مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان
مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
خدمات مجالس
همانطور كه ميدانيد برگزاري مراسم عروسي يكي از خاطره انگيزترين مراسم در زندگي يك زوج مي باشد كه تا آخر عمر در آنها و حتي اطرافيان باقي خواهد ماند. از همين رو اكثر جوانان در نظر دارند تا با برگزاري مراسمي باشكوه و مجلل آن را به بهترين نحو برگزار كنند.

راه هاي زيادي در پيش روي آنان وجود دارد اما يكي از بهترين آنها كمك گرفتن از كساني است كه در اين راه فعاليت دارند و ميتوانند نقش مهمي ايفا كنند و يا مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرند. شما در اين راه ميتوانيد به سراغ شركت هاي خدمات مجالس و يا تشريفات مجالس برويد و از آنها مشورت بگيريد و حتي انجام كارها را به آنها بسپاريد.

[​IMG]
نكاتي براي انتخاب برگزاركننده جشن ها
دقت داشته باشيد كه اين شركت ها تنها مسئوليت تشريفات عروسي را بر عهده ندارند شما در هر كاري از جمله افتتاح رستوران، باشگاه و كافي شاپ ها و… ميتوانيد از نظرات و كمك هاي آنان بهره مند شويد. اما براي اينكه بتوانيد شركتي با خدماتي خوب و با كيفيت پيدا كنيد نياز است كه به برخي نكات توجه داشته باشيد در اين مقاله ما در نظر داريم تا در رابطه با برخي نكات خدمات مجالس و همچنين كيفيت آنها توضيحاتي خدمت شما ارائه دهيم با ما همراه باشيد.
 

موضوعات مشابه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۲:۰۵:۵۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

زوج درماني و مشاوره ازدواج

زوج درماني

اين شاخه از روان درماني به كساني پيشنهاد مي شود كه در ارتباطشان دچار دلسردي و تنش شده اند، به جدايي فكر مي كنند يا تصميم دارند كه صميميت و درك متقابلشان را بهتر كنند. در زوج درماني تمركز بر روي خود رابطه است، اگر چه هر يك از طرفين بايد بر روي شناخت و اصلاح خود تمركز داشته باشند.

چه زماني زوج درماني پيشنهاد مي شود؟

زوج ها به دلايل زيادي چون دعوا و ستيزه هاي شديد، مشكلات ارتباطي، نارضايتي جنسي و خيانت به دنبال مشاوره مي روند. پيشنهاد ما اين است كه به محض اين كه نارضاتي رخ داد به مشاور مراجعه كنيد، چرا كه هر چه از نارضايتي ها و اختلافات شما بگذرد و چاره اي براي آن نجوييد در آينده نياز به صرف زمان و انرژي بيشتري براي ترميم رابطه تان داريد.

حتي گاه مشاوره مي تواند به يك زوج در حال جدايي كمك كند كه رابطه شان را با احترام و درك متقابل تمام كرده و كمترين آسيب ممكن را پس از پايان ارتباط دوستي يا زناشويي خود متحمل شوند.

زماني كه زوجين مدام با يكديگر مشاجره و بحث دارند، از صحبت كردن با هم فراري هستند يا به طور كلي در ارتباط برقرار كردن با يكديگر ناتوان هستند، هيچ گاه رابطه شان اصلاح نخواهد شد. بنا بر آنچه گفته شد و طي مطالعات فراواني كه دانشمندان در اين زمينه انجام داده اند، ما معتقديم كه هدف اول از زوج درماني، بهبود و اصلاح شيوه هاي ارتباطي زوج با يكديگر، چگونگي حل و فصل كردن مشكلات و مجادلات با يكديگر و يادگيري فنون مذاكره و گوش دادن مؤثر است. بنابراين اول قدم در زوج درماني، كمك به شماست تا بتوانيد احساساتتان را شفاف بيان كنيد، آرامشتان را حفظ كنيد و از مهارت هاي ارتباطي سالم براي حل مشكلات قديمي و جديد خود استفاده كنيد.

از جلسات زوج درماني خود بايد چه انتظاري داشته باشيد؟

در گام اول بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه درمان موفق نتيجه همكاري زوجين با درمانگر است. بنابراين تلاش و پيگيري افراد براي حل مشكلاتشان اساسي ترين شرط بهبود رابطه است. در اين صورت زوجين مي توانند انتظار داشته باشند كه شنونده و پيام دهنده بهتري شوند و راه هاي جديدي براي حمايت از يكديگر پيدا كنند. اهداف جلسات توسط مشاور با نظر مراجعين برنامه ريزي مي شود و براي رسيدن به اين اهداف، هر يك از طرفين بايد آمادگي اين را داشته باشند كه نقاط قوت و شعف خود را بپذيرند، نقش ها و مسئوليت هايشان را به عهده بگيرند و براي اين كه بحث و مجادله در طول جلسات درماني رخ دهد امر غير عادي نيست، اما مشاور شما بايد با بي طرفي و عدم جانبداري و تكيه بر دانش تخصصي خود اين موضوعات را رفع خواهد كرد.

برخي از مشاوران جلسات فردي تكميلي را به زوجين به عنوان بخشي از درمان پيشنهاد مي كنند و برخي ممكن است جلسات فردي را در صورت درخواست زوجين پيشنهاد كنند.

تعداد جلسات، مدت و كارآيي آن

مشاوره زوج درماني اغلب هفته اي يك جلسه برگزار مي شود ولي اين موضوع به اهداف درمان شما، برنامه ريزي درماني مشاورتان و اين كه آيا جلسات شما به صورت فردي يا گروهي برگزار مي شود، بستگي دارد. مشاوره اغلب كوتاه مدت است و هر جلسه درماني آن بين يك الي دو ساعت با صلاحديد مشاورتان تنظيم مي شود. هر چند ما به شما پيشنهاد مي كنيم زوج درمانگرتان را بعد از اتمام درمان در سال ۲ الي ۳ بار ملاقات كرده و از رابطه بهبود يافته تان مراقبت كنيد.

مشاوره ازدواج

شاخه اي از زوج درماني به مشاوره هاي قبل از ازدواج اختصاص دارد. در اين شاخه از روان درماني مشاوره به ۲ زوج در حال ازدواج كمك مي كند تا شناخت بهتري بر روي ويژگي هاي خود و شريكشان پيدا كنند، نقاط قوت و ضعف خود را شناسايي كنند، بر روي اختلالات رفتاري خود كار كنند، اختلافات و مشاجراتشان را با يكديگر حل كنند و در نهايت ديد درست و صحيحي در ارتباط با ازدواج و جنس مخالف خود (با يادگيري تفاوت هاي جنسيتي و شيوه برخورد صحيح با آن) پيدا كنند. مشاور قبل از ازدواج شما با انجام تست ها و مصاحبه باليني دقيق مي تواند اطلاعات دقيقي به شما ارائه دهد تا شما را از ازدواجتان مطمئن سازد. همچنين در روند جلسات خود مي توانيد باورهايتان را نسبت به زندگي مشترك بررسي و آنها را اصلاح كنيد.

مشاور قبل از ازدواج شما، يك كمك و ياور علمي، متخصص، بدون جانبداري و با صلاحيت است كه مي تواند شما را در راه انتخاب همسر ايده آل تان و حل و فصل معضلات پيش آمده و اختلافات احتمالي در آينده ميان شما و همسرتان راهنمايي كند و شما را به مهارت هاي اساسي و لازم براي داشتن زندگي مشترك سالم و آرام تجهيز كند.

منبع: com.مشاوره-ازواج


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۲:۰۳:۲۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

سن رابطه عاطفي و جنسي

سن رابطه عاطفي و جنسي:اخيرا با توجه به پرونده اي اظهار شدكه

يك دختر۹تا ۱۴ساله مشغول يك رابطه عاطفي بوده است كه در سن۱۴سالگي پي ميبرد

كه پسر به هيچ وجه علاقه اي به او نداشته است. و در آخر به خودكشي با تيغ تصميم مي گيرد.

به چه علت سن رابطه عاطفي و جنسي كم شده است؟

امروزه رابطه با جنس مخالف تا ۱۴ سالگي كم شده است. در حاليكه دوستي دختران و پسران با مسئله

عاطفي شروع مي شود و در پايان به رابطه جنسي و حتي با تعدادي از افراد بودن كشيده مي شود.

سن رابطه جنس مخالف تا ۱۴ سالگي كم شده است

طبق تحقيقات صورت گرفته ۴۰ در صد از دختران قبل از داخل شدن به دانشگاه با جنس مخالف خود

رابطه داشته اند و ۲۰ در صد ديگر رابطه خود را قطع نموده اند ، پس ۶۰ در صد آنها رابطه با جنس

مخالف خود را پيش از ۱۸ سالگي شروع كرده اند.

همچنين حدود ۴۰ در صد اين اشخاص هنگامي رابطه خود را آغاز كرده اند كه سن آنها كمتر از ۱۴ سال

بوده است ، يعني راهنمايي بوده اند.

۸۰ درصد دختران دبيرستاني در ايران يا جنس مخالف خود رابطه دارند و امكان دارد رابطه جنسي هم

داشته باشند. در صورتيكه خانواده و مدارس از آن آگاهي ندارند.

به عنوان سوال اول شما دليل كاهش سن آغاز ارتباط عاطفي در بين نوجوانان در چه چيزي

مي باشد؟

موقعيت خانواده هاي جوامع ما با توجه به وضعيتي كه دارند و با توجه نبود توانايي هايي كه خانواده را

به سوي خانواده سلامت مي كشد موجب مي شود كه نوجوانان بر طبق اين شماري كه وجود دارد به سوي

اين ارتباط عاطفي بروند.

به دين معني كه پوچ بودن عاطفي در سيستم خانواده نوجوان را به اين راه مي كشد كه يك جاي ديگر

اين پوچي را پر مي كند مانند اسفنجي كه جاي خالي داشته باشد و ما آن را با هر مايعي پر كنيم  حالا

چه مايع بد يا خوب باشد اسفنج آن را به خود جذب مي كند.

متاسفانه در جامعه ما و در سيستم نظام امروزي خانواده هاي ما ، اين پوچ بودن بزرگ مي باشد و خانواده

امكان دارد وقت نداشته باشند و درگيري خاصي داشته باشند . خانواده معالجه گر ، هم به عامل مشكلات

بر مي گردد به نبود صميمي بودن و رابطه با نوجوان خود اتفاقي كه رخ مي دهد كه اين نوجوان بايد پوچي

عاطفي را به هر طريقي پر كند و بازسازي كند.

اگر اين اين پوچي در دوران راهنماي و دبيرستان موجود باشد رابطه عاطفي صورت مي گيرد كه صدمه هاي

زيادي راه به همراه دارد كه اين صدمه ها مي تواند در آينده اين اشخاص دشواري هايي به وجود بياورد.

زيرا معمولا در صورت مخفي كردن هم اين رابطه شكل مي گيرد و قطعا اين دوران پر از عيب امتداد پيدا

مي كند.

خبر ديگري كه توسط معاون جوانان رسيده است اين مي باشد كه اكثر اين رابطه در عوض

روابط عاطفي به سوي روابط جنسي مي روند . دليل اين امر آن هم در سن كم چه مي دانيد؟

روابط جنسي به با توجه به علم زوج و خانواده درماني وقتي رخ مي دهد كه دو شخص احساس صميمي

بودن زيادي داشته باشند.

روابط جنسي دو علت دارد يك دليل آن مبحث روانشناختي همان جريان صميمي بودن است . يك

علت ديگر به مبحث فيزيولوژي و مبحث هورمونها يعني عملكرد خالي كردن جنسي كه به صورت

عيني رخ مي دهد.

مبحث فيزيولوژي مي تواند در اين معمولي باشد؟

خير. اين پيشامدي كه صورت مي گيرد اين مي باشد كه آن پوچي عاطفي كه در سيستم خانواده موجود

مي باشد به خاطر نبود يك نظام سلامت كه بشود توانايي هاي لازم را به نوجوان ياد داد و همچنين آن

مخفي كاري به اين روابط جنسي كشيده مي شود .

