواده با پيوند خوني باشد يا نه پدر و مادر ناتني باشد و يا نه پدر و مادري كودكي را به فرزندي پذيرفته باشند.

 

زماني كه ما متولد ميشويم خانواده بدست مي آوريم و اين خانواده اي كه در آن متولد شده ايم هر جنبه از زندگي ما را از لحظات آغازين تا پايان زندگي، تحت تاثير قرار مي دهد.

 

خانواده آنچه كه هستيم و آنچه كه خواهيم بود را هم در جهت خوب و هم در جهت بد تحت تاثير قرار مي دهد. ما لغات خود، عاداتمان، خروجي هايمان و آيين مذهبي و اينكه چگونه دنيا را ببينيم و بينش خود نسبت به جهان را از خانواده مي آموزيم.

 

ما همچنين ياد مي گيريم چگونه عشق بورزيم و چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيم و اينها را از روابط اوليه در خانواده كسب مي كنيم. اگر در خانواده اي سالم با ارتباطات سالم به دنيا آمده باشيم، احتمالا ياد خواهيم گرفت كه چگونه ارتباطات سالم را حفظ كنيم.

 

خانواده درماني چيست، اهداف و مزاياي آن چيست؟

 

اگر در خانواده اي با مشكلات خانوادگي كه در برقراري ارتباط مشكلاتي دارند، متولد شده باشيم همچنين ممكن است ما هم در برقراري ارتباط با ديگران به مشكل بربخوريم. هرچند متولد شدن در يك چنين خانواده اي بد شانسي بوده باشد، اما وضعيتي نيست كه نتواند تغييرش داد.

 

تقريبا تمام خانواده ها با چالش هايي درگير هستند و مشكلاتي را تجربه مي كنند، با اين حال اغلب خانواده ها حس يكپارچگي خانواده و يا شادي را حفظ و يا بازيابي مي كنند.

 

خانواده درماني / مشاوره خانواده چيست؟

خانواده درماني يا مشاوره خانواده نوعي از درمان است كه براي بكارگيري براي مسائل خاصي طراحي شده كه سلامت و عملكرد خانواده را تحت تاثير قرار مي دهد. مي تواند براي كمك به خانواده در طي يك دوره ي سخت، يك گذار حاد، يا مشكلاتي در سلامتي رفتاري يا مغزي در اعضاي خانواده، بكار برده شود. خانواده درماني، مشكلات افراد را در زمينه واحد بزرگتر خانواده مي بيند.

 

فرض چنين درماني، اين است كه مشكلات بدون درك روندهاي گروه، نمي توانند به طور موفق آميزي شناخته و حل شوند. روشي كه خانواده عمل مي كند، چگونگي شكل گيري مشكلاتي كه مراجعان با آن روبرو مي شوند را تحت تاثير قرار مي دهد و اين كه فرد چگونه توسط اعضاي خانواده مورد تشويق قرار مي گيرد يا قدرت عمل از او صلب مي شود همگي متاثر از خانواده است.

 

خانواده درماني مي تواند تمارين و تكنيك هايي از شناخت درماني، رفتار درماني، فرد درماني، يا ديگر گونه هاي درمان فردي را بكار گيرد. بمانند ديگر گونه هاي درمان، تكنيك هاي بكار گرفته شده كاملا مبتني بر مسائل و مشكلاتي است كه مراجع يا مراجعان با آن مواجه هستند.

 

مشكلات رفتاري يا احساسي در كودكان دلايل مشتركي براي مراجعه به درمانگرهاي خانواده هستند. مشكلات يك كودك درخلا نيست، اين مشكلات در بستر خانواده وجود دارند و احتمالا نياز است تا در درون خانواده ديده شوند.

 

بايد توجه شود كه در خانواده درماني، واژه خانواده الزاما به پيوندهاي خوني اشاره ندارد. در اين مفهوم، خانواده هر آن كسي را كه يك نقش بلند مدت حمايتي در زندگي يك نفر بازي مي كند را شامل مي شود كه ممكن است به معني نسبت هاي خوني در همان خانواده نباشد.

 

متداولترين نوع هاي خانواده درماني به شرح زير هستند:

باونين:

اين نوع از خانواده درماني براي شرايطي كه در آن افراد نمي خواهند و يا نمي توانند ديگر اعضاي خانواده را در درمان درگير كنند، مناسب است. درمان باونين، بر اساس دو مفهوم عمده است، مثلث بندي (تمايل طبيعي افراد براي برون ريزي و تخليه احساسات و هيجانات با صحبت با فرد ثالث) و تمايز (يادگيري براي عكس العمل كمتر احساساتي در روابط خانوادگي).

 

ساختاري:

درمان ساختاري بر تعديل و تقويت سيستم خانواده براي تضمين اين كه والدين در كنترل هستند و اينكه هر دوي والدين و فرزندان مرزهاي مناسبي دارند، متمركز است.

 

در اين نوع از درمان، درمانگر به منظور مشاهده، يادگيري و ارتقاي توانايي آنها براي كمك به تقويت ارتباط خانواده، به آنها ملحق مي شود.

 

سيستمي:

مدل سيستمي به گونه اي اشاره دارد كه در آن درمان بر ارتباطات ناهشيار و معاني ماوراي رفتارهاي اعضاي خانواده تمركز دارد. درمانگر در اين نوع از درمانها، نقش خنثي دارد و دور استف به اعضاي خانواده اجازه مي دهد تا در مسائل خود به شيوه ي عميق تر با مسائل و مشكلات به عنوان يك خانواده درگير شوند.

 

استراتژيك:

اين نوع از درمان خلاصه تر و مستقيم تر از ديگر انواع درمان است، كه در آن درمانگر تكاليفي براي خانواده در نظر مي گيرد. اين تكليف به منظور تغيير روشي است كه اعضاي خانواده تعامل داشته، ارزيابي كرده و ارتباط برقرار كرده و تصميم مي گيرند.

 

درمانگر در اين نوع درمان در مقام قدرت مينشيند كه به ديگر اعضاي خانواده كه ممكن است چنين قدرتي براي ارتباط موثر ندارند، اجازه مي دهد تا به طور موثر و كارآمدي ارتباط برقرار كنند.

منبع :خانواده درماني چيست، اهداف و مزاياي آن چيست؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۵۵:۴۱ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا از جنگ و دعواي مدام و هميشگي خسته شده ايد؟ آيا جديدا حس مي كنيد كه ارتباط شما در ورطه ي نابودي است؟ ممكن است با خودتان بگوييد چطور شد كه كار به اينجا كشيد.

 

در شرايط بدتر، اگر مسائل و مشكلات تم روزانه ي زندگي شما شده است اين به آن معني است كه هر دوي شما واقعا با هم نيستيد و ارتباط صحيح نداريد.

 

هر رابطه ي بلند مدتي بين اوقات بد و خوب در نوسان است. و اين كاملا نرمال است. اما رابطه اي كه پايدار است و مدت زمان زيادي دوام مي آورد، رابطه اي است كه در آن هر دو فرد به اندازه كافي به فرد ديگر در مشكلات و اوقات سخت اهميت مي دهد و ياري كننده است.

 

ارتباط نيازمند نگهداري و محافظت است تا در يك شرايط سالم حفظ شود.

 

در اينجا نكاتي آورده شده اند كه كمك مي كنند بدانيد چگونه مي توان يك ارتباط را نجات داد و اگر احساس رضايت از رابطه نداريد چگونه مي توان خوشي و شادي را به رابطه برگرداند.

 

قدم اول:

اولين گام اين است كه يك زمان را به خودتان اختصاص دهيد. به پياده روي برويد يا نه با يك زير انداز به پارك برويد و از آفتاب لذت ببريد و از خودتان بخواهيد تا با خودتان با ملايمت رفتار كنيد.