مخفي كاري متاسفانه به صورتي جا افتاده است كه حتي بزرگسالان هم هنگامي كه داخل يك روابط عاطفي

مي شوند به علت اينكه در سيستم بيروني دچار اشكال نشوند به موقعيت هايي روي مي آورند كه بي سرو

صدا باشد. حالا در آن موقعيت بي سر و صدا حس صميمي بودن دروغي مي كنند و شخص را به سوي

رابطه جنسي مي كشد.

دليل آغاز اين رابطه ها همان پوچي عاطفي مي باشد و رابطه جنسي به عنوان نتيجه اي

ناخودآگاه به وجود مي آيد؟

دقيقا . با در نظر گرفتن اين تفسيرات به اين صورت رخ مي دهد و متاسفانه عملي نمي شود انجام داد

كه روابط جنسي به آنجا نرسد.

يك قسمتي از رابطه ها باز مي گردد به نظام محيط مجازي كه در دسترس نوجوان قرار مي گيرد و دنياي

تحرك كه در آن رخ مي دهد و به آساني در اختيار آنها مي باشد و اين هم نوعي افزايش دهنده اين رابطه

مي باشد.

ولي يكي ديگر از پر اهميت ترين عامل محدود كننده در چنين رابطه اي باز مي گردد به نبود توانايي و

علمي كه اين نوجوانان بايد در راه انداختن رابطه عاطفي داشته باشند. اين امر خيلي مهم مي باشد.

وظيفه آموزش كنترل  رابطه در سن نوجواني بر عهده آموزش و پروش مي باشد ، كه بايد آن را انجام

بدهد. اينكه توانايي هاي لازم را به آنها ياد بدهند كه احتياج عاطفي به چه چيزي گفته مي شود و بايد

اين مسئله را حل كند.

دليل آغاز اين روابط ها همان پوچي عاطفي مي باشد و رابطه جنسي به عنوان نتيجه ناخودآگاه

صورت مي گيرد.

اگر اين يادگيري نباشد شخص هيچ آگاهي پيدا نمي كند و به همين دليل مي باشد كه ما با رجوع

كنندگاني مواجهه مي شويم كه روابط عاطفي را به سوي روابط جنسي پيش رفته اند و از اين كار ناراضي

مي باشند.

اين رابطه در سن كمتر شروع مي شود و امكان دارد تا زمان طولاني امتداد پيدا كند ، بر آينده و

ازدواج اين نوجوانان چقدر موثر مي باشد ؟

اشكالي كه در اين نوع روابط موجود مي باشد اين است كه اگر به روابط جنسي گرايش پيدا كند با توجه به

آن محدوديت هايي كه در جوامع داريم ازدواج آن ها به علت فشار مي باشد نه از روي عقل.

در روابط دختر و پسر در سنين نوجواني بيشتر خانوم ها از تمام توان خود براي خرج استفاده مي كنند

كه شخص را به يك روابط ازدواجي گرايش دهد. اين ازدواج اگر رخ بدهد بر طبق يك فشار مي باشد نه

يك روابط بر اساس عقل . يك فشار انگيز كه يك شخص داشته و حالا در پايان آن به سوي ازدواج مي رود.

اين روابط ، زيرا يك روابط سلامتي نمي باشد مشكلات را افزايش مي دهد . به نظر ما روانشناسان خانواده ،

ازدواج مانند موجود زنده به دنيا مي آيد يعني آن دو شخصي كه قصد ازدواج دارند آن را به وجود مي آورند،

مانند يك نهالي مي باشند كه آن را مي كارند و قطعا اگر اين امر را به طور صحيح صورت نگيرد قطعا ازدواج

داراي فشار تاثير گذاشته است كه براي آن خانواده آينده روشني را نمي شود تصور كرد.

يكي ديگر از عوامل پر اهميت كه در شمارش به آن اشاره شد بدون بيان رقم و درصد  رابطه ها

با چند نفر به طور همزمان در بين نوجوانان زياد مي باشد . شما منبع اين عوامل را در پوچ بودن

عاطفي در خانواده مشاهده مي كنيد يا بايد به طريق ديگري آن را مورد بررسي قرار داد؟

متاسفانه موقعيت هاي به وجود آمده كه من را به سوي اين بررسي برده كه يك سرطان اجتماعي رخ

داده است و دير يا زود اين سرطان جان خانواده ها را به خطر مي اندازد.

اين كه شما مي گوييد باز مي گردد به همان داستان يعني اين حادثه در حال اتفاق افتادن است ، به دليل

اينكه سرپرست خانواده كار عمده را قادر نيستند انجام دهند يا نظام قانوني به طريقي مي باشد كه نمي شود

كاري كرد.

مثل اين مي ماند كه يك سونامي رخ داده است و همه را با خودش مي برد. اين سونامي رابطه با چند

نفر را دربر مي گيرد و قطعا خيلي از خانواده ها از زندگي موفق نا اميد مي شوند.

پس در اين موارد خاص كه نوجوان به سوي رابطه هايي مي روند با چند نوع يا به چندين صورت

با تعداد زيادي فرد به آن زلزله هايي كه در سيستم هاي اجتماعي جوامع رخ داده است ، باز مي گردد.

ما اين موضوع را در كشورهاي ديگر خيلي كم مشاهده كرده ايم. در كشورهاي  اروپايي وقتي يك شخصي

ولي برايش تعيين مي شود در يك رابطه تا نتيجه آن رابطه معين نشود سراغ رابطه ديگري نمي روند.

اما متاسفانه در كشور ما ميان بزرگسالان هم ديده مي شود و حالا در جوانان و نوجوانان هم مشاهده

مي شود.اين رابطه هاي ناپسند مي باشد و اشكالات زيادي را براي سيستم خانواده در آينده

و همه جوامع در پي خواهد داشت.

دكتر اقليما عقيده دارند كه براي مرداني كه بيشتر از ۴۰ سال در تمام دنيا معمولي مي باشد كه

براي زماني به دنبال روابط با فرد ديگري از به جز همسر خود باشند . اولا شما تا چه اندازه اي

اين امر را قبول داريد و دوما آيا ريشه رابطه هاي مختلف كه نوجوانان الان به سوي آن مي روند

در همين امر مي باشد و طور مثال از پدر خود سرمشق مي گيرند؟

در مبحث علمي و روانشناسي يك نظريه وجود دارد به نام نظريه اريك اريكسون ، كه نظريه خيلي

قوي مي باشد. اين نظريه به مرحله هاي زندگي انساني مربوط مي باشد.

مرحله هاي رشد اجتماعي هيجاني اريك اريكسون

طفوليت

نوباوگي

اوايل كودكي

اواسط و اواخر كودكي

نوجواني

اوايل بزرگسالي

اواسط بزرگسالي

اواخر بزرگسالي

يكي از مرحله ها براي نمونه مبحث شخصيت يابي دوره جواني مي باشد كه اشخاص به سوي شخصيت يابي

مي روند. اين مرحله در دوره نوجواني اول رخ مي دهد كه دوران آن واضح است : از ۱۰، ۱۱سال تا ۲۰

سالگي. دوره ديگر داريم كه بلوغ  دوم نام دارد كه در دوره ميانسالي رخ مي دهد. اكثر انسان ها به خصوص

آنهايي كه در دوره شخصيت يابي اشكال داشته اند. در دوره هويت يابي اول دوباره مبتلا به نا آرامي

مي شوند.

اين اشخاص قصد دارند در همه باورها و حتي دوستي خود تجديد نظر بكنند. تغييرات ديگري در مسائل

ديگر هم به وجود مي آيد. همچنين اگر به شمارش هاي خيانت بر طبق سن و سال مشاهده كنيم اكثر

اشخاص در اين دوره خيانت مي كنند.

همچنين شمارش ديگري از طلاق هم موجود مي باشد كه اگر با دقت بيشتري بنگريد طلاق ها در اين

دوران افزايش يافته است كه قطعا رييس انجمن ممد كاري منظور خود از اين مبحث اين مي باشد كه

اين “دوباره برآمدگي ” دوباره پديد مي آيد و اشخاص را در اين دوران دچار صدمه مي كند.

نوجوانان در دوران بلوغ اول مي باشند و والدين آنها در دوره بلوغ دوم پس

يك پريشاني رخ مي دهد.

كه در اين صورت بايد مشاوران خانواده به تعداد خانواده هاي ايران به طور يك سيستم قابل دسترس

باشند تا از اين مرحله به خوبي آموزش ببيند در حاليكه دچار صدمه نشوند.

شما با تجربه خود در زمينه مشاوره خانواده ، تصور مي كنيد چه راه حلي را براي به وجود آوردن

زمينه رابطه سلامت و پر از فايده براي نوجوانان مي توان در نظر گرفت؟

اگر من بخواهم از ابتداي هرم آغاز كنم پيشنهاد من به رياست جمهور و قانون گذاران اين مي باشد كه

وزارت خانواده را تاسيس كنند.

زيرا ما اگر به جامعه نگاه كنيم واحد هايش  را خانواده تشكيل مي دهد و اگر اين خانواده سرپرست

نداشته باشد دچار صدمه مي شوند و با ديدن شمارش ها با اكراه مشاهده مي كنيم كه چقدر خانواده ها

دچار مشكل مي باشند.

پايين ترين سطح به خانواده ها مربوط مي شود. نبايد خانواده ها را آزاد كنيم تا سازمان ها بخواهند

فعاليتي بكنند ، زيرا زمان زيادي مي برد. ما بايد بياييم به تمام خانواده ها را بررسي كنيم.

هر خانواده اي بايد داراي مشاوره باشد. يعني در بهترين موقعيت ممكن بدين منظور خانواده اي كه

داراي موفقيت باشند اشكالي ندارند . بايد مشاوره خانواده در جوار آنها باشد و خانواده اي هم كه دچار

آسيب شده است بايد مشاوره خودش را داشته باشد.

خداروشكر ما اين مركز مشاوره ها را تحت نظر بهزيستي و سيستم روانشناسي و مشاوره اي داريم. مردم

مي توانند با رجوع به اين مركزها خدمات را بگيرند كه اين مشكلات به وجود نيايد و از همه اتفاق هاي

بد پيشگيري كنند كه در دنياي امروز در خانواده ها وجود دارد.

اين هرمي كه شما مي بينيد اگر بخواهيم آن را بازتر كنيم در پايين ترين قاعده آن فرد مي باشد.

به عقيده شما شخص به چه صورت مي تواند به طرفي برود كه از رابطه بدون سلامت دوري كند ؟

آيا اصلا نقشي براي خود شخص ارزش قائل مي شويد؟

خود نوجوان در حقيقت فقط سيستم آموزش و پروش توانايي كمك به آنها را دارد. يعني براي نوجوان يك

سري روش ها كه دشوار نمي باشد را درباره كنترل كردن رابطه عاطفي و احتياجات عاطفي خود آنها ياد

مي دهند و سرپرست اين امر مي شوند.

زيرا ما خانواده هايي را مي شناسيم كه والدين خود آنها داراي اشكالات خاصي مي باشند و توانايي رسيدگي

به فرزندان خود ندارند ، احتياج  مي باشد كه آن فرزند با توجه به آموزش هايي كه ديده است خودش را

كنترل و مديريت كند. اين مي باشد كه ما احتياج داريم به اينكه سيستم آموزشي اين توانايي ها را آموزش

دهند.

مخصوصا اگر در مورد نقش شخص آنطوري كه انتظار شما مي باشد بيان كنم اين مي باشد كه :

از فرد انتظار همچين خود آموختن را نبايد داشت مگر آنكه نوجوان آنقدر استقلال داشته باشد كه

توانايي رجوع به مراكز مشاوره داشته باشد . متاسفانه مشاوران مدرسه اي اين دوره ها را آشنايي ندارند يا

رشته آنها مشاوره نمي باشد كه بتوانند در اين خصوص به بچه ها كمك كنند و براي آنها پند و نصحيت

بگويند در اين صورت بچه ها فراري مي شوند و نتيجه اي نمي گيرند.

منبع: مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۲:۰۲:۰۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

روانشناسي توانبخشي و حل چالش موضوع اين مقاله است.

روانشناسان توانبخشي با افرادي كه داراي معلوليت و شرايط سلامت مزمن هستند مطالعه و كار مي كنند.

تا مشاور خانواده به آنها كمك كند تا بر چالش ها غلبه كنند و كيفيت زندگي آنها را بهبود بخشد.

روانشناسي توانبخشي و حل چالش

درك روانشناسي توانبخشي

  • هر زندگي چالش دارد، اما براي افرادي كه با ناتواني يا بيماري مزمن زندگي مي كنند، كارهاي روزمره مي تواند شديد باشد.
  • به همين ترتيب، افراد مبتلا به سلامت روان يا مسائل احساسي، اختلالات مصرف مواد يا درد مزمن ممكن است.
  • براي حمايت از آنها براي بهبودي و زندگي بهتر تلاش كنند.
  • روانشناسان توانبخشي از افراد حمايت مي كنند، حال آنكه آنها با چالش هاي ذهني و جسماني خود مواجه هستند.
  • آنها اغلب به بيماران خود آموزش مي دهند كه چگونه انطباق و انتخاب شيوه زندگي را تقويت كنند.
  • سايت “مشاوره خانواده” با كادري تخصصي همواره در كنار شماست.

روانشناسي توانبخشي كاربردي

هدف روانشناسي توانبخشي كمك به افراد داراي معلوليت و شرايط سلامت مزمن كيفيت زندگي آنها را بهبود مي بخشد.

روانشناسان توانبخشي با همه عوامل در زندگي مردم مواجه هستند كه به سلامتي و بهبودي آنها كمك مي كند.

از حمايت هايي كه از خانواده و دوستان خود دريافت مي كنند تا روابطي كه با تيم ارائه دهنده خدمات درماني دارند.

روانشناسي توانبخشي و حل چالش را به متخصصين كارآزموده بسپاريد.

روانشناسان توانبخشي در تنظيمات مختلف از جمله بيمارستان هاي مراقبت هاي اورژانسي .

و مراكز بهداشتي، مراكز توانبخشي فيزيكي سرپايي و سرپايي، و خدمات درماني و مراقبت هاي طولاني مدت كمك مي كنند.

كساني كه متخصص هستند ممكن است در مركز آسيب هاي درد و ورزش و يا امكانات توانبخشي قلبي كار كنند.

علاوه بر اين، آنها در سازمان هاي اجتماعي براي كمك به افراد داراي معلوليت خاص يا بيماري هاي مزمن همچون موارد زير مي باشد:

  • فلج مغزي
  • مولتيپل اسكلروز
  • آسيب نخاعي
  • آسيب مغزي يا ناشنوا

 

 

تماس با بهترين مشاوران خانواده كانون مشاوران ايران

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ويژه 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۲:۰۱:۰۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

دوران تلخ گذشته

با سلام . بنده ۲۵ ساله پسر مجرد هستم متاسفانه گذشته من يه وضعيت وحشتناكي داشتم كه الان ذكر ميكنم
دوران كودكي در محل خانمان بچه ها اذيتم ميكردند جسه كوچك و ضعيفي داشتم و مرا مسخره ميكردند و حتي براي خودم و خانواده ام اسم حيوانات گذاشتند و مجبورم ميكردند جلوي ديگران اون لقبي كه برام گذاشتند را بگم. فوتبال بازي ميكردند در مدرسه و مرا بازي نميدادند و مرا تهديد ميكردند كه با چاقو ميكشيمت و مواد منفجره داخل گوشتو دهانت ميگذاريم منم چون بچه بودم ميترسيدم گريه ميكردم و اونها براي اينكه بيشتر گريه كنم بدتر ميكردند جرم من اين بود كه قدم كوچك بود
و خودم صورتم رو چنگ ميزدم تا حد زخمي شدن واقعا زندگي ترسناكي داشتم تحقير از سوي همكلاسيام زياد بود تا ايكه باعث شد مدرسه رو ترك كنم چون واقعا تو مدرسه همه آزارم ميداند يه بچه خيلي ساكتي بودم اسم من رو به حيوان گذاشته بودند بعضي وقتها پول تو جيبي رو كه داشتم رو ازم ميگرفتند و من بخاطر اين كه باهام كاري نداشته باشند داستان ترسناك براشون تعريف ميكردم تا سرگرم بشم و بهم كاري نداشته باشند اخه يه بچه كجا داستان ترسناك كجا خلاصه اين بود دوران كودكي
دوران نوجواني يه خونه داشتيم زير زمين بود ديوارش نم داشته داخل اين خونه به فيلم هاي ترسناك خودم رو مشغول ميكردم هر فيلم ترسناكي كه نگاه ميكردم اينقدر رو تاثير ميذاشت تا حد اينكه تو خيابون ها اداي اون فيلم رو درمياوردم بعد من سرما خوردم و ديدم خانواده بهم محبت بيشتر ميكنند خودم رو درمان نميكردم تا اين محبت بماند چون بشدت تشنه محبت يودم خلاصه بيماريم بيشتر شد مدت ها بيمار بودم و از خوب شدن ميترسيدم نكنه كه اين محبت ها نباشه تا اينكه باعث شد عفونت كنم و ضهيف بشم ديگه مجبور شدم برم دكتر دكتر بهم شربت بده ديدم كه با خوردن شربت حالم خوب ميشد و محبت كمتر ميشه ورفتم شربت رو با دوز بالا خوردم تا مريض بشم و خانواده بهم محبت بيشتري كنند چون اگه سالم باشم ديگه خبري از محبت زياد نيست چون اتفاقي كه چند سال برام پيش اومده بود نياز به محبت داشتم خلاصه يه مريضي ديگه گرفتم بازم محبت بهم ميرسيد تا اينكه دوباره خوب شدم ديدم ديگه خبري از محبت نيست خيلي اذيت شدم ديگه خودم رو مريض نكردم چون مريضي خيلي عذاب كشيدم بچه هاي كوچه اذيتم ميكردند از ذلت تا تحقير بچه ها ميترسيدم مرا بزنند چون مرا بازي نميدادند باعث شد تا با خودم توب بازي كنم سال بعد كه شد تحقير ها كم شد ولي يه مشكل ديگه بوجود اومد اين بود داخل خونه با خانواده دعوا ميكردم و ميرفتم بيرون تا دلشون برام بسوزه مثلا موقع شام ميرفتم بيرون تا دلشون بسوزه خيلي سخت بود براي يه نوجوان اينجوري زندگي كردن خلاصه اين بود دوران نوجواني
دوران جواني اوضاع بهتر شد ولي مشكلاتي برام پيش اومده اينه كه
دعواي خانوادگي داشتيم يعني چند سال پيش من از سر كار ميومدم خونه خسته تو خونه يه دعوايي ميشد ومن قلبم درد ميگرفت وقتي ميومدم خونه ميترسيدم تا اينكه دوباره دعوا بشه و اين ترس و اضطراب باعث ميشد بهم فشار بياره يه مدت طولاني اينجوري بود دوستان اين داستان زندگي من بود فقط ميخوام بدونم ايا گذشته ميتونه تو اينده تاثير داشته باشه و اينكه من با اين گذشته تلخ چجوري زندگي مشتركي داشته باشم ؟
 
براي كسب اطلاعات بيشتر و راهنمايي مي توانيد با متخصصان ما تماس بگيريد.
 

پاسخ : دوران تلخ گذشته

دوست عزيز گذشته ميتونه روي آينده شما تاثيرگذار باشه .
اگر در گذشته خودتون بمونيد و تصميمي براي رهايي از بند هاي ترس و تلقين نداشته باشيد .
گذشته جاي خوبي براي ماندن نيست فقط براي درس عبرت گرفتن ميتونيد ازش استفاده كنيد .
اپر ذهنيت خاصي از گذشته خودتون داريد در موردش بنويسيد تا ذهنتون آرامش داشته باشه .

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-88422495
 
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

اگر شما بسياري از مواقع خود را در چنين موقعيت هايي مي يابيد، به قول روانشناسان.
"بيش از اندازه متفكر" هستيد و اين طرز فكر مي تواند به سلامتي شما آسيب شديد برساند.
روانشناسان معتقدند كه تفكر بيش از حد مي تواند باعث بروز اشكالات اساسي در اعمال انسان شود.
به ويژه براي خانم هايي كه در استرس و نااميدي بسر مي برند، به اضطراب و افسردگيشان منجر خواهد شد.
در ادامه، توصيه هايي براي توقف تفكر بيش از حد و آرامش يافتن در زمان حال به شما پيشنهاد مي شود.


نخستين گام براي حل مشكل، قبول آن است. اگر احساس مي كنيد كه نمي توانيد ذهن خود را نسبت به افكار بيش از اندازه كنترل كنيد.
و اين موضوع در كاهش شادي، تصميم گيري، انجام كارها و يا تشكيل روابط عاطفي شما تاثير گذار است پس بپذيريد كه مشكل داريد.
اگر هر زماني كه اتفاق بدي مي افتد و خود را در دام افسردگي و منفي گرايي مي بينيد.
شما مشكل داريد. انكار مشكل و سرِ خود را درون برف پنهان كردن منجر به وضعيت بدتر شما خواهد شد.
اگر در اين مورد شك داريد و مطمئن نيستيد، از دوستان وعزيزان خود صادقانه بخواهيد.
كه به شما واقعيت را بگويند زيرا آنها گاهي شما را بهتر از خودتان مشاهده مي كنند.


هنگامي كه پذيرفتيد بيش از حد فكر مي كنيد، خود را ببخشيد زيرا مغز انسان تمايل طبيعي به تفكر بيش از حد دارد.
"مغز ما براي تفكر بيش از حد برنامه ريزي شده است زيرا افكار و خاطرات ما به طور ذاتي به يكديگر مرتبط هستند.
بنابراين هنگامي كه انسان در اثر يك رخداد دچار استرس مي شود، سيل افكار منفي كه هيچ ربطي به موضوع اصلي ندارد.
به ذهن او سرازير مي شود. براي نمونه؛ عملكرد ضعيف شغلي شما باعث مي شود كه به ياد خاله تان كه سال گذشته فوت كرده، بيافتيد!"
علاوه بر اين زماني كه اتفاق بدي براي انسان رخ مي دهد يا كسي احساس منفي دارد.
به احتمال زياد به تمام چيز هاي منفي كه زندگي اتفاق افتاده و ربطي به يكديگر ندارند.
و شايد حتي وجود نداشته باشند، فكر مي كند. هر چه اين اتفاق بيشتر رخ دهد.
در آينده فرد به تفكرات بيشتر و بيش از حد گرفتار مي شود.
حال با دانستن اين موضوع؛ هنگامي كه مغزتان تلاش براي متصل كردن رويدادها را به هم دارد، شما مي توانيد آگاهانه شروع به حل مشكل خود كنيد.

اگر مغز ما به اين اتصال تارعنكبوتي در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افكار منفي شروع به بارش مي كنند ولي چگونه مي توان اين الگو را شكست؟
اولين و ساده ترين كاري كه انسان در اين مواقع مي تواند انجام دهد، كنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش مي بخشد.
و شما را به زمان حال و طبيعت پيرامونتان مرتبط مي سازد. اين موضوع بسيار ساده به نظر مي رسد.
ولي هنگامي كه ذهن ما شروع به تفكر منفي مي كند، ما به نوعي جنون كشيده مي شويم.
كه كنترل آن نيز مشكل است ولي بايد بدانيم كه در اين هنگام ما به آرامش ذهني و بدني نيازمنديم.