 

اين بخش مقداري سخت است. نياز است تا به صورت بي رحمانه اي با خود صادق باشيد. آيا تنش در شما ايجاد مي شود بخاطر اينكه سعي مي كنيد فاصله بگيريد؟

 

يا نه اين تنش به اين خاطر است كه شما عادات بدي داريد و الان اين عادات بد براي رابطه ي شما مشكل ساز شده است؟

 

گاهي دانستن و حل مشكلات آسان است، اما گاهي نياز است تا عميقا مسائل را بشكافيم و بررسي كنيم و به هسته مساله برسيم تا بتوانيم آن را حل كنيم.

 

قدم دوم:

گام دوم اين است كه اطمينان حاصل كنيد كه هر دوي شما چنين حسي داريد. هيچ فايده اي ندارد اگر تلاشتان را بكنيد و سنگ تمام بگذاريد در حاليكه همسر شما نخواهد در اين ارتباط باقي بماند.

 

شما نياز داريد تا در ابتدا يك مكالمه روشن و باز داشته باشيد تا بدانيد كه اين خواسته ي هر دو شما است كه رابطه را برگردانيد يا نه.

 

اغلب افراد زماني كه با هم مكالمه و بحث مي كنند متوجه مي شوند كه هر دو واقعا مي‌خواهند كه در كنار هم باقي بمانند و اين روند بهبود را تسريع مي بخشد.

 

زماني كه رفتار شما نسبت به همديگر هيچ احساسي را نشان نمي دهد اما نسبت به هم هنوز اهميت نشان مي دهيد، در چنين شرايطي احساس عدم علاقه و عشق آسان است.

 

اين خود باعث ايجاد تنفر و عدم علاقه و پاسخ منفي شده و به مرور اين چرخه تداوم پيدا كرده و قوي تر مي شود.

 

 

9 نكته ي طلايي براي ماندگاري انگيزه

0 ديدگاه /تير ۱۹, ۱۳۹۸

ادامه مطلب ...

بعد از اينكه مطمئن شديد هر دو خواهان ماندن در ارتباط هستيد، توصيه هاي زير را به شما پيشنهاد مي كنيم:

 

۱٫ ارتباط چشمي برقرار كنيد.

هرگز قدرت ارتباط چشمي را در هنگام صحبت با همسر خود دست كم نگيريد. در عصر مزاحمت هاي تكنولوژيكي، بسياري از ما زمان زيادي را براي نگاه كردن به گوشي موبايل خود صرف مي كنيم و به اندازه كافي به چشمان عشق خود نگاه نمي كنيم.

 

اگر قرار است مطلبي را بگوييد، ارتباط چشمي تان را با او حفظ كنيد. اين باعث مي شود حرف هاي شما بيشتر در خاطرش بماند و مفهوم مد نظر شما را عميقا متوجه شود.

 

۲٫ همانگونه كه احساس مي كنيد، صحبت كنيد.

آسان ترين راه براي اينكه فردي را مجبور به حالت دفاعي كنيم، اين است كه به شيوه انتقادي صحبت كنيم و آنها را نقد كنيم. بنابراين اگر همسر شما براي شام دير كرده است، بجاي مواخذه او براي اين كار با يك جمله مانند “تو هميشه دير ميكني”،

 

” نه من هميشه هم دير نميكنم اين عادلانه نيست” سعي كنيد اين تاكتيك را به كار ببريد:” زماني كه دير مي كني من واقعا ناراحت مي شوم چون باعث مي شود حس كنم تو بمن توجه نمي كني”.

 

به اين شيوه ديگر شما پرخاشگر نيستيد. در عوض، شما آن چيزي را به او مي گوييد كه واقعا احساس مي كنيد.

 

۳٫ گوش فرا دهيد و همدلي ايجاد كنيد.

قبل از اين كه بخواهيد با عجله جواب بدهيد اجازه بدهيد فرد مقابل حرفهايش را به طور كامل بزند و بگذاريد حرفهايش تمام شوند.

 

اغلب مكالمات ما شامل منتظر ماندن براي تمام شدن حرفهاي فرد مقابل است تا بتوانيم انچه را كه ميخواهيم بگوييم. ما در گوش دادن خيلي هم خوب نيستيم.

 

اما تلاش كنيد كه ياد بگيريد شنونده هاي خوبي باشيد. به مرور خواهيد فهميد كه چقدر به شما كمك مي كند تا درك كنيد و ديگر مثل قبل زود از كوره در نمي رويد. قبل از اين كه سر نقطه نظر شما بحث كنيد، سعي كنيد مسائل را از ديد فرد مقابل ببينيد.

منبع :چگونه يك ارتباط بهم خورده را درست كنيم؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۵۱:۵۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

من يك فرد كاملا اعتماد كننده اي مي باشم. من در شرايط نرمال تمايل دارم تا اعتمادم را نسبت به ساير افراد گسترش بدهم و از آنها انتظار دارم تا مهرباني متقابل داشته باشند.

 

در صورتي كه فرد ديگر اثبات كند كه غيرقابل اعتماد مي باشد، در آن صورت من سطح اعتمادم نسبت به وي را تغيير خواهم داد.

 

در روابطي كه بي اعتمادي را تجربه مي كنم، معمولا به اين نتيجه مي رسم كه اين مورد به دليل يك نقص قابل توجهي در اعتماد صورت نگرفته است (هر چند كه عبارت از مواردي مي باشند كه به صورت آني منجر به جلب توجه ما مي شوند)، ولي چند نمونه كوچك تر مربوط به نااطميناني در طول زمان صورت گرفته است.

 

مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه

مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه

۵ مرحله مربوط به شك و سوء ظن – نقش شكاكيت در تخريب روابط

 

شكستن يك عهد، نرسيدن به هدف تا زمان مشخص شده، و يك الگويي از رفتار غيرقابل اطمينان، غيراخلاقي، نامناسب، يا بدون علاقه در طول زمان به يك روند تبديل مي شود.

 

بي اعتمادي در طول يك شب اتفاق نمي افتد، بلكه به صورت تدريجي و طي مراحل مختلف رشد پيدا مي كند، و در صورتي كه بتوانيم مراحلي را كه در آن هستيم را تشخيص بدهيم.

 

اين شانس را خواهيم داشت كه قبل از عميق تر شدن بي اعتمادي آن را از بين ببريم. مراحل نااطميناني عبارتند از:

 

شك و بي اعتمادي

اولين مرحله مربوط به بي اعتمادي عبارت از شك مي باشد. شما شروع به تجربه كردن يك نااطميناني محدودي نسبت به يك شخص قابل اعتماد مي كنيد كه باعث مي شود مقداري از اعتماد شما به وي از بين برود.

 

اين مورد مي تواند يك نوع شك و ايرادگيري در پس زمينه ذهن شما باشد كه نمي توانيد از آن صرف نظر كنيد، يا حتي در صورتيكه تشخيص درستي نداشته باشيد، در برخي مواقع احساس و درك درستي نسبت به موقعيت نخواهيد داشت.

 

سوء ظن در رابطه

در صورتي كه شك از بين نرود، در طول زمان پيشرفت خواهد كرد و به سوء ظن تبديل خواهد شد.

 

ممكن است يك الگوي رفتاري در شما شكل بگيرد كه نشان دهنده عدم اعتماد باشد، ولي شما دليل كافي براي داشتن نتيجه گيري موثقي نخواهيد داشت.

 

بي اعتمادي شك و ترديد در رابطه مشاور كو 

بي اعتمادي شك و ترديد در رابطه مشاور كو

اضطراب و عدم اطمينان

سومين مرحله از عدم اطمينان عبارت از اضطراب مي باشد.