بسياري از كساني كه بيش از حد تفكر مي كنند، به ويژه خانم ها در هنگام استرس و نگراني، نمي توانند جلوي صحبت كردن خود را بگيرند.
در مواقع نادري ممكن است كه صبحت كردن در مورد نگراني ها به شما كمك كند ولي در بيشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرايط مي شود.
به ويژه اگر شنونده هم كسي باشد كه بيش از حد فكر مي كند.
در نتيجه شما تمامي وقت خود را به تجزيه و تحليل و شكافتن جزييات هر مشكل منفي زندگي خود خواهيد كرد.
احتمالا در پايان صحبت نيز در اثر مرور افكار منفي بيش از حد، غمگين تر از قبل خواهيد شد.
اين نوع همكاري در نشخوار فكري كه در آن هر دو نفر در مورد زندگي هايشان صحبت مي كنند.
مي تواند هر دو را به عمق بيشتري از منفي گرايي و استرس بكشاند. پژوهش ها نشان داده است.
كه اين نوع نشخوار فكري، در ميان خانم ها باعث افزايش هورمون استرس (كورتيزول) مي شود.
اگر واقعا احساس نياز به بيان مسائل خود داريد، مي توانيد آنها را بنويسيد .
و به وسيلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزيه و تحليل و در نتيجه روشن نماييد.
در بيشتر مواقع، هنگامي كه آنها را مي خوانيد، متوجه مي شويد .
كه بيشتر نگراني ها و افكار منفي شما بي مورد است. اين نوع ژورناليك آزاد مي تواند بسيار سودمند باشد.


شما اكنون مي دانيد كه بدن و ذهن خود را به وسيلۀ كنترل تنفس و كمتر صحبت كردن چگونه آرام نگاه داريد .
ولي گاهي انرژي دروني بدن شما بايد به گونه اي تخليه شود كه در اين موارد يك پياده روي سريع، دوچرخه سواري طولاني
و يا سريع، بازي با حيوانات خانگي و كودكان، انجام يوگا، بازي هاي ورزشي، شنا و يا دويدن مي تواند مفيد باشد.
فعاليت هايي كه جاذب هر دو حالات ذهني و بدني باشد، بهتر است.
زيرا شما نياز به بيرون رفتن از الگوهاي وسواس فكري داريد تا وضعيت حضور در زمان حال در شما به جريان افتد.
علاوه بر فعاليت هاي فيزيكي، تمريناتي كه باعث تحريك مغز شود نيز براي هدايت و تغيير مناسب الگوهاي فكري موثر است.
بازي هاي گوناگون فكري، يادگيري زبان يا موسيقي و يا هر گونه هنري كه بتواند سرگرم كننده باشد، شما را از تفكرات بيش از حدتان منحرف مي سازد.


يكي از بزرگ ترين و بهترين راه هاي مبارزه با تفكر بيش از حد، توانايي زندگي كردن در زمان حال است.
احساس گناه در شكست هاي گذشته و نگراني در مورد موضوعات آينده مي تواند انرژي و اوقات شما را تحليل برد.
ولي به وسيلۀ توجه به اكنون، شما به عشقي كه شايستگي آن را براي خود داريد خواهيد رسيد.

"اگر شما افسرده هستيد در گذشته زندگي مي كنيد. اگر شما مضطرب هستيد، درآينده زندگي مي كنيد.
ولي اگر آرامش داريد، در زمان حال بسر مي بريد." حال پرسش اين است كه چگونه مي توانيم در زمان حال حاضر زندگي كنيم؟
با توجه به استراتژي هايي كه در بالاتر براي داشتن يك ذهن آرام ذكر شد، شما مي توانيد با تمركز حواس يا شكلي از مديتيشن كه بدون قضاوت و تفكرست.
مشاهده گر زمان حالتان باشيد. اگر در اين حالت افكار مزاحم و نگران كننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را ناديده بگيريد.
و اجازه دهيد كه با احترام تمام و بدون هيچ گونه تقلايي از ذهنتان عبور كند. انرژي افكارتان را آزاد سازيد.
و فضاي دروني آرام براي خود ايجاد كنيد. براي دست يابي به نتايج سودمند؛ بهترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد.
يادگيري تكنيك هاي مراقبۀ فكري مانند مديتيشن متعالي است.
ولي اگر انجام اين كار برايتان مشكل است با متخصصاني كه به شيوه هاي شناخت درماني آشنايي دارند، مشورت كنيد.


هنگامي كه ما نگران هستيم، اساساً به كنترل جريان زندگي اميد داريم زيرا به نتايج يك وضعيت اهميت مي دهيم .
و مي خواهيم همه چيز بر وفق مرادمان باشد و در نتيجه از وقوع اشتباهات و تغيير نتايج وحشت داريم.
در واقع ما بر وقايع زندگيمان كنترل زيادي نداريم.

اگر از يك نقطه نظر آگاهانه به اين موضوع نگاه كنيم؛ نگراني هاي ما به نتايجي كه مايليم دست يابيم، اثري ندارد.
حال مي توانيم نگران باشيم و تحليل رويم يا اين كه هر آنچه هست را بپذيريم و بگذاريم كه بگذرد.
كائنات از ما قديمي تر و خردمندتر است، پس بجاي وسواس هاي نگران كننده، كنترل را تا حدودي فراموش كرد.
و با عشق و اعتماد و تسليم به جهان، بگذاريم كه آرامش بيشتري داشته شود.
تسليم شدن به معناي واگذاري و عدم تلاش نيست بلكه اين حالت بدان معناست كه شما به جاي ايستادگي
و مبارزه در مقابل جريان كنوني زندگي با آن هماهنگ مي شويد و به آن مي پيونديد.

تسليم، شكلي از آزادي و آرامش است زيرا شما مايليد كه به جريان زندگي اعتماد كنيد.
و مي دانيد همه چيز در زمان، مكان و شرايط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جايي قرار داريد كه بايد باشيد.
حتي اگر مفهوم نگراني "خوب" يا "بد" بودن نتايج باشد، اين نشانه اي از دوگانگي و در نتيجه تنها يك توهم است.
از نظر كائنات و جهان هستي؛ هيچ چيز خوب يا بدي وجود ندارد. هر دو اين ها، پشت و روي يك سكه هستند.


همان طور كه در بالاتر ذكر شد ما هيچ گونه كنترلي بر آشكار شدن و چگونگي وقايع زندگي خود نداريم.
حداقل بخشي از ذهن خودآگاه ما تنها توانايي ديكته كردن برخي وقايع را دارد .
و اين افكار ماست كه با شكل دادن انرژي براي ما ايجاد واقعيت مي كند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بيشتر در مورد چيزي نگران باشيم.
همان نتايج نگران كننده را به سوي خودمان جذب مي كنيم.
ما بايد نسبت به افكار خود آگاهي بيشتري داشته باشيم زيرا كه افكار ما داراي قدرت بيش از اندازه اي است كه حتي بتوانيد فكرش را بكنيد.
اگر نگران از دست دادن شغلتان باشيد، با اين نگراني؛ احتمال اخراج خود را بيشتر مي كنيد.

اگر نگران مبتلا شدن به بيمارهاي مهلك باشيد، به وسيلۀ انرژي اي كه به آن سو ارسال مي كنيد.
ندانسته بدن خود را در وضعيت ابتلا به آن بيماري ها آماده مي سازيد.

انرژي افكار و احساسات شما، خالق زندگي شماست و به همين دليل برخي مي گويند:
"نگراني، سوءاستفاده از انرژي تفكر خلاق است."

آيا مي خواهيد يك زندگي شاد، آرام و همراه با توجه و تمركز به اكنون براي خود ايجاد كنيد؟
اگر جوابتان مثبت است، شما تمامي ابزار مناسب براي ساخت واقعيت ذهني و حضور در افكارتان را داريد.
اگر به تفكر بيش از حد ادامه دهيد، آنگاه با استفاده از همين ابزار، شما مي توانيد يك زندگي سرشار از نگراني و اضطراب براي خود بوجود آوريد. انتخاب با شماست.

 

در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-22354282

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۲:۰۰:۲۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

درست صحبت كردن

سلام
ممنون از سايت خوبتون
من و همسرم چند ماهي ميشه كه ازدواج كرديم سطح تحصيلاتمون با هم فرق داره برا همين هم ايشون خيلي معمولي و به اصطلاح كوچه بازاري صحبت ميكنه و حتي بعضي از واژه ها رو خيلي معمولي ميگه.تمام رفتارهاش خوبه فقط نميدونم چه طوري بهش بفهمونم كه طرز حرف زدنش مناسب نيست كه هم عوض كنه سبك حرف زدنش رو و هم ناراحت نشه

  1. تغيير رفتار شوهر

    دوست عزيز اول از هر چيزي بايد بدونيد همسرتون رو بايد همينطور كه هستند بپذيريد.
    در مورد تغيير مردان هم بايد بدونيد اگر تمايلي در ايشون نباشه كاري از پيش نخواهد رفت.
    پس در اين مورد بايد گفتگو كنيد ولي ايشون نبايد احساس كنه در حال كنترل شدن از طرف شماست.
    يك كارشناس روابط زناشويي مي گويد كه وقتي جهاني كه ما زنها در آن زندگي مي كنيم .
    را در نظر بگيريد، نتيجۀ اين تحقيقات چندان هم تعجب برانگيز نخواهد بود.
    “جامعه به طور كلي بيشتر در مورد ظاهر زنان اهميت مي دهد .
    و در مورد آن نظر مي دهد، پس به اين ترتيب ما هم اين موضوع را به افراد نزديك به خودمان منتقل مي كنيم.”
    تحقيق ذكر شده همچنين نشان داده است كه زن هاي معمولي اذعان داشته اند .
    كه چيزي حدود 192 روز طول كشيده است تا همسر خود را به شريكي بي نقص تبديل كنند.
    اكنون بايد پرسيد كه بزرگترين دليلِ اين تمايلِ ديوانه وار به عوض كردن كامل مرد ها چيست؟
    خجالت كشيدن! حدود 36 درصد زناني كه بررسي شدند گفته اند كه در ابتداي رابطه هايشان خجالت مي كشيدند .
    با مردان خود در عموم ديده شوند. لباس ها، مدل مو و حتي بو، از دلايلي بوده اند.
    كه زن ها نمي خواسته اند در كنار مرد خود بايستند.

    با چنين يافته هايي، به نظر مي رسد كه همه تا حدودي در اين تلاش براي تغيير شريك زندگي خود مقصر هستند!
    با توجه به كارشناس ما، اينكه تلاش كنيد كسي را در مسير درست بياندازيد چندان چيز بدي نيست.
    اما مسالۀ مهم اين است كه چگونه اين كار را انجام دهيد.
    طبق گفته هاي آيسيا “موضوع بر سر پيدا كردن يكجور تعادل است.
    چرا كه طرف رابطه مي تواند حرف هاي شما را به عنوان انتقاد يا قضاوت برداشت كند.
    و تصور كنيد كه شما در واقع آن كسي را دوست نداريد كه او هست.”
    عكس العمل مثبت مي تواند يك وسيله قوي براي عوض كردن تيپ طرف خود باشد، بدون اينكه به احساس او صدمه بزنيد.
    “اگر كه به طرز درستي اين كار را انجام دهيد، حتي ممكن است .
    كه او خوشحال شود كه نظر شما را در اين مورد شنيده است.”
    ولي، اگر كه شرايط برعكس بود و مرد شما تلاش مي كرد كه عوضتان كند.
    آيا اين براي شما قابل قبول خواهد بود؟ جواب آيسيا اينطور بوده است .
    “تا وقتي كه او تنها بر ظاهر شما تاكيد نداشته باشد اشكالي ندارد.
    اما اگر كه او واقعا انتقاد مي كند يا اينكه به شما مي گويد كه ظاهرتان خوب نيست.
    فكر مي كنم اين باعث خرابي رابطه شود.”
    با اينحال مهم است كه لباس هايي را بپوشيم كه در آنها راحت هستيم .
    و تنها بر مبناي آنچه او دوست دارد لباس هايمان را انتخاب نكنيم.
    پس دخترها، ممكن است كه شريك زندگي شما در انتخاب لباس هاي خود چندان دقتي نداشته باشد .
    و شما را نااميد كند، اما لازم است كه فراموش نكنيد .
    كه چه ويژگي هايي باعث شده است كه در ابتداي رابطه از مرد خود خوشتان بيايد.

    چرا مردان در برابر تغييرات مورد نظر همسران خود مقاومت مي كنند؟
    مسئله مهم ديگر اين است كه وقتي مردي در برابر تلاشهاي همسر خود براي اعمال تغيير، مقاومت مي كند،.
    زن واكنش شوهر را به اشتباه تفسير مي كند.
    همانند آنجلينا كه به اشتباه گمان مي كرد، چون شوهرش او را به اندازه كافي دوست ندارد.
    لذا در برابر تغييرات مورد نظر او مقاومت مي كند.

    مقاومت مرداها در مقابل تغيير.
    حال آنكه موضع گيري شوهر در برابر روش اشتباه همسرش مي باشد.
    واقعيت اين است كه شيوه اشتباه آنجلينا اين احساس را در مرد بوجود مي آورد.
    كه زنش به اندازه كافي او را دوست ندارد.
    بايد توجه داشت كه تغيير مردان در برابر تغييرات دو دسته اند.
    دسته اول در برابر تغيير، به شدت حالت تدافعي مي گيرند.
    اما دسته دوم در ابتدا با تغييركردن موافقت مي كنند.
    اما كمي بعد، اين تغيير را فراموش مي كنند و به رفتار سابق خود بازمي گردند.
    به عبارت ديگر هر دو دسته مردان، فعالانه يا بصورت انفعالي در برابر تغيير مقاومت مي كنند.
    لذا براي شكستن مقاومت آنها بايد از شيوه هاي صحيح ارتباطي واردشد.

    شيوه هاي غلط ارتباطي زن براي تغيير مرد اين احساس را در او ايجاد مي كند.
    كه همسرش او را آنطوري كه هست، دوست ندارد و به او محبت نمي كند.
    لذا بصورت آگاهانه يا ناآگاهانه رفتار سابق خود را تكرار مي كند.

    بهترين راه كمك به مرد براي اينكه تغيير كند، اين است .
    كه دست از تلاش براي تغييردادن او برداريم .
    و با تكيه بر شيوه هاي ارتباطي صحيح آنقدر به او توجه و محبت كنيم كه خودش در صدد تغيير و رشد خود باشد.
    در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

    021-22689558

     

  2. با سلام
    دوست عزيز
    شما كه قبل از ازدواج متوجه نوع صحبت كردن و تحصيلات ايشون بوديد درسته؟؟خب وقتي اين شرايط وجود دارد وقتي ايشون رو اين طور پذيرفتيد خب طبيعي است كه متوجه شرايط باشيد و صحبتي نشود كه ايشون ناراحت شوند .پس اگر هم مايل هستيد كه ايشون تغيير رفتار بدهند بهتر است حتما به اين نكته توجه داشته باشيد كه به هر حال بايد اين نكته را هم مد نظر بگيري كه اگر تنها تغيير بحث نوع صحبت كردن ايشونه خب در شرايطي مناسب و با لحن مناسب در مورو نوع كلمات و اينها با ايشونصحبت كنيدمثلا بفرماييد به ايشون كه چقدر دوست داريد وقتي ايشون رسمي حرف ميزنه و چقدر توحهتون د اين شرايط به ايشون بيشتر ميشه و به هر حال مسائل اينچنيني كه اهميت مساله رو ميرسونه ..
    ببينيد مردان به شدت تحت تا ثير قرار مي گيرند در مواقعي كه زنان به صورت كاملا دوستانه مواردي رو كه مد نظر و علاقشون هستند مطرح كنند حتي غير مستقبم و در غالب ابنكه چقدر لذت مي بريد وقتي مي بينيد مردي رسمي صحبت مي كند و حتي مي توانيد بيان كنيد نه در مورد اشنايان و با اسم شخص بلكه به صورت كاملا كلي خب اين مساله حائز اهميتي است كه بتيد دقت نظر داشته باشيد ..
    به هر حال اميدوارم خوشبخت باشيد


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۵۸:۲۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

بر طبق يك مطالعه ي جديد استفاده ي مداوم از رسانه هاي اجتماعي به صورت ۲۴ ساعته و در هفت روز هفته مي تواند باعث پايين امدن كيفيت خواب شود كه اين مساله باعث افزايش ميزان خطر ابتلا به افسردگي در نوجوانان مي شود.

در يك مطالعه محققين ۴۶۷ نوجوان بين سنين ۱۱ تا ۱۷ سال را در مورد ميزان استفاده از رسانه هاي اجتماعي در طول روز مورد بررسي قرار دادند. در يك آزمون ديگر آنان كيفيت خواب نوجوانان، اعتماد به نفس، اضطراب و افسردگي  نوجوانان را بررسي كردند. آنها همچنين بررسي كردند كه چگونه و تا چه حدي در تمام مدت بر اثر استفاده از رسانه هاي اجتماعي تحت فشار هستند.

محققين متوجه شدند كه استفاده از رسانه هاي اجتماعي در ميان شركت كنندگان به طور قابل توجهي با كاهش كيفيت خواب، اعتماد به نفس پايين، افزايش اضطراب، و سطح افسردگي در ارتباط است.

بر طبق گفته ي نويسنده هدر كللند وودز، از دانشگاه گلاسكو اسكاتلند: «به هر حال، زماني كه بحث كيفيت خواب مطرح مي شود، «بيدار ماندن در شب تاثير بخصوصي و مستقيمي را دارا مي باشد».

بر طبق گفته ي كللند وود «سنين نوجواني زماني است براي افزايش آسيب پذيري در مقابل افسردگي و اضطراب و كم خوابي مي تواند باعث تسريع اين مشكلات شود. تحقيقات به طور فزاينده اي نشان مي دهد كه ارتباط مستقيمي بين استفاده از رسانه هاي اجتماعي  و احساس كلي بهزيستي در نوجوانان وجود دارد. او هشت تيپ شخصيتي براي افسردگي نوجوانان براي اطلاع والدين  را بيان كرد.

براي نمونه، بر اساس تحقيقي در انجمن روانشناسي آمريكا در سال ۲۰۱۱ بين استفاده از رسانه هاي اجتماعي و اسكيزوفرني و افسردگي ارتباط وجود دارد. در مطالعه اي ديگر، كه در اين سال در روانشناسي فضاي مجازي منتشر شد، نشان داده شد رفتار و استفاده از شبكه ها و رسانه هاي اجتماعي با خطر افزايش سلامت روان ضعيف گره خورده است.

از انجايي كه دوره نوجواني براي رشد و ايجاد مشكلات بلند مدت بسيار آسيب پذير مي باشد، بسيار ضروري است كه ما بدانيم كه چه ارتباطي بين استفاده نوجوانان از رسانه هاي اجتماعي و عواملي مانند كيفيت خواب و خطر ابتلا به افسردگي وجوود دارد.

كللند وود پيشنهاد مي كند كه خانواده ها از چيزي استفاده كنندكه آن را «غروب ديجيتالي» مي نامد براي كاهش تاثيرات استفاده از رسانه هاي اجتماعي بر روي خواب و داشتن احساس بهزيستي. دستگاه ها و نور هاي آبي را خاموش كنيد، چك كردن ايميل و رسانه هاي اجتماعي را متوقف كنيد، و به خودتان اجازه دهيد كه روزتان به اين صورت به پايان برسد، او مي گويد خواب بسيار مهم است بنابراين موبايلتان را كنار بگذاريد.

همچنين كللند وود تاكيد دارد كه استفاده از رسانه هاي اجتماعي به خودي خود فعاليت منفي اي نيست. «همه ي ما اين كار را انجام مي دهيم» او در گفتگو با Live Science گفت « به هر حال همه ما نياز داريم كه فكر كنيم كه چگونه و چه زماني آن لاين هستيم.»


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۵۶:۴۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

جوانان و دغدغه ي آنان براي ازدواج كاملاً مشخص و قابل توجيه است. دغدغه هايي كه برخواسته از عشق آنان به زندگيشان و همچنين نگراني و ترس از آينده است. دغدغه هاي يك جوان براي ازدواج را مي توان به دو بخش اساسي تقسيم كرد. ابتدا مشكلات آنان در زمينه هاي مالي و اقتصادي و تهيه حداقل امكانات براي ازدواج چه براي دختران و چه براي پسران و در ادامه يافتن يك مورد مناسب براي ازدواج كه در اغلب موارد اين مشكل با مخالفت خانواده با كيس انتخابي فرزندشان همراه بوده و مشكلات آنان را دوچندان مي كند.

يك جوان به همچين دغدغه هايي كه دارد و همچين فشاري را كه تحمل مي كند، اميدوار به ياري والدين بوده و اين نكته را با خود يادآوري مي كند كه اگر كمك مالي از سمت والدين مقدور نيست حداقل آنان برطرف كنندهي استرس هاي فكري آنان باشند و كمك فكري و ذهني به آن ها بكنند. در صورتي كه اكثر والدين در ايران به ازدواج همانند يك ميدان جنگ نگاه كرده كه هر طرف كه زور و نيروي بيشتري در اين جنگ داشته ، برنده خواهد بود و درواقع ازدواج مبدل به صحنه زورآزمايي والدين دختران و پسران شده و در اين ميان دختر و پسر هستند كه بيش از همه اذيت شده و شكنجه روحي مي شوند. آنان با هزار اميد و آرزو با قلبه بر مشكلات مختلفي كه در بالا اشاره كرديم تصميم به شروع زندگي گرفته اند و حيف است به دليل رفتارهاي بسيار نتدرست والدين، آنان سرخورده شده و با شكست مواجه شوند. توصيه روانشناس و روانپزشك مربوطه در اين زمينه به والدين، حفظ آرامش و دوري از افراطي گري ها و رفتار هاييست كه به غلط در جامعه رواج پيدا كرده و گريبان گير جوانان شده است.

ميتوانيد براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت مشاوره ازدواج مراجعه كنيد


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۴۱:۳۷ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

اختلال عاطفي فصلي اين اختلال نوعي افسردگي با سرمشق هاي به خصوصي مي باشد.

كه اختلال عاطفي فصلي ساليانه به صورت منظم در پاييز و زمستان آغاز مي شود.

و در بهار و تابستان تمام خواهد شد و به همين خاطر گاهي به آن افسردگي راجعه زمستاني دو هم گفته مي شود.

اختلال عاطفي فصلي

۷۰ تا ۸۰ درصد مبتلايان به اختلال عاطفي فصلي را زنان تشكيل خواهند داد .

كه اختلال خلقي فصلي بيشتر در منطقه هايي از كره زمين كه داراي عرض جغرافيايي بالايي مي باشد.

و همينطور نور آفتاب كمتري را دارد موجود مي باشد و همين طور بعضي از اشخاصي كه در دفتر ها مشغول به كار هستند.

كه دسترسي كمتري به نور طبيعي دارا مي باشند امكان دارد كه اختلال عاطفي فصلي در همه طول سال به تجربه كردن بپردازند.

وقتي كه نور از راه چشم ها عبور خواهد كرد و به مغز مي‌رسد سروتين آزاد خواهد شد.

  • و در طول پاييز و زمستان روشنايي روز كمتري نسبت به  بهار و تابستان مي باشد.
  • و اين امر موجب كاهش پيدا كردن سطح سروتين در بدن خواهد شد.
  • كه اثر اين ماده شيميايي پر اهميتي در مغز مي باشد .
  • كه به عنوان انتقال دهنده عصبي شناخته شده است .
  • و انتقال دهنده عصبي در مغز مي باشد .
  • كه به سلول هاي عصبي ياري مي‌دهد كه باهم ديگر به كار كردن بپردازند .

مركز ” مشاوره ستاره ايرانيان” تنها كلينيك شبانه روزي تخصصي و روانشناسي در ايران.

نقش سروتين

و يكي از نقشها و وظيفه هايي كه سروتين در نقض دارا مي باشد .