 

اضطراب شامل يك احساس مربوط به ترس و اضطراب مي باشد و در اغلب مواقع به صورت فيزيكي مشخص مي شود.

 

در هنگام تعامل با شخصي كه اعتماد كاملي نسبت به وي نداريد، ممكن است كه ناآرامي، ضربان شديد قلب، عصبانيت، سفتي معده، يا حتي نفرت را تجربه كنيد.

 

ترس

در اين مرحله از رابطه، عدم اطمينان مي تواند تا جايي افزايش پيدا كند كه شما نسبت به نشان دادن آسيب پذيري خودتان ترس داشته باشيد.

 

شما موارد نقص زيادي را در اعتماد تجربه كرده ايد و سطح نااطميناني شما به يك فرد ديگر آنقدر پيشرفت كرده است كه از بهزيستي عاطفي خودتان ترس داريد.

 

حفاظت از خود

در نتيجه ترسي كه تجربه كرده ايد، در يك موقعيت حفاظت از خود قرار مي گيريد. شما در روابط خودتان موانعي ايجاد مي كنيد تا از نزديك شدن ساير افراد به خودتان محافظت كنيد.

 

اين اقدام خود محافظتي منجر به كاهش آسيب پذيري شما مي شود، ولي همچنين منجر به تقويت وضعيت نااطميناني در رابطه مي شود.

 

يادگيري نحوه ايجاد اعتماد مجدد در روابط

اعتماد يك نوع طنابي مي باشد كه منجر به نگه داشتن افراد در يك رابطه ي شود، و زماني كه اين طناب پاره مي شود، عدم ارتباط صورت مي گيرد.

 

زمانيكه نسبت به يك فرد ديگري آسيب پذير نباشيد، موارد متفاوتي را در رابطه خودتان تجربه خواهيد كرد.

 

دكتر جان تانسند [۱] در كتاب خودش به اسم فراتر از مرزها – يادگيري نحوه ايجاد اعتماد مجدد در روابط [۲] چند مورد از اعتمادهاي آسيب ديده را بيان كرده است:

 

دكتر جان تانسند

صرف نظر كردن از رابطه

به جاي بي خيال بودن، كه در روابط اعتمادي يك مورد عادي مي باشد، احتياط بيشتري را در به اشتراك گذاري اطلاعات شخصي خواهيد داشت.

 

به دليل از بين رفتن ايمني، از پذيرفتن ريسك ها در رابطه موجود اجتناب مي كنيد. در اين شرايط، تنهائي يا ساكت شدن يا دروني شدن بيحالي از جمله موارد رايج مي باشد.

 

حركت به سمت انجام وظيفه

به منظور جبران نبود اعتماد در رابطه، ممكن است كه بيش از حد خودتان را مشغول سرگرمي ها، مدرسه، كليسا، يا ساير فعاليت ها بكنيد.

 

به دليل اينكه “انجام دادن كار” راحت تر از “ارتباط برقرار كردن” مي باشد، شما در ساير بخش هاي فعال مي مانيد. همچنين شما بخش هاي شخصي رابطه خودتان با ساير افراد را از بين مي بريد.

منبع :مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۴۲:۲۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

خانواده نهادي است تربيتي كه در اين نهاد فرزندان شخصيت گرفته و نحوه برخورد با اجتماع را فرا ميگيرند. بايد به اين نكته توجه كنيد كه خانواده ها و نحوه شكل گيري آنها در طول تاريخ بشريت يكسان نبوده و در اين مدت دچار تحولاتي شده است اما همه اين تحولات هيچگاه تغييري در اصل خانواده ايجاد نكرده و همواره بر نكته همدلي و گذشت و

 

همچنين اعتماد در خانواده تاكيد شده است. در خانواده ها ارزش ها شكل گرفته و پرورانده مي شوند تا با تربيت يك فرزند خوب جامعه به شكل خوبي پيشرفت كرده و ضمن كسب موفقيت در اجتماع، ضامن سلامت رواني جامعه باشد بنابراين خانواده ها مي بايستي در خودشان مشكلي نداشته باشند تا بتوانند به دور از ناهنجاريها و مشكلات فرزنداني خوب را تحويل جامعه بدهند.

 

نكاتي در باب اعتماد سازي

يكي از نكاتي كه بايد در خانواده رعايت شود بحث اعتماد سازي است. اعتماد بين تك تك افراد خانواده بايستي نهادينه شود زيرا اگر اين اعتماد نباشد همدلي نبوده و اگر همدلي نباشد اعضاي خانواده كه مانند حلقه زنجير به هم متصل هستند از هم جدا شده و ديگر نمي توان به آنان يك خانواده گفت اين اتفاق باعث مي شود ابتدايي ترين نهاد تربيتي كار خود را به درستي انجام نداده و فرزنداني خوب را تحويل جامعه ندهد بنابراين جامعه از هم گسيخته شده و ناهنجاري در آن افزايش مي يابد. اما چگونه مي توان بحث اعتماد سازي را در خانواده پياده كرد؟!

 

صداقت را مي توان پايه اين اعتماد سازي دانست

اگر صداقت در خانواده حكم فرما باشد هيچگاه بي اعتمادي و شك در خانواده جايي ندارد بنا براين بايد در تمامي مسائل صادق باشيم. در گام بعدي احترام به ارزش ها و تبادل نظرات در محيطي آرام مي باشد همه اعضاي خانواده بايد به يك چشم ديده شوند البته جايگاه والدين جايگاهي خاص است كه نمي توان آن را ناديده گرفت. اهداف در خانواده بايد مشخص باشد و بايد هركس شخصيت و جايگاه خود در خانواده را دانسته و براي حفظ آن تلاش كند بنابراين اعتماد سازي در خانواده به معناي داشتن خانواده اي خوب و سپس جامعه اي به دور از تنش مي باشد.

 

شماره هاي تماس 01

 

چگونه دوباره اعتماد سازي رو بسازم؟

پاسخ

بسياري از كارشناسان براين باورند كه اعتماد يكي از مهمترين عوامل در ايجاد محيط كاري يكپارچه، هم افزا و اثربخش به شمار مي آيد.

 

سازمانهايي كه ميان كاركنان آنان اعتماد وجود دارد معمولا سازمانهايي موفق هستند در غير اين صورت غالبا موفق نخواهند بود.

 

لذا مديريت اكثر مواقع اين سوال را مطرح مي كنند «چطور مي توان در محيط كار اعتماد به وجود آورد و چگونه مي شود از بي اعتمادي جلوگيري كرد».

 

اعتمادسازي هميشه از رده عالي سازمان شروع مي شود. صداقت و اعتمادسازي دروني به شرطي به وجود مي آيد كه مديران عالي سازمان سرمشق و الگو ديگران باشند و با ايجاد مصاديق، آن الگوها را در واحدها و ادارات عملي سازند.

 

پنج روش براي اعتمادسازي در گروهها و همچنين پنج رويه فوري براي بي اعتمادي به رهبران سازمان پيشنهاد مي شود. اما ابتدا مي پردازيم به اينكه چطور اعتمادسازي كنيم.

 

۱ – صداقت را پايه گذاري و حفظ كنيد: صداقت سنگ زيربناي اعتماد در سازمان است. صداقت بايد از رده عالي سازمان شروع شده و تا رده هاي پايين سازمان ادامه يابد. اين يعني اينكه در بين ساير موارد، هميشه بايد حقيقت را بگوييد و به قولتان پايبند باشيد. مهم نيست اين كار چقدر دشوار است. بلكه اگر افراد صداقت داشته باشند اعتقاد به سازمان به وجود مي آيد.