مانند عمل كردن به عنوان پليس راهنمايي و رانندگي براي ديگر انتقال دهنده هاي عصبي مي باشد.

و بدون وجود داشتن ستروتين به مقدار كافي بيشتر فعاليت‌هاي بدن و از جمله حالت هاي روحي تحت تاثير قرار خواهند گرفت.

و همينطور كم شدن روشنايي نور موجب بيشتر شدن توليد هورمون به خصوصي در بدن به اسم ملاتونين خواهد شد .

و نقش ملاتونين هنوز به طور صحيح معين نشده ولي تصور مي شود كه به رويكرد خوابيدن ياري مي‌دهد.

به دليل اينكه بدن آن را در شب و در خلال خواب آزاد خواهد كرد.

 نشانه هاي اختلال عاطفي

  •  نشانه هاي اختلال عاطفي فصلي مانند ديگر افسردگي ها مي تواند به صورت شديد.
  • و يا كم و متوسط باشد كه خفيف ترين حالت اختلال خلقي فصلي در انجام دادن.
  • فعاليت هاي روزانه تأثير نامحسوسي را خواهد گذاشت.

اما نوع شديد آن مهارت ها و توانايي هاي فرد را در انجام دادن امور بيشتر تحت تأثير قرار خواهد داد.

كه اين نشانه افسردگي فصلي مثل افسردگي معمولي مي باشد.

و با اين فرق كه افسردگي فصلي تنها در وقت به خصوصي از سال آشكار خواهد شد.

كه در واقع اختلال خلقي فصلي محدود به چند ماه در زمستان مي باشد.

ولي در فصل‌هاي ديگر از بين خواهد رفت و اين عاملي براي شناسايي نوع افسردگي.

از ديگر افسردگي ها مي باشد و علائم هاي اين نوع اختلال عاطفي فصلي امكان دارد .

اختلال  عاطفي فصلي

كه شامل موارد زير بشود:

تغيير در اخلاق:

  •   از علائم هاي اختلالات فصلي تغيير و تحول پيدا كردن در اخلاق شخص مي باشد.
  • و ناراحتي و زودرنجي و يا حس نااميدي و حساس تر از حد معمول شدن .
  • و همينطور گريه كردن به آساني ناراحت شدن كه بيشتر وقتها حداقل ۲ هفته اين حالت داراي تداوم مي باشد.

شاد نبودن:

  • كاهش پيدا كردن علاقه به چيزهايي كه لذت بخش مي باشد .
  • و احساس نبود توانايي و مهارت براي انجام دادن كارها مانند گذشته .
  • و دارا بودن گناه و ناراضي بودن از نشانه‌هاي اختلال عاطفي فصلي مي باشد.

كاهش پيدا كردن انرژي:

  • خسته بودن غير معمولي و بدون دليل نيز از نشانه هاي اختلال عاطفي فصلي مي باشد.

تحولات و تغييرات در خواب:

  •   در هنگام مبتلا شدن به اختلال عاطفي فصلي مقدار خواب بيش از اندازه خواهد شد .
  • به طور مثال براي بچه ها در هنگام بيدار شدن از خواب  مشكل به وجود مي آورد.
  •  تحولات در عادت غذايي:  در صورت مبتلا شدن به اختلالات فصلي تمايل پيدا كردن .
  • استفاده كردن از كربوهيدرات و همينطور غذاهاي شيرين .
  • و زياد خوردن كه به اضافه وزن در زمستان منجر خواهد شد بيشتر مي‌شود.

كم شدن تمايل به حاضر شدن در اجتماع:

  •   از ديگر علائم هاي اختلالات فصلي زمان كمتري را با اطرافيان.
  • و دوستان گذراندن و انجام دادن كارهاي فوق برنامه كمتر خواهند پرداخت.
  •  مشكل هايي كه متاثر از بيماري افسردگي و يا اختلال عاطفي فصلي به وجود مي آيد .

مانند كم شدن نمره ها و كم شدن تماس با اطرافيان و دوستان و همينطور اعتماد به نفس شخص تاثير خواهد گذاشت .

شيوه معالجه اختلال عاطفي فصلي

و شخص احساس نااميدي و تنهايي خواهد كرد مخصوصا آنهايي كه به خاطر اين تحولات و تأخير در برخورد.

و تمايلات خود را نمي‌دانند و اين را نمي دانند كه چه مسئله اي موجب تحولات در برخورد و انگيزه و انرژي آنها شده است.

معادل اختلال عاطفي فصلي بستگي به شدت افسردگي دارا مي باشد كه شامل موارد زير خواهد شد:

  •  تماس فراوان داشتن با خورشيد.
  •  به طور معمول در بعضي از اشخاص كمبود نور.
  • و روشنايي موجب به وجود آمدن اختلال عاطفي فصلي .
  • و افسردگي خواهد كرد و فرد درونگرا خواهد شد كه يك معالجه براي افسردگي.
  • و يا اختلالات فصلي در معرض نور واقع شدن در فصل زمستان مي باشد .

به طور مثال اشخاصي كه داراي افسردگي خفيف هستند.

و مبتلا به اختلال عاطفي فصلي مي‌باشند فقط هنگامي كه هوا روشن مي باشد.

بيشتر در فضاي بيرون واقع شوند و با ورزش كردن و همينطور قدم زدن اين حس افسردگي را از خود بيرون كنند.

و تمام تيم هاي نوري در لامپ هاي عادي موجود مي باشد.

و امكان دارد كه در معالجه افسردگي و اختلالات فصلي داراي تاثير باشد.

اختلال عاطفي فصلي1

 معالجه اختلال عاطفي فصلي با روش نور درماني

  •  اختلال عاطفي فصلي يا همان افسردگي فصلي با نورهاي داراي قدرت كه روشني روز و به تامين كردن مي‌پردازد .
  • امكان دارد معالجه شود و يك جعبه نور را بر روي ميز بگذاريد و در برابر آن بنشينيد .
  • و با چشماني باز بمانيم و به تماشا كردن آن بپردازيد كه شبكه يك چشم بايد آن را به جذب كردن بپردازد.
  • و بعد از گذشت چند روز و يا چند هفته نشانه افسردگي و اختلالات طيف اصلي بهتر خواهد شد .
  • كه به طور معمول استفاده كردن از نور درماني براي معالجه اختلال عاطفي فصلي مي‌باشند.

كه نور كافي در محيط بيرون موجود باشد كه استفاده كردن از نور درماني براي معالجه اختلال عاطفي فصلي مي‌تواند .

عوارض هاي جانبي كمي و خسته شدن چشم را شامل شود نورهايي كه براي نوردرماني به كار خواهند رفت.

بايد بدون اشعه هاي uv باشد از مكان هايي كه براي برنزه كردن پوست از آن استفاده مي شود .

مثل سواحل دريا نبايد براي نور درماني از آنها استفاده كرد كه اشعه ماورا بنفش شدن پوست .

و صدمه ديدگي و همينطور منجر به سرطان پوست مانند ملانوما خواهد شد.

و اگر فردي به  افسردگي غير فصلي دچار مي باشد بايد براي او با احتياط صورت بگيرد.

 درمان دارويي اختلال عاطفي

  • به طور مثال بايد پوست هاي حساس به نور نيز خطر هاي احتمالي بينايي را در معالجه اين بيماران در نظر داشت .
  • و استفاده كردن از نور درماني براي معالجه اختلال عاطفي فصلي بايد مانند ديگر معالجه ها زير نظر پزشك صورت گيرد.
  •  معالجه با دارو امكان دارد با گفتار درماني و نور درماني همراه بشود.
  • كه براي اشخاص نوجواني كه مبتلا به افسردگي فصلي هستند تجويز خواهد شد .
  • كه داروهاي ضد افسردگي و سروتين و ديگر انتقال دهنده هاي عصبي مغز را به تنظيم كردن مي‌پردازند.
  • و اگر فرزندتان از داروهاي ديگر مانند داروهاي گياهي مورد مصرف قرار مي‌دهد بايد با پزشك در ميان بگذاريد.

منبع:ساينس ديلي

 

تماس با مشاوران برتر مركز مشاوره روانشناسي ازدواج,خانواده و نوروفيدبك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۳۹:۵۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

سلام
سال جديد شروع شده لطفا چند راهكار براي حفظ شدن بهتر درسا بدين


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۳۷:۳۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

 


يك نظرسنجي از دانشگاهيان دانشگاه حمام دريافت كرده است كه دانشمندان مردانه معمولا سطح هورمون استروژن را به اندازه سطح تستوسترون خود دارند.

اين ميزان هورمون در زنان بيشتر از مردان است كه معمولا سطح بالاتر تستوسترون دارند.

اين مطالعه بر روي تحقيقات انجام شده است كه نشان مي دهد كه اين سطح هورمون غيرعادي در بسياري از دانشمندان مردانه باعث مي شود كه مغز راست، كه مهارت هاي مكاني و تحليلي را مديريت مي كند، به شدت رشد كند.

اين مطالعه كه به مجله روانشناسي بريتانيايي ارائه شده است نيز چنين است:

  • اين سطوح هورموني ممكن است دانشمندان مرد كمتر احتمال دارد كه كودكان داشته باشند.
  • كساني كه سطح بالاتر از استروژن دارند، احتمال دارد كه داراي خويشاوندان با نارساخواني باشند، كه ممكن است ناشي از سطح هورموني باشد.
  • دانشمندان علوم اجتماعي زنان تمايل دارند سطوح بالاتري از تستوسترون داشته باشند و مغز آنها به طور كلي به مردان نزديكتر باشد.

اين تحقيق در چند سال اخير به كار گرفته شده است كه نشان مي دهد كه ميزان استروژن و تستوسترون فرد را مي توان در طول نسبي انگشتان خود (دوم) و حلقه (چهارم) مشاهده كرد. نسبت طول به قبل از تولد تعيين مي شود و در طول زندگي باقي مي ماند.

طول انگشت ها به طور ژنتيكي مرتبط با هورمون هاي جنسي است و فردي با انگشت اشاره كوتاه تر از انگشت حلقه، تستوسترون بيشتري را در رحم داشته و فردي با انگشت اشاره اي طولاني تر از انگشت حلقه استروژن تفاوت در طول مي تواند كوچك باشد - به اندازه دو يا سه درصد - اما مهم است.

نظرسنجي از طول انگشتان بيش از 100 تن از دانشگاهيان زن و مرد در دانشگاه توسط استاد ارشد روانشناسي دكتر مارك برسنن دريافت كرده است كه كساني كه آموزش علوم سخت مانند رياضيات و فيزيك را دارند، انگشت هاي شاخص را تا زماني كه انگشتان انگشتانشان، نشانگر سطوح استروژن فوق العاده بالا براي مردان.

همچنين اين معكوس را پيدا كرد: آنهايي كه دانشگاهيان با انگشتان بلندتر از انگشتان دست انگشتي - الگوي مردانه معمول - تمايل داشتند كه در علوم نباشند، بلكه در موضوعات علوم اجتماعي مانند روانشناسي و آموزش و پرورش.

مطالعات ديگري نيز نشان مي دهد كه قرار گرفتن در معرض هورمون قبل از تولد و در نتيجه، طول انگشت اشاره، مي تواند بر ميزان واقعي موفقيت نيز تاثير بگذارد. محققان در يك بررسي از دانشجويان مرد و زن در دوره برنامه نويسي JAVA در دانشگاه، ارتباط بين نسبت طول انگشت و نمره آزمون يافتند. كوچكتر تفاوت بين شاخص و انگشت حلقه - بالاتر نمره آزمون در پايان سال.

داستان هاي مربوطه

دكتر Brosnan گفت: "نتايج يك بينش جذاب در مورد چگونگي ميزان تستوسترون و ميزان استروژن در رحم مي تواند بر انتخاب حرفه اي افراد تاثير بگذارد و اين كه اين سطوح ممكن است در طول انگشتان دست ما نشان داده شود."