۲ – ديدگاه و ارزشها را تبادل كنيد: ارتباط مهم است چون شاهرگ كسب اطلاعات و دسترسي به حقايق است. تبادل ديدگاه سازماني مديريت را قادر مي سازد تا بگويد به كجا مي رويم و با ربط دادن به ارزشها، بتوان روشهاي رسيدن به آن پايه گذاري كرد.

۳ – همه كاركنان را به يك چشم ببينيد: وقتي كليه كاركنان اعم از كاركنان جديدالاستخدام، موقت، پاره وقت و يا كاركناني كه داراي حقوق پاييني هستند احساس كنند به عنوان عضوي از گروههاي كاري براي سازمان اهميت دارند آنگاه اعتماد به وجود مي آيد. اعتمادسازي با گوشه گيري مديريت و دوري از كاركنان به دست نمي آيد، بلكه ازطريق تماس و ملاقات مديريت با كاركنان شكل مي گيرد. به دنبال آن مديريت بايد از نظرات و ديدگاههاي كاركنان آگاهي يابد (براي آنها اهميت و اعتبار قائل شود). مدير بايد نام كاركنان و اعضاي خانواده آنها را بداند و با همه كاركنان رفتاري محترمانه داشته باشد.

۴ – به جاي اهداف فردي، بر اهداف مشترك متمركز باشد: وقتي كاركنان احساس كنند از طريق فعاليت گروهي و با همكاري يكديگر به جاي مجموعه اي از اهداف فردي به ديدگاه مشترك مي رسند اعتماد به وجود مي آيد. اين امر لازمه كارگروهي است. گروه وقتي مي تواند به كار ادامه دهد كه اعضايش به يكديگر اعتماد داشته باشند.

۵ – اگر كاري درست است آن را انجام بدهيد و به خطرات فردي توجه نكنيد: همه ما به نوعي ازطريق حس ششم مي‌دانيم در هر شرايطي تقريبا چه چيزي درست است. اگر از اين حس پيروي كنيم و هر نوع پيامدهاي فردي را ناديده بگيريم هميشه مورداحترام اطرافيان قرار مي گيريم. از اين احترام مي توان اعتماد به دست آورد.

موارد پيش گفته جنبه مثبت اعتمادسازي بود. اما راجع به جنبه منفي بي اعتمادي چه مي توان گفت؟ لذا در ذيل پنج روش سريع در ايجاد بي اعتمادي در همكاران شرح داده مي شود:

۱ – حرف و عمل شما يكي نباشد: هيچ چيزي مانند دمدمي مزاجي و تناقض ميان حرف و عمل افراد را سردرگم نمي كند. اگر سردرگمي ناشي از تناقض مستمر باشد يقين بدانيد اعتماد قرباني مي شود.

۲ – به دنبال منافع فردي باشيد نه منافع مشترك: دريك محيط كارگروهي اگر فردي فقط به دنبال منافع فردي باشد بيدرنگ احترام و اعتمادش نزد ديگران از بين مي رود.

۳ – خودداري از تبادل اطلاعات (حبس اطلاعات): وقتي مجاري ارتباط مسدود باشد، بروز شايعات در رده هاي بالا و پايين سازمان شروع مي شود. لذا اطلاعات غلط جاي اطلاعات درست را مي گيرد. انكار و تكذيب مطالب رواج مي يابد. اطلاعات درست با تأخير زياد و گاهي هرگز دراختيار كاركنان قرار نمي گيرد. لذا اعتماد ازبين مي رود.

۴ – دروغ يا نصف حقيقت را بگوييد: عدم صداقت سريعترين راه نابودي كل اعتماد است. افراد ممكن است دروغي را يك بار يا حتي دوبار باور كنند اما اين ضرب المثل قديمي مي گويد: «بالاخره دروغگو دستش رو مي شود».

۵ – ذهن بسته داشته باشيد: نسبت به عقايد و نظرات ديگران بي اعتنا باشيد و فضايي به وجود آوريد كه اين گونه باشد «من مي خواهم همه كارها طبق نظرم انجام شود يا همين كه هست». قطعا چنين فضايي موجب قطع ارتباطات و درنهايت بي اعتمادي مي شود.

 

نتيجه گيري

وقتي نگاهي به سازمانهاي كاملا موفق در گذشته و حال مي اندازيم مي بينيم رهبران آن سازمانها به اصول پنجگانه اعتمادسازي توجه داشته و به آن عمل كرده اند.

نگاهي به سرداران مشهور نظامي در طول تاريخ و همچنين رهبران سياسي واقعا محبوب و رهبران بزرگ و شايسته در حوزه صنعت مي بينيم همه اين رهبران بزرگ ميان رؤسا، همكاران و مرئوسان خود اعتماد به وجود آورده اند و با اعتمادسازي براي خود، هم پيمانان و شركتهايشان موفقيت و افتخار كسب كرده اند.

در اين مورد ميتونيد با اين شماره مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

 

با يه پسر دوست بودم و خانواده ام متوجه شدند و اعتمادشان كامل از بين رفت

من با يه پسر دوست بودم و خانواده ام متوجه شدند و اعتمادشان كامل از بين رفت من چگونه بايد دوباره اعتماد انها را جلب كنم.

 

پاسخ

 

مسئله ارتباط والدين و فرزندان جزو آن دسته از نكاتي است كه هميشه به صورت تك بعدي بررسي شده بدين معني كه روحيات و مشكلات و ويژگي‌هاي فرزندان را شخم زده‌ايم و از اين طريق راهكارهايي را به والدين براي برقراري ارتباط صحيح‌تر نشان داده‌ايم.

اما براساس رويه جديد، اين بار مي خواهيم والدين را در خال هدف قرار داده و با تفكيك و توضيح روحيات و شرايط آنها راهي به شما نشان دهيم كه بهترين و نزديك ترين باشد.

 

در ابتدا بايد چند اصل و نكته را جدا از اين كه والدين ما در چه گروه و دسته و متعلق به چه شرايط روحي و فكري هستند بپذيريم:

 

عمده‌ ترين علت عدم رضايت ما از والدين و احساس فاصله زياد بين خودمان و آنها، مقايسه‌اي است كه به صورت ناخودآگاه و بعضاً آگاهانه انجام مي‌دهيم و در اين قياس، والدين خود را با الگوي ايده آلي كه غالباً حاصل تركيب رفتارهاي مورد پسند ما است مقايسه مي‌كنيم. يادمان باشد هيچ انساني، چه در موقعيت فرزندي و چه والدي، كامل نيست بلكه تركيبي است از رفتارهاي مثبت و منفي و هنر آن است كه انسان‌ها را آنگونه كه هستند بپذيريم و دوست داشته باشيم.

 

يادمان باشد كه پدران و مادران ما فرزندان ديروز بوده‌اند و ما نيز پدران و مادران فرزنداني خواهيم بود و اين چرخه تا هميشه ادامه دارد.

 

حل معقول مسائل زماني حاصل مي‌شود كه احساس رضايت دو طرفه را به دنبال داشته باشد. يعني هم ما و هم والدينمان به آرامش و تعادل نسبي برسيم.

 

رفتار والدين ما تابعي از طبيعت اطراف ماست و اثرگذارترين و مفيد‌ترين تغييرات در هر پديده طبيعت (منجمله رفتار والدين) زماني حاصل مي‌شود كه تغيير از نگاه ما و از رفتار ما آغاز شود.

 

به عبارتي با تغيير در رفتار خودمان، آنها را به بازخورد مطلوب واداريم.

 

و آخرين و مهم‌ترين نكته آن كه هر كس به اندازه زحمت و محبتي كه برايمان مي‌كشد شايسته و سزاوار قدرداني، ستايش و احترام است و لذا پدر و مادر ستودني‌ترين عناصر زندگي ما هستند كه احترام در مقابل آنها فضايي نامحدود دارد.

 

و اما تفاوت‌هاي رفتاري والدين: والدين همه چيز‌دان، والدين منظم، والدين سلطه‌گر، والدين پرخاشگر، والدين ساكت و كم حرف.

 

والدين همه چيز دان

اين‌گونه شخصيت‌ها در همه زمينه‌ها متخصص هستند، در هر موضوعي ابراز عقيده كرده و حتي در صورت اشتباه، آن را قبول ندارند.

 

در رويارويي با اين گونه والدين بهتر است كه شما براي پرسيدن و گرفتن نظر پيش قدم شويد و اجازه دهيد كه اين نياز در مورد موضوع دلخواه و انتخابي شما ارضا شود.

 

چنانچه با نظر اشتباهي روبه رو شديد، بهتر آن است كه آن لحظه سكوت كرده و از تذكر دادن فوري اجتناب كنيد. كمي بعدتر پيش آمده، از او بخواهيد بيشتر فكر كند و مسئله را اينگونه مطرح كنيد:

 

نظرات شما هميشه براي من كمك بزرگي است. راستي اگر مسئله اينطوري نبود – همان راهنمايي اشتباهي كه خود والد انجام داده – و اين گونه بود – نظري كه صحيح‌تر و بهتر است – چه كار كنم؟

 

چنانچه بعد از اين صحبت ديگر هيچ نگوييد و مجال تفكر را به آنها دهيد، اين عمل سبب مي‌شود كه بعضاً به اشتباه خود پي‌برده و نظر درست شما را مجدداً به عنوان نظر و راهنمايي خود مطرح كنند. مهم اين است كه آنچه مي خواسته‌ايد انجام شده و به آن رسيده‌ايد.

 

والدين منظم

اين اشخاص به طرز آشكاري دقيق و حسابگرند. منطقي حرف زدن را دوست دارند. واقعيات را به طور ملموسي درك كرده و از خيال بافي و بي‌خيالي به دورند.

 

محيط اطرافشان تميز و منظم است و شما در حيطه نظارتي آنها چاره‌اي جز تبعيت از نظم نداريد.

 

در مقابل اين‌گونه والدين و براي فرار از جبر نظم افراطي سعي كنيد كه ظاهر رفتاري و محيطي خود را نزديك به سليقه آنها نشان دهيد. با آنها منطقي صحبت كنيد و به گونه‌اي رفتار نكنيد كه احساس كنند نسبت به مسائل اطراف خود بي‌خيال هستيد.

 

حتي اگر واقعاً چنين است، اتاق و محيط اطراف شخصي خودتان را در حد معقول و نه افراطي از نظم نگاه داريد.

 

اين در واقع مثل يك بازي پازل، هنر قرار دادن تكه‌ها در جاي درستي است كه به نتيجه درست منتهي مي‌شود و شما اين هوش و قابليت را داريد، فقط كافي است بخواهيد كه اين كار انجام شود.

 

در مورد بخش افراطي رفتار آنها در زمان هاي مناسب و بدور از هر گونه تنش و بي حرمتي و با اعمال فضاي منطقي به گفتگو و صحبت بنشينيد.

 

يادتان باشد لجبازي تنها نكته اي است كه هرگز شما را به مقصد نمي‌رساند. در شماره‌هاي بعد سعي مي‌كنيم بيشتر با روحيات كساني آشنا شويم كه بي‌شك دوستمان دارند و دوستشان داريم.

 

والدين سلطه‌گر

اين اشخاص تفكران خود را با زور و اجبار به ديگران القا كرده و با آ نها و درگير بحث و جدل مي‌شوند. در مقابل اين والدين بايد با آرامش و اعتماد به نفس صحبت كنيم و بدانيم كه نفس حرف زدن مهم نيست.

 

بلكه مهم آنست كه بتوانيم منظور خودمان را به درستي بفهمانيم. استفاده از واژگان درست و اعتماد به نفس برگه برنده ما در برخورد با ايندسته از والدين است.

 

بهتر است كه در شروع صحبت آنها را با نام پدر، مادر؛ مخاطب قرار دهيم و سپس در كمال آرامش موضوع و خواسته خود را مطرح كنيم.

 

در صورت عصبانيت و بحث سكوت كرده و مجدداً در شرايطي مناسب‌تر موضوع را مطرح كنيم و خود را هرگز به صورت يك آدم بي‌خيال و بي‌توجه نشان ندهيم.

 

والدين پرخاشگر

اين دسته از آدم‌ها پيروز شدن در نزاع‌ها را دوست دارند و ديگران با تندي وادار به قبول خواسته‌هاي خود مي‌كنند. والديني كه با كوچكترين حرفي به شدت عصباني شده، فرياد مي‌زنند ولي اين حالت در آنها خيلي زود فروكش مي‌كند، در واقع با داد زدن نوعي انرژي منفي را از درون خود تخليه مي‌كنند و از اينرو سكوت و آرامش شما و تواضع‌تان در برابر اين حالات، مدت زمان اين تخليه را كوتاه كرده و باعث مي‌شود كه فضا زودتر به حالت عادي باز گردد.

 

در صورتيكه ايستادگي و بحث كردن شما باعث مي‌شود كه دايره عصبانيت از حال به گذشته كشيده شده و مسئله دلخواه شما بي‌نتيجه بماند.

 

فقط سكوت كنيد بعد از آرام شدن شرايط، مودبانه از اينكه آنها را عصباني كرده‌ايد عذرخواهي كنيد، حتي اگر مقصر نبوده‌ايد، و در مورد موضوع مورد نظرتان مجدداً صبحت كنيد.

 

شايد راهكارهاي زير به برقراري سريعتر آرامش در فضاي گفتگوي شما كمك كند:

 

در مواجهه با بي‌منطقي رفتار والدين صحيت به مراتب كار گشاتر از خصومت است.

در هنگام دعوا از واژگان بد استفاده نكرده و تن صداي خود را بالا نبريد.

در مقابل اينگونه والدين و در اين شرايط محكم نشسته، پا روي پا نياندازيد و با چيزي بازي نكنيد.

هرگز با والدين خود قهمر به معناي ترك كلام نكنيد، حتي اگر آنها با شما صحبت نكردند.

با محكم بستن در، ترك محل و …. نشان مي‌دهيد كه قصد اصلاح رفتار والدين را داريد كه اين امكانپذير نبوده و به ضرر شما است.

منبع :اعتماد سازي در خانواده- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۳۵:۳۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

اعتماد به نفس:قبل از اينكه راهبردهاي داشتن عزت نفس را بررسي كنيم.
اجازه دهيد ببينيم عزت نفس در واقع چيست.
چرا؟ به سادگي، هنگام شروع ساختن عزت نفس خود، بايد بدانيد كه در واقع چه هدفي در اين كار نهفته است.

چگونه اعتماد به نفس داشته باشيم
ممكن است بگوييد اين يك سايت روابط است، پس چرا ما بر اعتماد به نفس، احترام و اعتماد به خود تمركز مي كنيم؟
خب، در صورتيكه شما خود را دوست داشته باشيد و نگران خشنود كردن همه براي طرد نشدن از سوي آنها نباشيد.
شما با احتمال بيشتري روابط سالم ايجاد خواهيد كرد.
احتمال بسيار زيادي وجود دارد كه در پي يافتن يك همسر شايسته باشيد.
كه در آن زوجين به جاي وابستگي يك طرفه، هر دو طرف بيش تر از پيش به هم وابسته اند.
شما از دادن اختيار تشكيل و حفظ دوستي ها و سرگرمي ها و در عين حال مكمل رابطه به يكديگر خشنود هستيد.
پس مي توانيد ببينيدكه دانستن نحوه ايجاد عزت نفس اهميت زيادي دارد.
(براي خود و البته همچنين در فرزندان شما)داشتن عزت نفس بالا به همان معناي فكر كردن به خود نيست.



عزت نفس چيست؟
قبل از آنكه شما براي بهبود عزت نفس خود اقدام كنيد بايد از يكسري چيزها آگاه شويد.

احترام به خود (مناعت طبع) بر پايه دو مؤلفه قرار دارد:

براي مثال شما ممكن است حس كمال يا غرور كرده يا اينكه بالعكس به علت خود بيزاري، احساس شرمندگي يا خجالت كنيد.



عوامل كاهش عزت نفس 
۱٫بيولوژيكي:
ژن ها، بيماري، ناتواني و سبك زندگي شما.

۲٫روانشناختي:
تجارب كودكي و بزرگسالي شما، هرگونه تروما يا احساس شرمندگي (به اندازه كافي تروماتيك براي شما)،
سبك زندگي شما، اثرات ناشي از جراحت، تروما يا ناتواني، خود ارزيابي شما.

۳٫معنوي:
تكريم، شرمساري، اعتقادات (قيد و بندها)، سبك زندگي

۴٫جوانب اجتماعي:
ارتباطات اجتماعي شما و بازخورد دريافتي شما از افراد پيرامون خود، شايستگي اجتماعي و سبك زندگي شما.
اين عوامل نمي تواند سواي از شكل گيري عزت نفس واقعي شما باشد.

اثر متقابلي بين اين چهار عامل وجود دارد كه نشان دهنده ميزان احترام به خود (عزت نفس) در شما مي باشد.

پس، هيچ فرمول ساده اي براي آن وجود ندارد.

ويژگي عزت نفس
اكثر روانشناسان فكر مي كنند كه عزت نفس شما ويژگي ثابتي است با فراز و فرودهاي دوره اي.
اما، خبرهاي واقعاً خوب اين است كه اكنون عزت نفس شما در هر وضعيتي قرار داشته باشد.
حتي اگر نسبت به خود حس خوبي نداريد، بدون شك مي توانيد آن را تغيير دهيد.

ما روان شناس ها معتقديم كه با بهتر كنار آمدن با فشارها مي توانيد آن ها را تغيير دهيد.
همانطور كه صدها نفر توانسته اند با برخورداري از مشاوره، زندگي هاي خود را به طور اساسي تغيير دهند.
توصيه هاي مربوط به ايجاد عزت نفس و متوقف كردن خود بيزاري در ادامه در اين مقاله ذكر مي شود.
پاسخ سوال “عزت نفس چيست؟” را مي دانيد. بسيار خوب، اجازه بدهيد به صفحه بعد برويم: اهميت اعتماد به نفس.

شماره هاي تماس 01
فوايد عزت نفس بالا چيست؟
عزت نفس سالم مي تواند اثرات مواج واقعاً مثبتي داشته باشد. دركنار افراد شاد، پرانرژي و مثبت بودن تعالي بخش است.
فهرستي از چيزهايي كه شما ممكن است در مورد فرد داراي عزت نفس بالا توجه كنيد وجود دارد.
با برانداز كردن تمام ليست متوجه خواهيد شد كه افراد داراي عزت نفس” ظرفيت ذخيره هيجاني” بالاتري دارند.
آنها مي توانند ذخاير خود براي بهره مند شدن ديگران را به اشتراك بگذارند (اما به هر حال به نكات احتياطي نيز توجه مي كنند).

پانزده نشانه عزت نفس سالم
وقتي كه شما عزت نفس خود را مي سازيد شما كم كم به هر يك از علائم ذيل توجه خواهيد كرد:
۱٫ بيشتر محتمل ساختن روابط سالم و عشق ورزيدن سخاوتمندانه به ديگران هستيد زيرا شما مي توانيد خود را دوست بداريد.
۲٫ با بازخوردهاي منفي و انتقادگري آشفته نمي شويد.
۳٫ هدف گزيني بالايي داريد، به اهداف خود مي رسيد و به خوبي با عقب گردهاي زندگي كنار مي آيد.
۴٫ به راحتي از خود دفاع مي كنيد اما همچنين هنگام اثبات اشتباه خود، حاضر به تجديد عقايد خود هستيد.
۵٫ از مصاحبت خود به احتمال بيشتري لذت بخش است.
۶٫ داراي اعتماد به نفس بالايي هستيد.
۷٫ هنگام خروج از دايره راحتي خود دچار وحشت زدگي نمي شويد و در عوض با گسترش دادن توان خود پيشرفت را بهتر حس خواهيد كرد.
۸٫ بيشتر مستعد هستيد كه دوستان را جذب خود كنيد از آنجاييكه مردم ذاتاً جذب اشخاص مثبت نگر مي شوند.

مديريت عقب گردهاي زندگي
۹٫ به احتمال كمتر دچار افسردگي مي شويد زيرا بهتر قادر به مديريت عقب گردهاي زندگي خود هستيد.
۱۰٫ به احتمال كمتري دچار اضطراب مي شويد اما اگر احساس اضطراب كرديد شما ياد گرفته ايد به خوبي آن را مديريت كنيد.
۱۱٫ از تعديل درست ميزان كنترل و اراده خود لذت مي بريد.
۱۲٫ فرصت هاي زيادي براي عشق ورزي؛ دوستي و بلند خنديدن را خلق و پيشنهاد مي كنيد.
۱۳٫كاملاً داراي درجه انعطاف بيشتري هستيد.
۱۴٫ شما انتظار نداريد يا منتظر اشخاص ديگر نمي مانيد تا حال شما را خوب كنند.
۱۵٫ شديداً كار و سرگرمي داريد، تا مي توانيد خود را وادار به خلق بهترين رويدادها مي كنيد.

نشانه هاي عزت نفس مثبت
اين نشانه هاي عزت نفس مثبت فقط نشان دهنده نقش مهم آن در سلامتي و بهزيستي افراد خانواده و جامعه است!
از طرف ديگر اگر داراي اعتماد به نفس پايين هستيد همه اينها اهداف باارزشي محسوب نمي شوند.
براي اينكه شما بيش از آنها شايستگي داريد. به ياد داشته باشيد –شما همانند يك ستاره بي نظير هستيد.
هيچ كسي شبيه شما نيست.

(به خود يادآوري كنيد- افراد جامعه ستيز نيز تمايل به داشتن اعتماد به نفس بالا هستيد، لذا اين همه آن خبر خوب نيست!).
يك نكته ي احتياط قبل از اينكه نحوه ايجاد عزت نفس را ياد بگيريد
حس بسيار بالاي عزت نفس موجب مغرور شدن افراد مي شود.
اين نيز خود منجر به ضعف در تصميم گيري و خطرجويي فزاينده مي شود.
افراد خودشيفته نيز داراي ميزان بسيار زيادي از آن مي باشند.
هچنين اگر شما خود را تا حدود زيادي مثبت ارزيابي كنيد شما به احتمال كمتري نسبت به ديگران صبوري و همدلي خواهيد داشت.
اين قطعاًشامل اهداف مورد نظر ما نيست.

منبع :اعتماد به نفس- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۴۴:۴۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

روشهاي پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر و ايجاد يك رابطه قوي تر
هر رابطه اي جر و بحث هاي مختص به خودش را دارد.

بنابراين سوالي كه مطرح مي شود عبارت از اين است كه آيا يك استراتژي واقعي براي خاتمه دادن مناسب به اختلافات ما بين شما و همسر شما وجود دارد؟

پاسخ يكي از مشاور به اين سوال “بله” بوده است.

يكي از موارد فريب دهنده اي كه در هر رابطه اي وجود دارد، عبارت از اين فرض مي باشد كه فرد ديگر شخصي است كه به تغيير نياز دارد.

هر چند كه تهييج مي شويد به دليل مشكلات موجود در رابطه، همسرتان را مورد سرزنش قرار بدهيد، ولي آندرا ميلر، رئيس و موسس سايت yourtango و نويسنده كتاب پذيرش راديكالي: رمز مربوط به زندگي عاشقانه شاد و بادوام[۲] معتقد است:

كه يكي از بهترين روش ها براي غلبه بر روي جر و بحث ها، متوقف كردن تلاشتان براي تغيير همسرتان مي باشد.

آندرا ميلر – Radical Acceptance: The Secret to Happy, Lasting Love
ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد - پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر
ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد – پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر
ميلر در مورد داشتن يك زندگي عاشقانه شاد و بادوام معتقداست:
پذيرش راديكالي افرادي كه رابطه نزديكي با آنها داريد منجر به كاهش تنش هاي موجود مي شود و شما را به همسرتان نزديك تر مي كند.
شما با رها كردن خودتان از مسوليت مربوط به ايجاد تغيير در همسرتان، به خودتان اجازه خواهيد داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت كامل و با تمام اشتباهات و ساير ويژگي هايي كه دارد بپذيريد.
اين مورد منجر به معرفي پويايي هاي جديدي در رابطه مي شود كه در نتيجه آن زوجين به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پيدا مي كنند.
شما با رها كردن خودتان از مسوليت مربوط به ايجاد تغيير در همسرتان، به خودتان اجازه خواهيد داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت كامل و با تمام اشتباهات و ساير ويژگي هايي كه دارد بپذيريد.
اين مورد منجر به معرفي پويايي هاي جديدي در رابطه مي شود كه در نتيجه آن زوجين به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پيدا مي كنند.
در ادامه يك سري توصيه هايي براي ايجاد يك رابطه شاد معرفي شده است.

همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد
هر شخصي دوست دارد يك رابطه اي داشته باشد كه در نتيجه آن به يك احساس امنيت كامل دست پيدا كند و در عين حال مورد قضاوت واقع نشود.

زماني كه زوجين به صورت مكرر با يكديگر اختلاف پيدا مي كنيد و به دليل تصميمات و اقدامات ضعيف همديگر را مورد قضاوت قرار مي دهند.

اين مورد به جاي ايجاد صميميت، فقط منجر به بيشتر شدن اختلاف ما بين آنها و آسيب پذير شدن بيشتر زوجين خواهد شد.

به جاي انتقاد كردن از همسرتان به دليل نحوه پر كردن ماشين ظرفشويي، يك زماني را صرف از بين بردن تفكرات مربوط به قضاوت بكنيد و احساس قدرداني در مورد كار كردن همسرتان در خانه را جايگزين آن بكنيد.

در صورتي كه يك بار ديگر نسبت به دير آمدن همسرتان از سر كار به خانه عصبي شديد، سعي كنيد كه تفكرات خودتان را تغيير بدهيد و به دليل روز طولاني كه در محيط كار داشته است، با وي همدلي كنيد. ميلر معتقد است كه “اين مورد عامل اصلي در پذيرش راديكالي مي باشد.

اين يك تمرين قدرتمند، زيبا، حدي و قابل تغيير مي باشد – بر روي تمرين كردن متمركز شويد!

همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد- مشاور كو
همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد
در رابطه زناشويي قضاوت نكنيد
عامل اصلي عبارت از ملزم كردن خودتان براي دستيابي به اين هدف و آگاهي يافتن نسبت به زمان هايي مي باشد كه مورد قضاوت قرار داده مي شويد و همچنين فرمان دادن به خودتان بر مبناي اين تمرين مي باشد.

من از اين روش در مورد همسرم و ساير افراد مهمي كه در زندگي ام وجود دارند، استفاده كردم – به خصوص كساني كه منجر به عصبانيت من مي شدند.

من مي دانم در زماني كه يك شخص ديگري را مورد قضاوت قرار مي دهم، حالت منفي آن به سمت خودم برخواهد گشت”.


ماكسيم فسنكو[۳] / شاتراستاك[۴]
گسترش دادن همدلي
بهترين روش براي متوقف كردن جريان موجود در اختلافات، عبارت از قرار دادن خودتان به جاي همسرتان مي باشد.

در طول يك جر و بحث، دوست داريد كه به چه نحوي با شما برخورد شود.

اين مورد در اغلب مواقع كمك مي كند تا يك سري از تكنيك هاي مديريتي به كار گرفته شود كه به عنوان صداقت راديكالي ناميده مي شود.

منبع :ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد – پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۳۷:۰۵ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مشكلات خانواده مي تواند ريشه هاي زيادي داشته باشد.

ولي ريشه هاي اصلي آن براي همگان يكسان است.

خانواده امروز با مسائل و مشكلات ناخوشايند مواجه مي شوند و براي آن آماده نيستند.

تسلط رسانه ها و ورود بي نظير از امواج مختلف به فضاي خانواده و ذهن كودكان به گونه اي است كه سلامت ذهني و حتي فيزيكي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد.

سلامت خانواده ها در طول زندگي خانواده تغيير مي كند و اين واقعيت كه خانواده در زمان خاصي از سلامت كامل برخوردار است، تضميني براي ادامه اين وضعيت نيست.

مشاوره خانوادگي راهي براي از ميان بردن مشكلات خانواده
مشاوره مشكلات خانوادگي راهي براي از ميان بردن و كاهش اين گونه مشكلات و بهتر كردن سلامت خانواده ها است.

در حقيقت، دستيابي و حفظ سلامت خانواده نيازمند كار مستمر هر يك از اعضاي خانواده و كل خانواده به عنوان يك نظام است.

او تأكيد كرد كه خانواده هاي سالم هم ايده آل گرا و هم واقع بين هستند و افزود كه فعاليت هاي بسياري مي تواند خانواده را به شرايط جديد و غير منتظره سوق دهد.

هنگامي كه چنين رويدادي رخ مي دهد، روابط خانوادگي تغيير مي يابد و سيستم خانواده كاهش مي يابد.

بحث در مورد اصطلاح بهداشتي وجود دارد و اكثر خانواده ها در طول مراحل زندگي خود داراي مشكلات بهداشتي هستند.

از سوي ديگر كمبود دانش و آموزش در زمينه مهارت هاي زندگي و سازگاري منجر به درگيري اعضاي خانواده، به ويژه بعضي از والدين مي شود.

با اشاره به بحران هاي زندگي كه متنوع و گسترده هستند مي توان گفت كه بحران هاي زندگي بر روي تعادل جسمي و رواني انسان تأثير مي گذارد و اين اختلال اغلب با اختلالات عاطفي و رفتاري همراه است.

20 مشكل مرسوم خانواده هاي امروزي / چه بايد كرد؟ مشكلات خانواده امروزي

نتايج مشكلات خانواده هاي ايراني
نتايج مشكلات خانواده هاي ايراني كه به مراكز راهنمايي مراجعه مي كنند، از جمله موارد زير است.

اختلالات خانوادگي،
اختلافات مكرر با همسر،
دخالت خانواده همسر ،
سوء ظن همسر،
عدم تمايل زوجين به يكديگر،
روابط خشك و سرد،
اعتياد همسر،
شوهر خشن،
زن دوم همسر،
سوء استفاده شوهر از همسر،
سقط جنين همسر،
اختلاف در تربيت فرزندان،
مشكلات مربوط به ازدواج مجدد،
ضرب و شتم از سوي خانواده همسر،
مشكلات همسر،
مشكلات خانوادگي،
مشكلات شغلي و اقتصادي،
مشكلات مذهبي – مشكلات روحي كودكان.
نتايج نشان مي دهد كه در نوع مشكلات بين زنان و مردان تفاوت وجود ندارد، اما به دليل مشكلات مكرر ميان مشتريان زن و مرد، تعداد مشكلات زن بالاتر از مردان است و با توجه به اهميت دختران و زنان در مركز خانواده و جامعه و نقش همسر و والدين كه مشكلات خود را مطرح مي كنند اين مورد نگران كننده است.

شكي نيست كه خانواده ايراني امروز از يك خانواده متعادل دور است كه بايد پايه و اساس يك جامعه سالم باشد.

از سوي ديگر، اين خانواده هنوز هم با برخي از سنت هاي دروغين گذشته، مانند بي عدالتي و ظلم و ستم به زنان مبارزه مي كند.

از سوي ديگر، آموزه هاي مدرن مانند انكار تفاوت هاي جنسيتي، اختلاط نقش ها، فرد گرايي و اصالت لذت هاي دنيوي، سلامت، ثبات خانواده را تهديد مي كند و باعث آسيب جدي اجتماعي مي شود.

در حالي كه اين موضوع نگراني اصلي متفكران و مقامات محلي نيست و بيشتر برنامه ها و بودجه هايي كه به اين نام تاييد شده اند، عملا دنبال موضوع زنان نيستند.

در حالي كه سلامت خانواده يك شرط لازم براي سلامت و رفاه زنان است.
هدف تعالي كل جامعه را مي توان به دست آورد، بنابراين آسيب شناسي اين نهادها بايد جدي گرفته شود.

براي اين منظور ابتدا لازم است تعريف يك خانواده متعادل را مطابق با ايده ها و آموزه هاي اسلام ارائه دهيم تا تعيين كننده ميزان و جهت انحراف خانواده ايران امروز و برنامه ريزي براي آسيب آن باشد.

براي تعريف يك خانواده متعادل، ما دو جنبه از توابع و ساختار خانواده را در نظر مي گيريم.

منبع :۲۰ مشكل مرسوم خانواده هاي امروزي / چه بايد كرد؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۳۰:۳۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

روان شناسي / روان درماني آدلريان، توسط آلفر آدلر[۲] (۱۸۷۰ – ۱۹۳۷) مطرح شد. آلفرد آدلر به عنوان يك روان پزشك تاثير گذار در طول تاريخ، در اوايل قرن ۲۰ ام توجه فلسفي را در سطح جهاني، به ايده هايي جلب كرد كه نسبتا جديد بودند.

 

وي بر اين عقيده بود كه شناخت دقيق و نزديك از وضعيت اجتماعي فرد، از طريق بررسي عواملي از قبيل ترتيب ولادت، سبك زندگي، و آموزش والديني، يك امر ضروري مي باشد.

 

آدلر معتقد است كه هر فردي تلاش مي كند كه به يك شخص مهمي تبديل شود و احساس خوبي داشته باشد.

 

فهرست مطالب

تاريخچه روان شناسي آدلريان

روان درماني آدلريان

۴ مرحله مربوط به روش درماني آدلريان

انواع روش هاي درماني آدلريان

شناسايي ارزش ها و روان شناسي آدلريان

محدوديت هاي روان شناسي آدلريان

روان شناسي / روان درماني آدلريان

روان شناسي / روان درماني آدلريان

تاريخچه روان شناسي آدلريان

آدلريان قبل از ورود به دنياي روان پزشكي و در اوايل دهه ۱۹۹۰، زندگي و دوران حرفه اي خود را به عنوان يك چشم پزشك از سال ۱۹۸۵ شروع كرد.

 

وي به شدت مجذوب نظريه هاي سيگموند فرويد[۳] در مورد رفتار بشري  شد و آن را به دقت مورد مطالعه قرار داد و با شجاعت بي بدليل از مفاهيم روانكاوي فرويد كه قبل از آن به شدت مورد انتقاد بود، دفاع كرد.

 

در سال ۱۹۰۷، يك فردي كه طرفدار و حامي فرويد بود، از آدلر دعوت كرد كه به عضويت حوزه و گروه داخلي وي در بيايد – توسط يك گروهي، بحث منحصر به فردي در عصر چهار شنبه صورت گرفته شد و تصمصم بر آن شد تا مبناهاي مربوط به يك نهضت روان كاوي را ايجاد كنند.

 

در نهايت، به دليل اختلافات نظري، آدلر و فرويد از يكديگر فاصله گرفتند و آدلر خودش پيشتاز رهيافت جديدي در يك روش درماني جديد شد و بلافاصله مكتب روان شناسي فردي را راه اندازي كرد.

 

در اين سيستم جديد، تاكيد بر اهميت مطالعه كليه افراد بود. نظريه آلد، به صورت رسمي در انجمن تفكر روان شناسي آزاد مطرح شد و بلافاصله بعد از آن، روزنامه روان شناسي فردي شروع به چاپ كرد.

 

روان درماني آدلريان

آدلر در حوزه مربوط به نظريه كلي شخصيت، روان درماني، و آسيب شناسي رواني پيش قدم بود، و روان شناسي آدلريان، بر توانايي شخصي در پذيرش احساس نابسندگي يا نالايقي و داشتن موقعيت پايين تر نسبت به بقيه افراد تاكيد دارد.

 

وي بر اين عقيده است كه فرد در زماني كه مورد تشويق قرار مي گيرد و احساس شايستگي و احترام در وي شكل مي گيرد، پاسخگويي و مشاركت بهتري را از خود نشان مي دهد.

 

در شرايط معكوس و در زماني كه فرد مورد مخالفت قرار مي گيرد و دلسرد مي شود، وي يك رفتار ناكارا از خود نشان مي دهد كه بيانگر ايجاد يك حالت رقابتي، شكست و عقب كشيدن در وي مي باشد.

 

زماني كه روش هاي گفتاري، براي تاثيرات مثبت تشويق مورد استفاده قرار گيرند، احساس بي نقص بودن و خوش بيني در فرد افزايش مي يابد.

 

آدلر به شدت بر اين عقيده بود كه

“بچه اي كه برخورد بدي با آن مي شود به يك بچه ترسو و دلسرد تبديل مي شود”، و الگوهاي رفتاري با كودكان بايد در حد چشم گيري ارتقا يابند تا حس مقبوليت، مهم بودن و احترام در آنان ايجاد شود و اين احساس خوب تمام وجود كودك را در بر گيرد.

 

آدلر معتقد بود كه احساس ناشايستگي و پست بودن، به خصوص در زماني كه فرد در سنين پايين احساس حقارت شخصيتي مي كند، مي تواند در نتيجه ترتيب تولد ايجاد شود.

 

همچنين عواملي از قبيل وجود يك محدوديت و معلوليت فيزيكي يا نبود همدلي اجتماعي براي ساير افراد، مي تواند منجر به ايجاد چنين احساسي در فرد شود

منبع :روان شناسي / روان درماني آدلريان-- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۴۸:۵۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

آموزش از طريق مشاوره پيش از ازدواج تا زوج درماني و مشاوره خانواده. راهنمايي و مشاوره تلفني ازدواج و خانواده مركز تهران و جنوب ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲ مركز مشاوره شمال و شرق ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ شمال و غرب تهران ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ مشاوره ازدواج و خانواده شامل آموزش مهارت هاي رفتار با همسر آينده خانواده همسر زوج درماني شناسايي فرد مناسب و از همه مهمتر اطمينان پيش از ازدواج از يك انتخاب درست است! عوامل زيادي در اين امر دخيل هستند كه بايد مورد بررسي و دقت نظر هنگام همسريابي و يا حتي دوست يابي قبل ازدواج به آن توجه كرد. رفع دعواي زن و شوهر و فرزندان اعتياد و مشاوره فردي
نويسندگان
لینک دوستان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 4037
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

تخفیف لند