مردان عموما داراي سطوح بالاتر تستوسترون نسبت به زنان هستند، اما دانشمندان مرد در دانشگاه Bath داراي سطوح پايين تر تستوسترون نسبت به مرداني معمول هستند - سطوح استروژن و تستوسترون آنها به طور كلي مطابقت دارد.

"اين تحقيق در حال حاضر نشان مي دهد كه سطوح پايين تستوسترون در مردان منجر به مهارت هاي فضايي مي شود كه توانايي موفقيت در علوم را به انسان مي دهد. تحقيقات ديگري نيز در گذشته نشان داد كه يك سطح غيرمعمول تستوسترون ميتواند با تشويق توسعه نيمكره راست هم همين كار را انجام دهد.

"اين پيشرفت درست مغز در هزينه توانايي زبان و مهارت هاي افراد است كه مردان با سطح معمول تستوسترون پيشرفت مي كنند و مي توانند در زمينه هاي علوم اجتماعي مانند روانشناسي يا آموزش كمك كنند."

دكتر برسنن گفت كه مردان داراي سطح تستوسترون بسيار بالاتر از حد معمول براي مردان نيز نيم كره راست متعلق به مغز را تشكيل مي دهند كه مي تواند در علوم كمك كند. او گفت كه شدت تستوسترون پايين و تستوسترون بالا براي مردان مغز علمي ايجاد مي كند و محدوده طبيعي در وسط مغز علوم اجتماعي را ايجاد مي كند.

اين سوال نيز مطرح مي شود كه چرا زنان بيشتري كه اين سطح پايين تستوسترون را دارند، در علم نيستند، كه در آنها تحت سلطه مردان قرار دارد و تنها 40 نفر از استادان علمي، يك زن هستند.

پاسخ كوتاه اين است كه ما نمي دانيم: سطوح بالاي استروژن در زنان ممكن است بر روي مغز متفاوت عمل كنند و مهارت هاي مكاني اي را كه مردان با سطوح مشابه هورمون دارند به آنها بدهند.

مركز مشاوره مراكز استانها

"و يا آنها ممكن است به دلايل اجتماعي: علم مرد بوده است در گذشته تحت سلطه و اين ممكن است زنان را به ورود به آن، حتي اگر آنها قادر به.

"چرا دانشمندان مرد بايد بچه هاي كمتر داشته باشند شناخته شده نيست.

"مطالعه همكاران من در دانشگاه بات همچنين جالب بود كه نشان مي دهد زنان در علوم اجتماعي سطح بالاي تستوسترون نسبت به سطح استروژن خود دارند و مغز آنها به طور كلي به مردان نزديك تر است."


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۰۰:۴۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]


محققان دانشگاه كاليفرنيا، بركلي ، يك بازيگر جديد در سيستم توليد مثل پستانداران، يك هورمون را كشف كرده اند كه نقش مكررا مظنون را پر مي كند، اما تاكنون كشف نشده است.

هورمون، پروتئين كوچك يا پپتيد، هورمون مهاركننده گنادوتروپين (GnIH) نام دارد و ترمزهاي توليد مثل را به طور مستقيم با مهار فعاليت هورمون مركزي سيستم توليد مثل - گنادوتروپين آزاد كننده هورمون (GnRH) قرار مي دهد. GnRH غده هيپوفيز را براي فعال شدن سيستم توليد مثل تحريك مي كند، در حالي كه GnIH به نظر مي رسد اثرات تحريك GnRH را كاهش مي دهد.

محققان به مدت طولاني به دنبال مهاركننده هاي گنادوتروپين هيپوفيز هستند، اما بسياري معتقد بودند كه چنين مهار كننده اي در تركيب هورمون ها و عوامل سيستم توليد مثل بعيد است. هورمون مهار كننده يا ترمز ممكن است نقش پدال گاز را كه توسط يك هورمون اخيرا كشف شده است، تكثير كند كه GnRH را تحريك مي كند.

اضطراب|ترس|دلهره|خواب پريشان-كابوس تنها بودن| سرگرداني و ناراحتي بعد از دوستي يا طلاق 

كشف در موش ها، موش ها و همسترهاي اين سيستم جديد براي تنظيم توليد مثل به شدت نشان مي دهد كه هورمون نقش مشابهي در سيستم هاي توليد مثل انسان و ديگر پستانداران دارد. ژنوم انسان، در واقع، شامل يك ژن براي GnIH است.

اگر يافته هاي جديد در انسان و ساير پستانداران آشكار شود، پزشكان ديگر مي توانند از سيستم توليد مثل براي برطرف كردن مشكلات از ناباروري تا بلوغ زودرس استفاده كنند و همچنين به توليدكنندگان حيوانات راه جديدي براي دستكاري در بهره وري دام مي پردازند.

يافته هاي كريگزفلد و همكارانش در اين هفته در نسخه اوليه مقالات آكادمي ملي علوم گزارش شده است.

سيستم توليد مثل انسان مانند ترموستات تنظيم مي شود و تعدادي از هورمون ها و عوامل توليد شده در محدوده توليد مثلي از طريق حلقه هاي بازخورد براي نگهداري هورمون هاي بدن در محدوده بهينه براي باروري و پيوند موفقيت آميز است. سر محور، هيپوتالاموس توليد كننده GnRH در مغز است كه از طريق يك پورتال خون با هيپوفاي قدامي ارتباط برقرار مي كند و توليد هورمون هاي گنادوتروپين، هورمون لوتئينيزه و هورمون تحريك كننده فوليكول را تحريك مي كند.

اين هورمون ها به جريان خون منتقل مي شوند و راه خود را به قارچ ها مي رسانند، در حالي كه در مردان توليد تستوسترون و بلوغ اسپرم را تحريك مي كنند. در زنان، هورمون ها باعث توليد استراديول، هورمون استروئيدي جنسي و شكل اصلي استروژن بدن مي شود و تنظيم تخمك گذاري و توليد تخم هاي بارور را تحريك مي كنند.

استراديول و تستوسترون، به نوبه خود، به هيپوفيز بازگردند تا توليد هورمون هاي هيپوفيز را متوقف كند، ايجاد بازخوردي است كه هورمون هاي جنسي بدن را در يك كره ي گرم نگه مي دارد.

استرياييدول نيز در مغز، بر روي هيپوتالاموس كار مي كند تا توليد GnRH را كم كند، اما اين كار چگونه يك رمز و راز نسبي است. مطالعه جديد پاسخي را ارائه مي دهد: استراژيول سلول هاي خوني را در هسته پروستات هيپوتالاموس تحريك مي كند تا GnIH توليد كند كه به نظر مي رسد به طور مستقيم بر روي سلول هاي هيپوتالاموس عمل مي كند تا توليد GnRH را قطع كنند.

لنس كريگسفلد، استاد روانشناسي دانشگاه بركلي، گفت: "در اينجا، ما يك راه جديد عصبي ميانجيگري اقدامات نظارتي استروئيدهاي جنسي داريم."

George Bentley، UC Berkeley استاديار زيست شناسي تلفيقي گفت: "اين يك مثال از سيستم توليد مثل است كه به خوبي تنظيم شده است. "ما در مورد مقررات ناخالص سيستم توليد مثل بسيار بدانيم، اما تنظيم دقيق به خوبي درك نشده است."

داستان هاي مربوطه

GnIH پنج سال پيش توسط متخصصان ژاپني به رهبري Kazuyoshi Tsutsui، استاد دانشكده هنرهاي يكپارچه در دانشگاه هيروشيما، در بلدرچين كشف شد. اين كشف يكي از آخرين قطعات باقيمانده از سيستم هورمون پرنده اي است كه توليد مثل را كنترل مي كند. GnIH به نظر مي رسيد آنتاگونيست گمشده است كه گنادوتروپين هاي هيپوفيز را خاموش مي كند و كار Tsutsui و Bentley در بلدرچين و گنجشك هاي سفيد طلايي تأييد نقش خود را در كاهش توليد GnRH و در نتيجه خاموش كردن gonads.

در حالي كه بنتلي با Tsutsui همكاري كرد تا تعيين كند كه چگونه GnIH در پرنده ها كار مي كند، اين دو با Kriegsfeld همكاري كردند تا مفاهيم را در پستانداران بررسي كنند. Kriegsfeld شروع به همكاري با گروه به عنوان يك همكار پس از مدرسه با رائ سيلور، استاد Kaplan استاد علوم طبيعي و فيزيك در كالج بارنارد و استاد روانشناسي در دانشگاه كلمبيا، و اين تحقيق را در آزمايشگاه خود به عنوان دستيار استاد ادامه داد. با استفاده از آنتي باديهاي فلورسنت به GnIH، آنها توانستند محل هورمون توليد كنند: در اعصاب هيپوتالاموس dorsomedial. آكسونهاي اين اعصاب به مناطق متعددي از مغز كه در آن سلولهاي عصبي GnRH توليد مي كنند، پروژه مي كنند و رنگ آميزي نشان مي دهد كه اين آكسون ها با سلول هاي توليد كننده GnRH تماس مي گيرند و اثرات مستقيم دارند.

همانطور كه در پرندگان، GnIH نيز به سرعت در توليد هيپوفيز هورمون لوتئينيزه را مهار مي كند. همراه با اين واقعيت كه سلول هاي حاوي GnIH همچنين داراي گيرنده هايي براي تركيبات استروژن مانند استراديول هستند، شواهد تركيبي نشان مي دهد كه GnIH يك مهار كننده مستقيم GnRH است.

از آنجا كه سلول هاي مغزي توليد و ترشح GnIH axon خود را به بسياري از مناطق مغز ارسال مي كنند، GnIH ممكن است اثرات ديگري نيز بر روي مغز داشته باشد.

بنتلي گفت: "اگرچه ما در پستانداران نمي دانيم كه گيرنده ها براي GnIH هستند، به نظر مي رسد كه هورمون اثرات متعددي در مغز ايجاد مي كند." "در پرندگان، هورمون نه تنها هورمون هاي توليد مثل را تحت تاثير قرار مي دهد، بلكه رفتار جنسي در زنان نيز مانند آمادگي براي مقابله با آن را دارد."

جالب توجه است، نورون هايي كه GnIH توليد مي كنند، در ناحيه مغز قرار دارند، هسته ي dorsomedial هيپوتالاموس كه اطلاعات را از محرك هاي خارجي، حس ها و ورودي هاي انگيزشي و عاطفي هماهنگ و ادغام مي كند.

Kriegsfeld گفت: "اين احتمالا در خدمت بسياري از توابع مربوط به رفتارهاي انگيزه، مانند توليد مثل يا تغذيه است.

كريگسفلد و بنتلي قصد دارند تحقيقات خود درباره نقش GnIH در پرندگان و پستانداران را با كمك همكار Takayoshi Ubuka، متخصص آزمايشگاه Tsutsui در ژاپن و همكاران دانشگاه Hiroshima، Tsutsui، Kazuhiko Inoue و Kazuyoshi Ukena، ادامه دهند. همچنين همكاران مقاله PNAS دان فنگ مايي و رائ سيلور از كالج بارنارد و گروه هاي روانشناسي دانشگاه كلمبيا و الكس ا. ميسون از گروه روانشناسي دانشگاه بركلي UC بودند. كريگزفلد، بنتلي و ميسون نيز عضو موسسه عصب شناسي هلن ويلز بركلي هستند. Tsutsui و Ukena نيز با هسته تحقيقاتي براي علوم و فنون تكاملي در ژاپن در ژاپن علم و صنعت شركت وابسته است.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۵۸:۴۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا ازدواج پدر خانواده درحالي كه مادر خانواده سرطان داردمي تواند در ضمير ناخودآگاه دختر بچه ...

آيا ازدواج پدر خانواده درحالي كه مادر خانواده سرطان دارد مي تواند در ضمير ناخودآگاه دختر بچه 16 ساله كه از مادر سرطاني اش مراقبت مي كند تاثير منفي در رابطه با مسايل جنسي با شوهرش داشته باشد لطفا توضيح دهيد

 

پاسخ (1)

 

ازدواج مجدد پدر

دوست عزيز با چنين شرايطي فقط ميتونه حس تنفر رو نسبت به مردان افزايش بده .
به اينكه مردان در زندگي بيشتر از هر چيزي به رابطه جنسي اهميت ميدن .
و حالا كه زن خانواده دچار مشكل شده به راحتي كنار گذاشته ميشود.
هر چند اين نيازي طبيعيست ولي به هر حال ميتونه ذهنيت افراد رو نسبت به مردان تغيير بده.
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

021-22689558


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۴۲:۲۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]


به نظر روانشناسان تكاملي دانشگاه پنسيلوانيا ، به نظر مي رسد كه قلب قلب مي خواهد آنچه كه قلب مي خواهد - و مي تواند آن را نسبتا سريع به تصوير بكشد . محققان اطلاعات dating از 10،526 شركت كننده ناشناس از HurryDate، شركتي كه جلسات "قدم زدن سريع" را سازماندهي مي كنند، داده شده و داده هاي رفتاري نادر را در مورد نحوه رفتار افراد در موقعيت هاي دوستيابي پيدا مي كند.

"بعضي ها مي گويند كه آنها يك نوع از افراد را دنبال مي كنند، سپس يكي ديگر را انتخاب مي كنند. افراد ديگر مي گويند كه حتي نمي دانند آنها چه مي خواهند. اما اطلاعات ما نشان مي دهد كه با وجود اين اتفاق مي افتد كه مردم آن را سريع مي بينند" رابرت كرزبان، استاديار پوهنتون پنجم روانشناسي، گفت: "مردم به طور كلي ارزش خود را در بازار دوستيابي درك مي كنند، به طوري كه آنها مي توانند يكديگر را در لحظات جلسه محاكمه كنند."

در هر روز حزب HurryDate، تقريبا 25 نفر از مردان و 25 زن در طول زمان براي سه دقيقه با يكديگر در ارتباط هستند. در پايان جلسه، هر يك از شركت كنندگان نشان مي دهد كه كدام يك از افرادي كه با آنها ملاقات داشتيد، براي آينده اهميت دارد. HurryDate همچنين اطلاعات نظرسنجي از شركت كنندگان را جمع آوري مي كند، از جمله سن، قد، تحصيلات، درآمد، رفتار نوشيدن، رفتار سيگار كشيدن، نژاد و مذهب. براي اين مطالعه، HurryDate همچنين به سوالات اختياري در مورد چنين چيزهايي پاسخ داد كه چگونه شركت كنندگان جذابيت و جنسيت خود را به خود جلب مي كنند.

كرزبان گفت: "اگر چه آنها سه دقيقه داشتند، اكثر شركت كنندگان تصميم خود را براساس اطلاعاتي كه احتمالا در سه ثانيه اول دريافت كرده بودند، تصميم گرفتند. "تا حدودي شگفت آور، فاكتورهايي كه شما ممكن است فكر كنيد واقعا براي مردم مهم است، مانند مذهب، تحصيلات و درآمد، در انتخاب آنها نقش بسيار كمي بازي كرد."

داستان هاي مربوطه

روانشناسي اغلب روابط را بهعنوان معامله اي مورد بررسي قرار مي دهد كه در آن مردم بر اساس كيفيت قابل توجهي كه ممكن است يك همكار ارائه دهند، مانند قدرت و پول، انتخاب كنند. طبق گفته كورزبان، داده ها نشان مي دهند كه وقتي افراد به صورت چهره به چهره مي مانند، چيزهايي مانند ترجيحات سيگار و حساب هاي بانكي به نظر مي رسد كه در پيچيدگي هاي پيچيده جذابيت زياد است.

Kurzban گفت: "دوستيابي به سرعت به ما به عنوان روانشناسان ارائه مي دهد، چيزي كه ما به ندرت در انجام تحقيقات به دست مي آوريم: يك نگاه منظم به رفتار واقعي افراد انتخاب همسران". "رفتار واقعي مردم براي ما ارزش بيشتري نسبت به باورهاي اظهار شده است. در اين مورد، به اين دليل كه شركت كنندگان ممكن است عواقب ناخوشايندي را با كسي كه ممكن است بر روي كاغذ سازگار با آنها باشد، رنج مي برند، آنها انگيزه بيشتري براي دنبال كردن قلب و خواسته هايشان دارند. رفتار، بيش از خود گزارش، به ما يك پنجره مهم را به روانشناسي دروني جفت شدن مي دهد. "

مركز مشاوره ازدواج   

Kurzban اين ايده را به مطالعه قدمت قدمت زماني كه او يك آگهي براي HurryDate ديد و متوجه شد كه آن را يك گنجينه بالقوه داده ها را نشان داد. Kurzban در حال همكاري با جيسون Weeden كه در آن زمان دكتراي خود را در رشته روانشناسي كار كرد، براي مطالعه و تفسير داده ها.

محققان هشدار ميدهند كه قدم زدن سريع، لزوما مشخص نيست كه چگونه افراد معمولا در تعامل هستند. يافته هاي آنها ممكن است يا ممكن است توصيف روابط طولاني مدت دوستيابي.

يافته هاي آنها در يك موضوع آينده مجله Evolution و رفتار انسان ارائه خواهد شد.

عجله Brands LLC، شركت مادر HurryDate، Kurzban و Weeden را در تحقيقات خود نپرداخت، اما هزينه هاي جمع آوري و توليد اطلاعات ناشناس براي استفاده در مطالعه را جذب كردند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۰۸:۳۷ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]


طبق محققان دانشگاه فلوريداي جنوبي، كودكان كه مي توانند با دقت بررسي كنند كه چگونه همكلاسي ها در مورد آنها احساس مي كنند - حتي اگر اين احساسات منفي باشند - كمتر احتمال دارد علائم افسردگي را نشان دهند .

پروفسور روانشناسي جانت كيستنر دريافت كه كودكان در كلاس هاي سوم تا پنجم كه ايده اشتباهي در مورد سطح پذيرش پذيرش اجتماعي داشتند احتمال بيشتري داشتند كه علائم افسردگي را در طول زمان افزايش دهند. مطالعه "برابري و دقت ادراكات كودكان از پذيرش همسالان: انجمن هاي آينده با نشانه هاي افسردگي" در مجله روانشناسي كودك غيرطبيعي منتشر شد. دانشجويان تحصيلات تكميلي Corinne David-Ferdon و Karla Repper و روانشناسي پروفسور توماس Joiner همكاري داشته اند.

كيستنر گفت: "بحث در درازمدت در زمينه روانشناسي در مورد اينكه آيا ادراكات واقع گرايانه نشانه اي از تعديل مثبت است يا با خطر ابتلا به افسردگي همراه هستند، وجود دارد." "نتايج ما از اين ديدگاه پشتيباني مي كند كه ادراكات واقع گرايانه نشانه سلامت روان است."

يافته ها قابل توجه هستند، زيرا نشان مي دهد كه دقت كافي نيست - نه اينكه كودكان تصور كنند كه بچه هاي ديگر آنها را دوست دارند يا نه. اين مهم است زيرا برخي از روانشناسان پيش بيني كرده اند كه افرادي كه داراي تعصب مثبت هستند - به اين معني كه آنها فكر مي كنند كه ديگران بيشتر آنها را بيشتر دوست دارند - در برابر نشانه هاي افسردگي پيشرفت مي كنند، در حالي كه كساني كه منفي منفي دارند، مستعد ابتلا به اختلال افسردگي هستند . محققان دريافتند كه نه درست است

در عوض، آنها دريافتند كه افرادي كه علائم افسردگي را در ابتداي مطالعه در طول زمان داشته اند، دقيق تر و منفي تر نسبت به اينكه چقدر دوست داشتند، منفي بود، نشان مي دهد كه منفي تعصب بيشتر از علت علايم افسردگي است. كيستنر گفت، محققان اولين كساني هستند كه به دنبال تعصب و دقت هستند و يافته ها اهميت مطالعه هر دو جنبه خطاهاي ادراكي را برجسته مي كنند.

او گفت: "توجه كمي به نقش هايي كه تصورات اشتباه در كودكان در معرض افسردگي مي تواند نقش داشته باشد، داده شده است." "نتايج ما نشان مي دهد چرخه اي كه ممكن است خود را حفظ كند و درك نادرست آن منجر به افزايش علائم افسردگي و نشانه هاي افسردگي شود، باعث كاهش دقت پذيرش پذيرفته شده همكار مي شود."

داستان هاي مربوطه

با توجه به كيستنر، يافته ها با نظريه هاي روان شناختي كه سعي در توضيح شايستگي هاي اجتماعي و تنظيم كلي دارند، سازگار است. تئوري خودكارشناسانه نشان مي دهد كه مردم انگيزه دارند كه خود را درك كنند، حتي اگر منفي باشند. حتي بازخورد مثبت مي تواند موجب ناراحتي شود اگر اين ديدگاه خود را تهديد كند. نظريه هاي شايستگي اجتماعي بر روي اين ايده تمركز مي كنند كه كودكاني كه دقيقا درك مي كنند كه چگونه ديگران در مورد آنها احساس مي كنند، مي توانند رفتارهاي خود را به نحوي كه پذيرش را به حداكثر مي رسانند، تعديل كنند. انتظار ميرود كه پذيرش عمومي اجتماعي، با نشانه هاي كمتري از افسردگي همراه باشد.


تالار گفتگوي مشاوره ازدواج

در مطالعه كيستنر، در ابتداي سال تحصيلي، 667 كودك در فهرست مقدماتي قرار گرفتند و از آنها خواسته بودند كه در يك مقياس از يك تا پنج، همكلاسي هاي خود را دوست داشته باشند و براي پيش بيني رتبه هاي پذيرش از هر يك از همكلاسي هاي خود، از آنها خواسته شود. رتبه بندي پيش بيني شده آنها با رتبه بندي واقعي آنها براي اندازه گيري صحت ادراك مقايسه شد. از كودكان خواسته شد كه پرسشنامه اي را درباره اينكه آيا علائم افسردگي را تجربه كرده ايد، از جمله ناراحتي هاي غلط، مشكلات متمركز و خواب در نظر گرفت. اين آزمايش شش ماه بعد تكرار شد.

ميانگين سن كودكان در ابتداي مطالعه 9.4 سال بود. طبق گفته كيستنر، پيش از سن 8 سالگي، ادراكات كودكان تمايل به تظاهر مثبت و غير واقعي است. همانطور كه توانايي هاي شناختي كودكان پيشرفت مي كنند و شروع به تكيه بر مقايسه هاي اجتماعي مي كنند تا خودشان را ارزيابي كنند، انعطاف پذيري آنها راه را براي ادراكات واقع گرايانه تر - و گاهي منفي مي دهد.

كيستنر گفت: "اين گروه سني مهم است كه به دليل افزايش شواهد افزايش شيوع افسردگي در نوجواني و نيز كاهش سن ابتلاي افسردگي وجود دارد." "ما بايد اطفال را در اواخر مدارس ابتدايي مدارس شناسايي كنيم كه در معرض افسردگي قرار دارند و درك ما از عوامل موثر بر توسعه افسردگي را افزايش مي دهند."


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۰۳:۱۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

آموزش از طريق مشاوره پيش از ازدواج تا زوج درماني و مشاوره خانواده. راهنمايي و مشاوره تلفني ازدواج و خانواده مركز تهران و جنوب ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲ مركز مشاوره شمال و شرق ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ شمال و غرب تهران ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ مشاوره ازدواج و خانواده شامل آموزش مهارت هاي رفتار با همسر آينده خانواده همسر زوج درماني شناسايي فرد مناسب و از همه مهمتر اطمينان پيش از ازدواج از يك انتخاب درست است! عوامل زيادي در اين امر دخيل هستند كه بايد مورد بررسي و دقت نظر هنگام همسريابي و يا حتي دوست يابي قبل ازدواج به آن توجه كرد. رفع دعواي زن و شوهر و فرزندان اعتياد و مشاوره فردي
نويسندگان
لینک دوستان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 2
همه : 4037
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب