مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان
مشاوره خانواده ، ازدواج، كودك و نوجوان ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲

يك اصطلاحي در زمان بهبود بيمار وجود دارد: اعتياد به الكل و مواد مخدر مي تواند باعث به وجود امدن بيماري هاي رواني شود.

 

ولي بيماريهاي رواني باعث به وجود آمدن اعتياد نمي شوند.

 

افسردگي و سوء مصرف مواد مخدر

با اين حال، برخي از بيماري هاي رواني، به خصوص بيماري هايي كه به سرعت تشخيص داده مي شوند.

 

و قابل درمان هستند، مي تواند با اعتياد به الكل و مواد مخدر به وجود آمده باشند.

 

اختلالات افسردگي اغلب باعث به وجود آمدن احساساتي مانند غم و اندوه شديد همراه با نااميدي.

 

بي حالي، انزوا طلبي، اختلالات خواب، اختلال در دستگاه گوارش و اختلال خوردن مي شود.

 

اگر داروها به درستي تجويز نشوند و يا به طور مناسب مصرف نشوند براي كساني كه دچار افسردگي هستند .

 

اين مسئله كه خودشان براي خودشان دارو تجويز كنند و به خوددرماني بپردازند بسيار وسوسه انگيز است.

 

اين اتفاق مي تواند باعث تشديد افسردگي و بدتر شدن آن شود.

 

مصرف الكل، يا كوكائين ممكن است به طور موقت برخي از علائم را تسكين دهد.

 

ولي زماني كه اين مواد شيميايي بر روي بدن تاثير مي گذارند.

 

مقابله با افسردگي

در مرحله اي كه آن مواد از بدن خارج مي شود بدن پايين ترين ميزان توان در مقابله با افسردگي را دارا است.

 

و در هر مرحله كه اين مواد از بدن خارج مي شود افسردگي شدت بيشتري مي گيرد.

 

هر چند در ابتداي افسردگي فرد علائم شديدي را تجربه نكرده باشد.

 

اين مواد باعث مي شوند كه هر بار استفاده از مواد و خروج ان بدن ميزان افسردگي شديدتر شود.

 

افسردگي ممكن است فرد را به استفاده از مواد مخدر و الكل ترغيب كند.

 

زيرا استفاده از اين مواد در ابتدا باعث فرار از احساسات بد مي شوند.

 

مشكل ديگر اين است كه اگر استفاده از الكل و مواد مخدر با مصرف دارو تداخل داشته باشد.

 

به دليل اينكه الكل و مواد مخدر باعث تشديد بيماري مي شوند مي تواند اثر داروها را غير فعال كند .

 

و اين اتفاق ممكن است فرد را در معرض خطر پزشكي قرار دهد.

 

از انجايي كه برخي از افراد كه تجربه ي استفاده از مواد مخدر را دارند در استفاده از اين مواد در روند درمان بدگمان مي باشند.

حتي نسبت به داروهايي كه براي انها تجويز مي شود نيز گمان خوبي ندارند.

آنها با مصرف مواد مخدر و اعتياد به آن تجربه ي بدي را پشت سر گذاشته اند .

و زمان دشواري با استفاده ي دارو تجربه كرده اند. در واقع، من با بيماراني روبه رو شده ام.

كه قبلا الكل و يا مواد مخدر را ترك كرده اند و حاضر به تحمل علائم افسردگي مي باشند.

 نمي خواهند در درمان انها از دارو استفاده شود. غالبا در جامعه به آنها آگاهي داده مي شود .

كه از مصرف دارو خودداري كنند. معمولا، و اين مسئله زير نظر مشاور سلامت صورت نمي گيرد.

كساني كه تجربه ي افسردگي و اعتياد را داشته اند بايد با يك روانپزشك و يا رواندرمانگر مشورت كنند.

و هيچ دوستي صلاحيت مشاوره دادن به آنها در اين زمينه را ندارد.

افسردگي مواد مخدر

يك سوالاي كه اكثرا من از بيماري كه براي اعتياد تحت درمان است مي پرسم اين است.

 

كه «آيا مصرف نوشيدني و يا مواد مخدر باعث افسردگي وي شده است؟

 

پاسخ اوليه اي كه فرد مي دهد اين است كه شايد. يك رواندرمانگر باتجربه قبل از هر اقدام درماني شروع به ريشه يابي و دلايلي كه از قبل براي بيمار وجود داشته است مي پردازد.

 

و پس از آِن اقدام به درمان اعتياد مي كند. رواندرمانگران در پي يك ارزيابي كلي از سابقه ي خانوادگي، دوستان، كارفرمايان، و پرونده ي سابقه ي وي نزد پليس و دادگاه مي پردازد .

 

و در پي دلايل اوليه مشكل بيمار هستند.

 

چرا دلايل اوليه افسردگي و اتفاقي كه براي فرد رخ داده است مهم است؟

 

زيرا كسي كه قبل از اعتياد مبتلا به افسردگي بوده است نيازهاي بيشتري براي درمان دارد.

 

از جمله دلايل مي تواند مداخله مصرف مواد و دارو باشد.

 

و در مقايسه با ديگران مدت زمان طولاني تري براي درمان افسردگي بايد صرف شود.

 

كسي كه به دليل سوء مصرف مواد افسرده شده است معمولا روش درماني براي او تجويز نمي شود .

 

كه براي كسي كه به دليل افسردگي به مصرف مواد رو آورده است و نبازهاي درماني اين دو گروه متفاوت است.

منبع :افسردگي و سوء مصرف مواد مخدر- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۰۸:۱۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه Ship در كلمه relationship[1] به چه معنايي مي باشد؟

 

اين پسوند به اين واقعيت اشاره مي كند كه يك رابطه مي تواند هم به صورت شناور و هم به صورت غرق شدن باشد.

 

بسيار خب، اين مورد به صورت كلي درست نمي باشد، ولي يك روش مناسبي به منظور تفكر در مورد تاثيرات مربوط به فشار در رابطه مي باشد.

 

با خواندن اين مقاله يك سري اصولي را در مور شناور نگه داشتن يك رابطه و مواردي را كه بايد در صورت احساس ناايمني انجام بدهيد، ياد بگيريد.

 

اين مقاله مي تواند براي شرايط زير كاربرد داشته باشد:

شما بخواهيد كه در مورد فشارهاي رايج در يك رابطه مطالبي را ياد بگيريد

به منظور سر و كار داشتن با فشارهاي موجود در يك رابطه، برخي از اصول را ياد بگيريد

شما بخواهيد بفهميد كه تنش موجود در رابطه از كجا ايجاد مي شود

شما در رابطه (يا در حال ورود به يك رابطه اي) مي باشيد كه در مورد آن اطمينان نداريد.

مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه-moshaverco

مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه moshaver.co

در يك رابطه چه نوع فشارهايي وجود دارند؟

داشتن يك دوست دختر يا دوست پسر مي تواند فوق العاده باشد، ولي يك گروه از مواردي وجود دارند كه مي تواند منجر به ايجاد احساس رضايت و خوشحالي شود.

 

فشارهاي دروني مي توانند در نتيجه مواردي از قبيل تفاوت هاي فرهنگي يا سن، حسادت، نبود توافق و انتظارات غيرمنطقي يا غيرقابل اجرا ايجاد شوند.

 

فشارهاي خارجي مي توانند از طريق افراد و عوامل خارج از رابطه ايجاد شوند و شامل موارد از قبيل مطالعه يا كار، بيماري، پول، خانواده و دوستان مي باشد.

 

توصيه هايي براي شناور نگه داشتن رابطه تان

بررسي كنيد كه كدام نوع از فشارها، دروني و خارجي، بر روي روابط شما تاثير مي گذارند.

 

بعد از آن، در زماني كه آماده شده باشيد سعي كنيد كه از استراتژي هاي زير براي كاهش فشار و شناور نگه داشتن رابطه خودتان استفاده كنيد.

 

با يكديگر ارتباط برقرار كنيد

ما داراي تلفن هاي هوشمند و هواپيماها هستيم، ولي تا به حال هيچ ابزاري كشف نشه است كه به ما كمك كند تا مغزها را بخوانيم!

 

بنابراين بهترين مورد بعدي كه وجود دارد عبارت از ارتباط برقرار كردن با استفاده از كلمات مي باشد.

 

در صورتي كه شما به همسرتان نگوييد، به چه نحوي مي توان تصور كرد كه وي نسبت به موارد اشتباه اطلاع كسب كند؟

 

در صورتي كه يك موردي شما را ناراحت مي كند، اجازه بدهيد كه آنها به آرامي نسبت به اين مورد مطلع شوند. بعد از آن همراه با هم مي توانيد مشكل موجود را حل كنيد.

 

فشار رابطه و آسيب هاي رابطه با جنس مخالف

فشار رابطه و آسيب هاي رابطه با جنس مخالف – مشاوركو

ياد بگيريد كه سازش كنيد

شما در همه شرايط نمي توانيد به خواسته هاي خودتان دست پيدا كنيد.

 

گاهي تحت تاثير فشار رابطه و آسيب هاي آن هستيد.

 

با همسر خودتان يا شريك جنسي خود صحبت كنيد تا موارد مهم موجود براي خودتان را نشان دهيد و اين موارد مشكل بزرگي را براي شما ايجاد نخواهند كرد.

 

پذيرش اين موضوع كه يك فرد نزديك به شما، همانند شما به كارهاي مشابهي كه انجام مي دهيد اهميت نمي دهند، به سختي امكان پذير است.

 

ولي همانند هر موردي، توافق در اين مورد از طريق تمرين كردن راحت تر مي شود.

 

همسر خودتان را در مورد احساساتتان نسبت به وي مطمئن كنيد

هر شخصي دوست دارد بشنوند كه چقدر دوست داشته مي شود.

 

در صورتي كه مطلع باشيد احساس مشابهي نسبت به يكديگر داريد، رابطه موجود روان تر خواهد بود و احتمال ايجاد مشكلاتي از قبيل حسادت پايين مي آيد.

منبع :مديريت كردن فشار و آسيب يك رابطه- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۷:۰۲:۳۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

همه ما زندگي را از درون يك خانواده شروع مي كنيم چه اين خانواده از اعضاي خانواده با پيوند خوني باشد يا نه پدر و مادر ناتني باشد و يا نه پدر و مادري كودكي را به فرزندي پذيرفته باشند.

 

زماني كه ما متولد ميشويم خانواده بدست مي آوريم و اين خانواده اي كه در آن متولد شده ايم هر جنبه از زندگي ما را از لحظات آغازين تا پايان زندگي، تحت تاثير قرار مي دهد.

 

خانواده آنچه كه هستيم و آنچه كه خواهيم بود را هم در جهت خوب و هم در جهت بد تحت تاثير قرار مي دهد. ما لغات خود، عاداتمان، خروجي هايمان و آيين مذهبي و اينكه چگونه دنيا را ببينيم و بينش خود نسبت به جهان را از خانواده مي آموزيم.

 

ما همچنين ياد مي گيريم چگونه عشق بورزيم و چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيم و اينها را از روابط اوليه در خانواده كسب مي كنيم. اگر در خانواده اي سالم با ارتباطات سالم به دنيا آمده باشيم، احتمالا ياد خواهيم گرفت كه چگونه ارتباطات سالم را حفظ كنيم.

 

خانواده درماني چيست، اهداف و مزاياي آن چيست؟

 

اگر در خانواده اي با مشكلات خانوادگي كه در برقراري ارتباط مشكلاتي دارند، متولد شده باشيم همچنين ممكن است ما هم در برقراري ارتباط با ديگران به مشكل بربخوريم. هرچند متولد شدن در يك چنين خانواده اي بد شانسي بوده باشد، اما وضعيتي نيست كه نتواند تغييرش داد.

 

تقريبا تمام خانواده ها با چالش هايي درگير هستند و مشكلاتي را تجربه مي كنند، با اين حال اغلب خانواده ها حس يكپارچگي خانواده و يا شادي را حفظ و يا بازيابي مي كنند.

 

خانواده درماني / مشاوره خانواده چيست؟

خانواده درماني يا مشاوره خانواده نوعي از درمان است كه براي بكارگيري براي مسائل خاصي طراحي شده كه سلامت و عملكرد خانواده را تحت تاثير قرار مي دهد. مي تواند براي كمك به خانواده در طي يك دوره ي سخت، يك گذار حاد، يا مشكلاتي در سلامتي رفتاري يا مغزي در اعضاي خانواده، بكار برده شود. خانواده درماني، مشكلات افراد را در زمينه واحد بزرگتر خانواده مي بيند.

 

فرض چنين درماني، اين است كه مشكلات بدون درك روندهاي گروه، نمي توانند به طور موفق آميزي شناخته و حل شوند. روشي كه خانواده عمل مي كند، چگونگي شكل گيري مشكلاتي كه مراجعان با آن روبرو مي شوند را تحت تاثير قرار مي دهد و اين كه فرد چگونه توسط اعضاي خانواده مورد تشويق قرار مي گيرد يا قدرت عمل از او صلب مي شود همگي متاثر از خانواده است.

 

خانواده درماني مي تواند تمارين و تكنيك هايي از شناخت درماني، رفتار درماني، فرد درماني، يا ديگر گونه هاي درمان فردي را بكار گيرد. بمانند ديگر گونه هاي درمان، تكنيك هاي بكار گرفته شده كاملا مبتني بر مسائل و مشكلاتي است كه مراجع يا مراجعان با آن مواجه هستند.

 

مشكلات رفتاري يا احساسي در كودكان دلايل مشتركي براي مراجعه به درمانگرهاي خانواده هستند. مشكلات يك كودك درخلا نيست، اين مشكلات در بستر خانواده وجود دارند و احتمالا نياز است تا در درون خانواده ديده شوند.

 

بايد توجه شود كه در خانواده درماني، واژه خانواده الزاما به پيوندهاي خوني اشاره ندارد. در اين مفهوم، خانواده هر آن كسي را كه يك نقش بلند مدت حمايتي در زندگي يك نفر بازي مي كند را شامل مي شود كه ممكن است به معني نسبت هاي خوني در همان خانواده نباشد.

 

متداولترين نوع هاي خانواده درماني به شرح زير هستند:

باونين:

اين نوع از خانواده درماني براي شرايطي كه در آن افراد نمي خواهند و يا نمي توانند ديگر اعضاي خانواده را در درمان درگير كنند، مناسب است. درمان باونين، بر اساس دو مفهوم عمده است، مثلث بندي (تمايل طبيعي افراد براي برون ريزي و تخليه احساسات و هيجانات با صحبت با فرد ثالث) و تمايز (يادگيري براي عكس العمل كمتر احساساتي در روابط خانوادگي).

 

ساختاري:

درمان ساختاري بر تعديل و تقويت سيستم خانواده براي تضمين اين كه والدين در كنترل هستند و اينكه هر دوي والدين و فرزندان مرزهاي مناسبي دارند، متمركز است.

 

در اين نوع از درمان، درمانگر به منظور مشاهده، يادگيري و ارتقاي توانايي آنها براي كمك به تقويت ارتباط خانواده، به آنها ملحق مي شود.

 

سيستمي:

مدل سيستمي به گونه اي اشاره دارد كه در آن درمان بر ارتباطات ناهشيار و معاني ماوراي رفتارهاي اعضاي خانواده تمركز دارد. درمانگر در اين نوع از درمانها، نقش خنثي دارد و دور استف به اعضاي خانواده اجازه مي دهد تا در مسائل خود به شيوه ي عميق تر با مسائل و مشكلات به عنوان يك خانواده درگير شوند.

 

استراتژيك:

اين نوع از درمان خلاصه تر و مستقيم تر از ديگر انواع درمان است، كه در آن درمانگر تكاليفي براي خانواده در نظر مي گيرد. اين تكليف به منظور تغيير روشي است كه اعضاي خانواده تعامل داشته، ارزيابي كرده و ارتباط برقرار كرده و تصميم مي گيرند.

 

درمانگر در اين نوع درمان در مقام قدرت مينشيند كه به ديگر اعضاي خانواده كه ممكن است چنين قدرتي براي ارتباط موثر ندارند، اجازه مي دهد تا به طور موثر و كارآمدي ارتباط برقرار كنند.

منبع :خانواده درماني چيست، اهداف و مزاياي آن چيست؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۱ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۵۵:۴۱ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا از جنگ و دعواي مدام و هميشگي خسته شده ايد؟ آيا جديدا حس مي كنيد كه ارتباط شما در ورطه ي نابودي است؟ ممكن است با خودتان بگوييد چطور شد كه كار به اينجا كشيد.

 

در شرايط بدتر، اگر مسائل و مشكلات تم روزانه ي زندگي شما شده است اين به آن معني است كه هر دوي شما واقعا با هم نيستيد و ارتباط صحيح نداريد.

 

هر رابطه ي بلند مدتي بين اوقات بد و خوب در نوسان است. و اين كاملا نرمال است. اما رابطه اي كه پايدار است و مدت زمان زيادي دوام مي آورد، رابطه اي است كه در آن هر دو فرد به اندازه كافي به فرد ديگر در مشكلات و اوقات سخت اهميت مي دهد و ياري كننده است.

 

ارتباط نيازمند نگهداري و محافظت است تا در يك شرايط سالم حفظ شود.

 

در اينجا نكاتي آورده شده اند كه كمك مي كنند بدانيد چگونه مي توان يك ارتباط را نجات داد و اگر احساس رضايت از رابطه نداريد چگونه مي توان خوشي و شادي را به رابطه برگرداند.

 

قدم اول:

اولين گام اين است كه يك زمان را به خودتان اختصاص دهيد. به پياده روي برويد يا نه با يك زير انداز به پارك برويد و از آفتاب لذت ببريد و از خودتان بخواهيد تا با خودتان با ملايمت رفتار كنيد.

 

اين بخش مقداري سخت است. نياز است تا به صورت بي رحمانه اي با خود صادق باشيد. آيا تنش در شما ايجاد مي شود بخاطر اينكه سعي مي كنيد فاصله بگيريد؟

 

يا نه اين تنش به اين خاطر است كه شما عادات بدي داريد و الان اين عادات بد براي رابطه ي شما مشكل ساز شده است؟

 

گاهي دانستن و حل مشكلات آسان است، اما گاهي نياز است تا عميقا مسائل را بشكافيم و بررسي كنيم و به هسته مساله برسيم تا بتوانيم آن را حل كنيم.

 

قدم دوم:

گام دوم اين است كه اطمينان حاصل كنيد كه هر دوي شما چنين حسي داريد. هيچ فايده اي ندارد اگر تلاشتان را بكنيد و سنگ تمام بگذاريد در حاليكه همسر شما نخواهد در اين ارتباط باقي بماند.

 

شما نياز داريد تا در ابتدا يك مكالمه روشن و باز داشته باشيد تا بدانيد كه اين خواسته ي هر دو شما است كه رابطه را برگردانيد يا نه.

 

اغلب افراد زماني كه با هم مكالمه و بحث مي كنند متوجه مي شوند كه هر دو واقعا مي‌خواهند كه در كنار هم باقي بمانند و اين روند بهبود را تسريع مي بخشد.

 

زماني كه رفتار شما نسبت به همديگر هيچ احساسي را نشان نمي دهد اما نسبت به هم هنوز اهميت نشان مي دهيد، در چنين شرايطي احساس عدم علاقه و عشق آسان است.

 

اين خود باعث ايجاد تنفر و عدم علاقه و پاسخ منفي شده و به مرور اين چرخه تداوم پيدا كرده و قوي تر مي شود.

 

 

9 نكته ي طلايي براي ماندگاري انگيزه

0 ديدگاه /تير ۱۹, ۱۳۹۸

ادامه مطلب ...

بعد از اينكه مطمئن شديد هر دو خواهان ماندن در ارتباط هستيد، توصيه هاي زير را به شما پيشنهاد مي كنيم:

 

۱٫ ارتباط چشمي برقرار كنيد.

هرگز قدرت ارتباط چشمي را در هنگام صحبت با همسر خود دست كم نگيريد. در عصر مزاحمت هاي تكنولوژيكي، بسياري از ما زمان زيادي را براي نگاه كردن به گوشي موبايل خود صرف مي كنيم و به اندازه كافي به چشمان عشق خود نگاه نمي كنيم.

 

اگر قرار است مطلبي را بگوييد، ارتباط چشمي تان را با او حفظ كنيد. اين باعث مي شود حرف هاي شما بيشتر در خاطرش بماند و مفهوم مد نظر شما را عميقا متوجه شود.

 

۲٫ همانگونه كه احساس مي كنيد، صحبت كنيد.

آسان ترين راه براي اينكه فردي را مجبور به حالت دفاعي كنيم، اين است كه به شيوه انتقادي صحبت كنيم و آنها را نقد كنيم. بنابراين اگر همسر شما براي شام دير كرده است، بجاي مواخذه او براي اين كار با يك جمله مانند “تو هميشه دير ميكني”،

 

” نه من هميشه هم دير نميكنم اين عادلانه نيست” سعي كنيد اين تاكتيك را به كار ببريد:” زماني كه دير مي كني من واقعا ناراحت مي شوم چون باعث مي شود حس كنم تو بمن توجه نمي كني”.

 

به اين شيوه ديگر شما پرخاشگر نيستيد. در عوض، شما آن چيزي را به او مي گوييد كه واقعا احساس مي كنيد.

 

۳٫ گوش فرا دهيد و همدلي ايجاد كنيد.

قبل از اين كه بخواهيد با عجله جواب بدهيد اجازه بدهيد فرد مقابل حرفهايش را به طور كامل بزند و بگذاريد حرفهايش تمام شوند.

 

اغلب مكالمات ما شامل منتظر ماندن براي تمام شدن حرفهاي فرد مقابل است تا بتوانيم انچه را كه ميخواهيم بگوييم. ما در گوش دادن خيلي هم خوب نيستيم.

 

اما تلاش كنيد كه ياد بگيريد شنونده هاي خوبي باشيد. به مرور خواهيد فهميد كه چقدر به شما كمك مي كند تا درك كنيد و ديگر مثل قبل زود از كوره در نمي رويد. قبل از اين كه سر نقطه نظر شما بحث كنيد، سعي كنيد مسائل را از ديد فرد مقابل ببينيد.

منبع :چگونه يك ارتباط بهم خورده را درست كنيم؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۵۱:۵۰ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

من يك فرد كاملا اعتماد كننده اي مي باشم. من در شرايط نرمال تمايل دارم تا اعتمادم را نسبت به ساير افراد گسترش بدهم و از آنها انتظار دارم تا مهرباني متقابل داشته باشند.

 

در صورتي كه فرد ديگر اثبات كند كه غيرقابل اعتماد مي باشد، در آن صورت من سطح اعتمادم نسبت به وي را تغيير خواهم داد.

 

در روابطي كه بي اعتمادي را تجربه مي كنم، معمولا به اين نتيجه مي رسم كه اين مورد به دليل يك نقص قابل توجهي در اعتماد صورت نگرفته است (هر چند كه عبارت از مواردي مي باشند كه به صورت آني منجر به جلب توجه ما مي شوند)، ولي چند نمونه كوچك تر مربوط به نااطميناني در طول زمان صورت گرفته است.

 

مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه

مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه

۵ مرحله مربوط به شك و سوء ظن – نقش شكاكيت در تخريب روابط

 

شكستن يك عهد، نرسيدن به هدف تا زمان مشخص شده، و يك الگويي از رفتار غيرقابل اطمينان، غيراخلاقي، نامناسب، يا بدون علاقه در طول زمان به يك روند تبديل مي شود.

 

بي اعتمادي در طول يك شب اتفاق نمي افتد، بلكه به صورت تدريجي و طي مراحل مختلف رشد پيدا مي كند، و در صورتي كه بتوانيم مراحلي را كه در آن هستيم را تشخيص بدهيم.

 

اين شانس را خواهيم داشت كه قبل از عميق تر شدن بي اعتمادي آن را از بين ببريم. مراحل نااطميناني عبارتند از:

 

شك و بي اعتمادي

اولين مرحله مربوط به بي اعتمادي عبارت از شك مي باشد. شما شروع به تجربه كردن يك نااطميناني محدودي نسبت به يك شخص قابل اعتماد مي كنيد كه باعث مي شود مقداري از اعتماد شما به وي از بين برود.

 

اين مورد مي تواند يك نوع شك و ايرادگيري در پس زمينه ذهن شما باشد كه نمي توانيد از آن صرف نظر كنيد، يا حتي در صورتيكه تشخيص درستي نداشته باشيد، در برخي مواقع احساس و درك درستي نسبت به موقعيت نخواهيد داشت.

 

سوء ظن در رابطه

در صورتي كه شك از بين نرود، در طول زمان پيشرفت خواهد كرد و به سوء ظن تبديل خواهد شد.

 

ممكن است يك الگوي رفتاري در شما شكل بگيرد كه نشان دهنده عدم اعتماد باشد، ولي شما دليل كافي براي داشتن نتيجه گيري موثقي نخواهيد داشت.

 

بي اعتمادي شك و ترديد در رابطه مشاور كو 

بي اعتمادي شك و ترديد در رابطه مشاور كو

اضطراب و عدم اطمينان

سومين مرحله از عدم اطمينان عبارت از اضطراب مي باشد.

 

اضطراب شامل يك احساس مربوط به ترس و اضطراب مي باشد و در اغلب مواقع به صورت فيزيكي مشخص مي شود.

 

در هنگام تعامل با شخصي كه اعتماد كاملي نسبت به وي نداريد، ممكن است كه ناآرامي، ضربان شديد قلب، عصبانيت، سفتي معده، يا حتي نفرت را تجربه كنيد.

 

ترس

در اين مرحله از رابطه، عدم اطمينان مي تواند تا جايي افزايش پيدا كند كه شما نسبت به نشان دادن آسيب پذيري خودتان ترس داشته باشيد.

 

شما موارد نقص زيادي را در اعتماد تجربه كرده ايد و سطح نااطميناني شما به يك فرد ديگر آنقدر پيشرفت كرده است كه از بهزيستي عاطفي خودتان ترس داريد.

 

حفاظت از خود

در نتيجه ترسي كه تجربه كرده ايد، در يك موقعيت حفاظت از خود قرار مي گيريد. شما در روابط خودتان موانعي ايجاد مي كنيد تا از نزديك شدن ساير افراد به خودتان محافظت كنيد.

 

اين اقدام خود محافظتي منجر به كاهش آسيب پذيري شما مي شود، ولي همچنين منجر به تقويت وضعيت نااطميناني در رابطه مي شود.

 

يادگيري نحوه ايجاد اعتماد مجدد در روابط

اعتماد يك نوع طنابي مي باشد كه منجر به نگه داشتن افراد در يك رابطه ي شود، و زماني كه اين طناب پاره مي شود، عدم ارتباط صورت مي گيرد.

 

زمانيكه نسبت به يك فرد ديگري آسيب پذير نباشيد، موارد متفاوتي را در رابطه خودتان تجربه خواهيد كرد.

 

دكتر جان تانسند [۱] در كتاب خودش به اسم فراتر از مرزها – يادگيري نحوه ايجاد اعتماد مجدد در روابط [۲] چند مورد از اعتمادهاي آسيب ديده را بيان كرده است:

 

دكتر جان تانسند

صرف نظر كردن از رابطه

به جاي بي خيال بودن، كه در روابط اعتمادي يك مورد عادي مي باشد، احتياط بيشتري را در به اشتراك گذاري اطلاعات شخصي خواهيد داشت.

 

به دليل از بين رفتن ايمني، از پذيرفتن ريسك ها در رابطه موجود اجتناب مي كنيد. در اين شرايط، تنهائي يا ساكت شدن يا دروني شدن بيحالي از جمله موارد رايج مي باشد.

 

حركت به سمت انجام وظيفه

به منظور جبران نبود اعتماد در رابطه، ممكن است كه بيش از حد خودتان را مشغول سرگرمي ها، مدرسه، كليسا، يا ساير فعاليت ها بكنيد.

 

به دليل اينكه “انجام دادن كار” راحت تر از “ارتباط برقرار كردن” مي باشد، شما در ساير بخش هاي فعال مي مانيد. همچنين شما بخش هاي شخصي رابطه خودتان با ساير افراد را از بين مي بريد.

منبع :مبارزه با هيولاي بي اعتمادي قبل از تخريب رابطه- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۴۲:۲۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

خانواده نهادي است تربيتي كه در اين نهاد فرزندان شخصيت گرفته و نحوه برخورد با اجتماع را فرا ميگيرند. بايد به اين نكته توجه كنيد كه خانواده ها و نحوه شكل گيري آنها در طول تاريخ بشريت يكسان نبوده و در اين مدت دچار تحولاتي شده است اما همه اين تحولات هيچگاه تغييري در اصل خانواده ايجاد نكرده و همواره بر نكته همدلي و گذشت و

 

همچنين اعتماد در خانواده تاكيد شده است. در خانواده ها ارزش ها شكل گرفته و پرورانده مي شوند تا با تربيت يك فرزند خوب جامعه به شكل خوبي پيشرفت كرده و ضمن كسب موفقيت در اجتماع، ضامن سلامت رواني جامعه باشد بنابراين خانواده ها مي بايستي در خودشان مشكلي نداشته باشند تا بتوانند به دور از ناهنجاريها و مشكلات فرزنداني خوب را تحويل جامعه بدهند.

 

نكاتي در باب اعتماد سازي

يكي از نكاتي كه بايد در خانواده رعايت شود بحث اعتماد سازي است. اعتماد بين تك تك افراد خانواده بايستي نهادينه شود زيرا اگر اين اعتماد نباشد همدلي نبوده و اگر همدلي نباشد اعضاي خانواده كه مانند حلقه زنجير به هم متصل هستند از هم جدا شده و ديگر نمي توان به آنان يك خانواده گفت اين اتفاق باعث مي شود ابتدايي ترين نهاد تربيتي كار خود را به درستي انجام نداده و فرزنداني خوب را تحويل جامعه ندهد بنابراين جامعه از هم گسيخته شده و ناهنجاري در آن افزايش مي يابد. اما چگونه مي توان بحث اعتماد سازي را در خانواده پياده كرد؟!

 

صداقت را مي توان پايه اين اعتماد سازي دانست

اگر صداقت در خانواده حكم فرما باشد هيچگاه بي اعتمادي و شك در خانواده جايي ندارد بنا براين بايد در تمامي مسائل صادق باشيم. در گام بعدي احترام به ارزش ها و تبادل نظرات در محيطي آرام مي باشد همه اعضاي خانواده بايد به يك چشم ديده شوند البته جايگاه والدين جايگاهي خاص است كه نمي توان آن را ناديده گرفت. اهداف در خانواده بايد مشخص باشد و بايد هركس شخصيت و جايگاه خود در خانواده را دانسته و براي حفظ آن تلاش كند بنابراين اعتماد سازي در خانواده به معناي داشتن خانواده اي خوب و سپس جامعه اي به دور از تنش مي باشد.

 

شماره هاي تماس 01

 

چگونه دوباره اعتماد سازي رو بسازم؟

پاسخ

بسياري از كارشناسان براين باورند كه اعتماد يكي از مهمترين عوامل در ايجاد محيط كاري يكپارچه، هم افزا و اثربخش به شمار مي آيد.

 

سازمانهايي كه ميان كاركنان آنان اعتماد وجود دارد معمولا سازمانهايي موفق هستند در غير اين صورت غالبا موفق نخواهند بود.

 

لذا مديريت اكثر مواقع اين سوال را مطرح مي كنند «چطور مي توان در محيط كار اعتماد به وجود آورد و چگونه مي شود از بي اعتمادي جلوگيري كرد».

 

اعتمادسازي هميشه از رده عالي سازمان شروع مي شود. صداقت و اعتمادسازي دروني به شرطي به وجود مي آيد كه مديران عالي سازمان سرمشق و الگو ديگران باشند و با ايجاد مصاديق، آن الگوها را در واحدها و ادارات عملي سازند.

 

پنج روش براي اعتمادسازي در گروهها و همچنين پنج رويه فوري براي بي اعتمادي به رهبران سازمان پيشنهاد مي شود. اما ابتدا مي پردازيم به اينكه چطور اعتمادسازي كنيم.

 

۱ – صداقت را پايه گذاري و حفظ كنيد: صداقت سنگ زيربناي اعتماد در سازمان است. صداقت بايد از رده عالي سازمان شروع شده و تا رده هاي پايين سازمان ادامه يابد. اين يعني اينكه در بين ساير موارد، هميشه بايد حقيقت را بگوييد و به قولتان پايبند باشيد. مهم نيست اين كار چقدر دشوار است. بلكه اگر افراد صداقت داشته باشند اعتقاد به سازمان به وجود مي آيد.

۲ – ديدگاه و ارزشها را تبادل كنيد: ارتباط مهم است چون شاهرگ كسب اطلاعات و دسترسي به حقايق است. تبادل ديدگاه سازماني مديريت را قادر مي سازد تا بگويد به كجا مي رويم و با ربط دادن به ارزشها، بتوان روشهاي رسيدن به آن پايه گذاري كرد.

۳ – همه كاركنان را به يك چشم ببينيد: وقتي كليه كاركنان اعم از كاركنان جديدالاستخدام، موقت، پاره وقت و يا كاركناني كه داراي حقوق پاييني هستند احساس كنند به عنوان عضوي از گروههاي كاري براي سازمان اهميت دارند آنگاه اعتماد به وجود مي آيد. اعتمادسازي با گوشه گيري مديريت و دوري از كاركنان به دست نمي آيد، بلكه ازطريق تماس و ملاقات مديريت با كاركنان شكل مي گيرد. به دنبال آن مديريت بايد از نظرات و ديدگاههاي كاركنان آگاهي يابد (براي آنها اهميت و اعتبار قائل شود). مدير بايد نام كاركنان و اعضاي خانواده آنها را بداند و با همه كاركنان رفتاري محترمانه داشته باشد.

۴ – به جاي اهداف فردي، بر اهداف مشترك متمركز باشد: وقتي كاركنان احساس كنند از طريق فعاليت گروهي و با همكاري يكديگر به جاي مجموعه اي از اهداف فردي به ديدگاه مشترك مي رسند اعتماد به وجود مي آيد. اين امر لازمه كارگروهي است. گروه وقتي مي تواند به كار ادامه دهد كه اعضايش به يكديگر اعتماد داشته باشند.

۵ – اگر كاري درست است آن را انجام بدهيد و به خطرات فردي توجه نكنيد: همه ما به نوعي ازطريق حس ششم مي‌دانيم در هر شرايطي تقريبا چه چيزي درست است. اگر از اين حس پيروي كنيم و هر نوع پيامدهاي فردي را ناديده بگيريم هميشه مورداحترام اطرافيان قرار مي گيريم. از اين احترام مي توان اعتماد به دست آورد.

موارد پيش گفته جنبه مثبت اعتمادسازي بود. اما راجع به جنبه منفي بي اعتمادي چه مي توان گفت؟ لذا در ذيل پنج روش سريع در ايجاد بي اعتمادي در همكاران شرح داده مي شود:

۱ – حرف و عمل شما يكي نباشد: هيچ چيزي مانند دمدمي مزاجي و تناقض ميان حرف و عمل افراد را سردرگم نمي كند. اگر سردرگمي ناشي از تناقض مستمر باشد يقين بدانيد اعتماد قرباني مي شود.

۲ – به دنبال منافع فردي باشيد نه منافع مشترك: دريك محيط كارگروهي اگر فردي فقط به دنبال منافع فردي باشد بيدرنگ احترام و اعتمادش نزد ديگران از بين مي رود.

۳ – خودداري از تبادل اطلاعات (حبس اطلاعات): وقتي مجاري ارتباط مسدود باشد، بروز شايعات در رده هاي بالا و پايين سازمان شروع مي شود. لذا اطلاعات غلط جاي اطلاعات درست را مي گيرد. انكار و تكذيب مطالب رواج مي يابد. اطلاعات درست با تأخير زياد و گاهي هرگز دراختيار كاركنان قرار نمي گيرد. لذا اعتماد ازبين مي رود.

۴ – دروغ يا نصف حقيقت را بگوييد: عدم صداقت سريعترين راه نابودي كل اعتماد است. افراد ممكن است دروغي را يك بار يا حتي دوبار باور كنند اما اين ضرب المثل قديمي مي گويد: «بالاخره دروغگو دستش رو مي شود».

۵ – ذهن بسته داشته باشيد: نسبت به عقايد و نظرات ديگران بي اعتنا باشيد و فضايي به وجود آوريد كه اين گونه باشد «من مي خواهم همه كارها طبق نظرم انجام شود يا همين كه هست». قطعا چنين فضايي موجب قطع ارتباطات و درنهايت بي اعتمادي مي شود.

 

نتيجه گيري

وقتي نگاهي به سازمانهاي كاملا موفق در گذشته و حال مي اندازيم مي بينيم رهبران آن سازمانها به اصول پنجگانه اعتمادسازي توجه داشته و به آن عمل كرده اند.

نگاهي به سرداران مشهور نظامي در طول تاريخ و همچنين رهبران سياسي واقعا محبوب و رهبران بزرگ و شايسته در حوزه صنعت مي بينيم همه اين رهبران بزرگ ميان رؤسا، همكاران و مرئوسان خود اعتماد به وجود آورده اند و با اعتمادسازي براي خود، هم پيمانان و شركتهايشان موفقيت و افتخار كسب كرده اند.

در اين مورد ميتونيد با اين شماره مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد

۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

 

با يه پسر دوست بودم و خانواده ام متوجه شدند و اعتمادشان كامل از بين رفت

من با يه پسر دوست بودم و خانواده ام متوجه شدند و اعتمادشان كامل از بين رفت من چگونه بايد دوباره اعتماد انها را جلب كنم.

 

پاسخ

 

مسئله ارتباط والدين و فرزندان جزو آن دسته از نكاتي است كه هميشه به صورت تك بعدي بررسي شده بدين معني كه روحيات و مشكلات و ويژگي‌هاي فرزندان را شخم زده‌ايم و از اين طريق راهكارهايي را به والدين براي برقراري ارتباط صحيح‌تر نشان داده‌ايم.

اما براساس رويه جديد، اين بار مي خواهيم والدين را در خال هدف قرار داده و با تفكيك و توضيح روحيات و شرايط آنها راهي به شما نشان دهيم كه بهترين و نزديك ترين باشد.

 

در ابتدا بايد چند اصل و نكته را جدا از اين كه والدين ما در چه گروه و دسته و متعلق به چه شرايط روحي و فكري هستند بپذيريم:

 

عمده‌ ترين علت عدم رضايت ما از والدين و احساس فاصله زياد بين خودمان و آنها، مقايسه‌اي است كه به صورت ناخودآگاه و بعضاً آگاهانه انجام مي‌دهيم و در اين قياس، والدين خود را با الگوي ايده آلي كه غالباً حاصل تركيب رفتارهاي مورد پسند ما است مقايسه مي‌كنيم. يادمان باشد هيچ انساني، چه در موقعيت فرزندي و چه والدي، كامل نيست بلكه تركيبي است از رفتارهاي مثبت و منفي و هنر آن است كه انسان‌ها را آنگونه كه هستند بپذيريم و دوست داشته باشيم.

 

يادمان باشد كه پدران و مادران ما فرزندان ديروز بوده‌اند و ما نيز پدران و مادران فرزنداني خواهيم بود و اين چرخه تا هميشه ادامه دارد.

 

حل معقول مسائل زماني حاصل مي‌شود كه احساس رضايت دو طرفه را به دنبال داشته باشد. يعني هم ما و هم والدينمان به آرامش و تعادل نسبي برسيم.

 

رفتار والدين ما تابعي از طبيعت اطراف ماست و اثرگذارترين و مفيد‌ترين تغييرات در هر پديده طبيعت (منجمله رفتار والدين) زماني حاصل مي‌شود كه تغيير از نگاه ما و از رفتار ما آغاز شود.

 

به عبارتي با تغيير در رفتار خودمان، آنها را به بازخورد مطلوب واداريم.

 

و آخرين و مهم‌ترين نكته آن كه هر كس به اندازه زحمت و محبتي كه برايمان مي‌كشد شايسته و سزاوار قدرداني، ستايش و احترام است و لذا پدر و مادر ستودني‌ترين عناصر زندگي ما هستند كه احترام در مقابل آنها فضايي نامحدود دارد.

 

و اما تفاوت‌هاي رفتاري والدين: والدين همه چيز‌دان، والدين منظم، والدين سلطه‌گر، والدين پرخاشگر، والدين ساكت و كم حرف.

 

والدين همه چيز دان

اين‌گونه شخصيت‌ها در همه زمينه‌ها متخصص هستند، در هر موضوعي ابراز عقيده كرده و حتي در صورت اشتباه، آن را قبول ندارند.

 

در رويارويي با اين گونه والدين بهتر است كه شما براي پرسيدن و گرفتن نظر پيش قدم شويد و اجازه دهيد كه اين نياز در مورد موضوع دلخواه و انتخابي شما ارضا شود.

 

چنانچه با نظر اشتباهي روبه رو شديد، بهتر آن است كه آن لحظه سكوت كرده و از تذكر دادن فوري اجتناب كنيد. كمي بعدتر پيش آمده، از او بخواهيد بيشتر فكر كند و مسئله را اينگونه مطرح كنيد:

 

نظرات شما هميشه براي من كمك بزرگي است. راستي اگر مسئله اينطوري نبود – همان راهنمايي اشتباهي كه خود والد انجام داده – و اين گونه بود – نظري كه صحيح‌تر و بهتر است – چه كار كنم؟

 

چنانچه بعد از اين صحبت ديگر هيچ نگوييد و مجال تفكر را به آنها دهيد، اين عمل سبب مي‌شود كه بعضاً به اشتباه خود پي‌برده و نظر درست شما را مجدداً به عنوان نظر و راهنمايي خود مطرح كنند. مهم اين است كه آنچه مي خواسته‌ايد انجام شده و به آن رسيده‌ايد.

 

والدين منظم

اين اشخاص به طرز آشكاري دقيق و حسابگرند. منطقي حرف زدن را دوست دارند. واقعيات را به طور ملموسي درك كرده و از خيال بافي و بي‌خيالي به دورند.

 

محيط اطرافشان تميز و منظم است و شما در حيطه نظارتي آنها چاره‌اي جز تبعيت از نظم نداريد.

 

در مقابل اين‌گونه والدين و براي فرار از جبر نظم افراطي سعي كنيد كه ظاهر رفتاري و محيطي خود را نزديك به سليقه آنها نشان دهيد. با آنها منطقي صحبت كنيد و به گونه‌اي رفتار نكنيد كه احساس كنند نسبت به مسائل اطراف خود بي‌خيال هستيد.

 

حتي اگر واقعاً چنين است، اتاق و محيط اطراف شخصي خودتان را در حد معقول و نه افراطي از نظم نگاه داريد.

 

اين در واقع مثل يك بازي پازل، هنر قرار دادن تكه‌ها در جاي درستي است كه به نتيجه درست منتهي مي‌شود و شما اين هوش و قابليت را داريد، فقط كافي است بخواهيد كه اين كار انجام شود.

 

در مورد بخش افراطي رفتار آنها در زمان هاي مناسب و بدور از هر گونه تنش و بي حرمتي و با اعمال فضاي منطقي به گفتگو و صحبت بنشينيد.

 

يادتان باشد لجبازي تنها نكته اي است كه هرگز شما را به مقصد نمي‌رساند. در شماره‌هاي بعد سعي مي‌كنيم بيشتر با روحيات كساني آشنا شويم كه بي‌شك دوستمان دارند و دوستشان داريم.

 

والدين سلطه‌گر

اين اشخاص تفكران خود را با زور و اجبار به ديگران القا كرده و با آ نها و درگير بحث و جدل مي‌شوند. در مقابل اين والدين بايد با آرامش و اعتماد به نفس صحبت كنيم و بدانيم كه نفس حرف زدن مهم نيست.

 

بلكه مهم آنست كه بتوانيم منظور خودمان را به درستي بفهمانيم. استفاده از واژگان درست و اعتماد به نفس برگه برنده ما در برخورد با ايندسته از والدين است.

 

بهتر است كه در شروع صحبت آنها را با نام پدر، مادر؛ مخاطب قرار دهيم و سپس در كمال آرامش موضوع و خواسته خود را مطرح كنيم.

 

در صورت عصبانيت و بحث سكوت كرده و مجدداً در شرايطي مناسب‌تر موضوع را مطرح كنيم و خود را هرگز به صورت يك آدم بي‌خيال و بي‌توجه نشان ندهيم.

 

والدين پرخاشگر

اين دسته از آدم‌ها پيروز شدن در نزاع‌ها را دوست دارند و ديگران با تندي وادار به قبول خواسته‌هاي خود مي‌كنند. والديني كه با كوچكترين حرفي به شدت عصباني شده، فرياد مي‌زنند ولي اين حالت در آنها خيلي زود فروكش مي‌كند، در واقع با داد زدن نوعي انرژي منفي را از درون خود تخليه مي‌كنند و از اينرو سكوت و آرامش شما و تواضع‌تان در برابر اين حالات، مدت زمان اين تخليه را كوتاه كرده و باعث مي‌شود كه فضا زودتر به حالت عادي باز گردد.

 

در صورتيكه ايستادگي و بحث كردن شما باعث مي‌شود كه دايره عصبانيت از حال به گذشته كشيده شده و مسئله دلخواه شما بي‌نتيجه بماند.

 

فقط سكوت كنيد بعد از آرام شدن شرايط، مودبانه از اينكه آنها را عصباني كرده‌ايد عذرخواهي كنيد، حتي اگر مقصر نبوده‌ايد، و در مورد موضوع مورد نظرتان مجدداً صبحت كنيد.

 

شايد راهكارهاي زير به برقراري سريعتر آرامش در فضاي گفتگوي شما كمك كند:

 

در مواجهه با بي‌منطقي رفتار والدين صحيت به مراتب كار گشاتر از خصومت است.

در هنگام دعوا از واژگان بد استفاده نكرده و تن صداي خود را بالا نبريد.

در مقابل اينگونه والدين و در اين شرايط محكم نشسته، پا روي پا نياندازيد و با چيزي بازي نكنيد.

هرگز با والدين خود قهمر به معناي ترك كلام نكنيد، حتي اگر آنها با شما صحبت نكردند.

با محكم بستن در، ترك محل و …. نشان مي‌دهيد كه قصد اصلاح رفتار والدين را داريد كه اين امكانپذير نبوده و به ضرر شما است.

منبع :اعتماد سازي در خانواده- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۳۵:۳۴ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

اعتماد به نفس:قبل از اينكه راهبردهاي داشتن عزت نفس را بررسي كنيم.
اجازه دهيد ببينيم عزت نفس در واقع چيست.
چرا؟ به سادگي، هنگام شروع ساختن عزت نفس خود، بايد بدانيد كه در واقع چه هدفي در اين كار نهفته است.

چگونه اعتماد به نفس داشته باشيم
ممكن است بگوييد اين يك سايت روابط است، پس چرا ما بر اعتماد به نفس، احترام و اعتماد به خود تمركز مي كنيم؟
خب، در صورتيكه شما خود را دوست داشته باشيد و نگران خشنود كردن همه براي طرد نشدن از سوي آنها نباشيد.
شما با احتمال بيشتري روابط سالم ايجاد خواهيد كرد.
احتمال بسيار زيادي وجود دارد كه در پي يافتن يك همسر شايسته باشيد.
كه در آن زوجين به جاي وابستگي يك طرفه، هر دو طرف بيش تر از پيش به هم وابسته اند.
شما از دادن اختيار تشكيل و حفظ دوستي ها و سرگرمي ها و در عين حال مكمل رابطه به يكديگر خشنود هستيد.
پس مي توانيد ببينيدكه دانستن نحوه ايجاد عزت نفس اهميت زيادي دارد.
(براي خود و البته همچنين در فرزندان شما)داشتن عزت نفس بالا به همان معناي فكر كردن به خود نيست.



عزت نفس چيست؟
قبل از آنكه شما براي بهبود عزت نفس خود اقدام كنيد بايد از يكسري چيزها آگاه شويد.

احترام به خود (مناعت طبع) بر پايه دو مؤلفه قرار دارد:

براي مثال شما ممكن است حس كمال يا غرور كرده يا اينكه بالعكس به علت خود بيزاري، احساس شرمندگي يا خجالت كنيد.



عوامل كاهش عزت نفس 
۱٫بيولوژيكي:
ژن ها، بيماري، ناتواني و سبك زندگي شما.

۲٫روانشناختي:
تجارب كودكي و بزرگسالي شما، هرگونه تروما يا احساس شرمندگي (به اندازه كافي تروماتيك براي شما)،
سبك زندگي شما، اثرات ناشي از جراحت، تروما يا ناتواني، خود ارزيابي شما.

۳٫معنوي:
تكريم، شرمساري، اعتقادات (قيد و بندها)، سبك زندگي

۴٫جوانب اجتماعي:
ارتباطات اجتماعي شما و بازخورد دريافتي شما از افراد پيرامون خود، شايستگي اجتماعي و سبك زندگي شما.
اين عوامل نمي تواند سواي از شكل گيري عزت نفس واقعي شما باشد.

اثر متقابلي بين اين چهار عامل وجود دارد كه نشان دهنده ميزان احترام به خود (عزت نفس) در شما مي باشد.

پس، هيچ فرمول ساده اي براي آن وجود ندارد.

ويژگي عزت نفس
اكثر روانشناسان فكر مي كنند كه عزت نفس شما ويژگي ثابتي است با فراز و فرودهاي دوره اي.
اما، خبرهاي واقعاً خوب اين است كه اكنون عزت نفس شما در هر وضعيتي قرار داشته باشد.
حتي اگر نسبت به خود حس خوبي نداريد، بدون شك مي توانيد آن را تغيير دهيد.

ما روان شناس ها معتقديم كه با بهتر كنار آمدن با فشارها مي توانيد آن ها را تغيير دهيد.
همانطور كه صدها نفر توانسته اند با برخورداري از مشاوره، زندگي هاي خود را به طور اساسي تغيير دهند.
توصيه هاي مربوط به ايجاد عزت نفس و متوقف كردن خود بيزاري در ادامه در اين مقاله ذكر مي شود.
پاسخ سوال “عزت نفس چيست؟” را مي دانيد. بسيار خوب، اجازه بدهيد به صفحه بعد برويم: اهميت اعتماد به نفس.

شماره هاي تماس 01
فوايد عزت نفس بالا چيست؟
عزت نفس سالم مي تواند اثرات مواج واقعاً مثبتي داشته باشد. دركنار افراد شاد، پرانرژي و مثبت بودن تعالي بخش است.
فهرستي از چيزهايي كه شما ممكن است در مورد فرد داراي عزت نفس بالا توجه كنيد وجود دارد.
با برانداز كردن تمام ليست متوجه خواهيد شد كه افراد داراي عزت نفس” ظرفيت ذخيره هيجاني” بالاتري دارند.
آنها مي توانند ذخاير خود براي بهره مند شدن ديگران را به اشتراك بگذارند (اما به هر حال به نكات احتياطي نيز توجه مي كنند).

پانزده نشانه عزت نفس سالم
وقتي كه شما عزت نفس خود را مي سازيد شما كم كم به هر يك از علائم ذيل توجه خواهيد كرد:
۱٫ بيشتر محتمل ساختن روابط سالم و عشق ورزيدن سخاوتمندانه به ديگران هستيد زيرا شما مي توانيد خود را دوست بداريد.
۲٫ با بازخوردهاي منفي و انتقادگري آشفته نمي شويد.
۳٫ هدف گزيني بالايي داريد، به اهداف خود مي رسيد و به خوبي با عقب گردهاي زندگي كنار مي آيد.
۴٫ به راحتي از خود دفاع مي كنيد اما همچنين هنگام اثبات اشتباه خود، حاضر به تجديد عقايد خود هستيد.
۵٫ از مصاحبت خود به احتمال بيشتري لذت بخش است.
۶٫ داراي اعتماد به نفس بالايي هستيد.
۷٫ هنگام خروج از دايره راحتي خود دچار وحشت زدگي نمي شويد و در عوض با گسترش دادن توان خود پيشرفت را بهتر حس خواهيد كرد.
۸٫ بيشتر مستعد هستيد كه دوستان را جذب خود كنيد از آنجاييكه مردم ذاتاً جذب اشخاص مثبت نگر مي شوند.

مديريت عقب گردهاي زندگي
۹٫ به احتمال كمتر دچار افسردگي مي شويد زيرا بهتر قادر به مديريت عقب گردهاي زندگي خود هستيد.
۱۰٫ به احتمال كمتري دچار اضطراب مي شويد اما اگر احساس اضطراب كرديد شما ياد گرفته ايد به خوبي آن را مديريت كنيد.
۱۱٫ از تعديل درست ميزان كنترل و اراده خود لذت مي بريد.
۱۲٫ فرصت هاي زيادي براي عشق ورزي؛ دوستي و بلند خنديدن را خلق و پيشنهاد مي كنيد.
۱۳٫كاملاً داراي درجه انعطاف بيشتري هستيد.
۱۴٫ شما انتظار نداريد يا منتظر اشخاص ديگر نمي مانيد تا حال شما را خوب كنند.
۱۵٫ شديداً كار و سرگرمي داريد، تا مي توانيد خود را وادار به خلق بهترين رويدادها مي كنيد.

نشانه هاي عزت نفس مثبت
اين نشانه هاي عزت نفس مثبت فقط نشان دهنده نقش مهم آن در سلامتي و بهزيستي افراد خانواده و جامعه است!
از طرف ديگر اگر داراي اعتماد به نفس پايين هستيد همه اينها اهداف باارزشي محسوب نمي شوند.
براي اينكه شما بيش از آنها شايستگي داريد. به ياد داشته باشيد –شما همانند يك ستاره بي نظير هستيد.
هيچ كسي شبيه شما نيست.

(به خود يادآوري كنيد- افراد جامعه ستيز نيز تمايل به داشتن اعتماد به نفس بالا هستيد، لذا اين همه آن خبر خوب نيست!).
يك نكته ي احتياط قبل از اينكه نحوه ايجاد عزت نفس را ياد بگيريد
حس بسيار بالاي عزت نفس موجب مغرور شدن افراد مي شود.
اين نيز خود منجر به ضعف در تصميم گيري و خطرجويي فزاينده مي شود.
افراد خودشيفته نيز داراي ميزان بسيار زيادي از آن مي باشند.
هچنين اگر شما خود را تا حدود زيادي مثبت ارزيابي كنيد شما به احتمال كمتري نسبت به ديگران صبوري و همدلي خواهيد داشت.
اين قطعاًشامل اهداف مورد نظر ما نيست.

منبع :اعتماد به نفس- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۴۴:۴۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

روشهاي پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر و ايجاد يك رابطه قوي تر
هر رابطه اي جر و بحث هاي مختص به خودش را دارد.

بنابراين سوالي كه مطرح مي شود عبارت از اين است كه آيا يك استراتژي واقعي براي خاتمه دادن مناسب به اختلافات ما بين شما و همسر شما وجود دارد؟

پاسخ يكي از مشاور به اين سوال “بله” بوده است.

يكي از موارد فريب دهنده اي كه در هر رابطه اي وجود دارد، عبارت از اين فرض مي باشد كه فرد ديگر شخصي است كه به تغيير نياز دارد.

هر چند كه تهييج مي شويد به دليل مشكلات موجود در رابطه، همسرتان را مورد سرزنش قرار بدهيد، ولي آندرا ميلر، رئيس و موسس سايت yourtango و نويسنده كتاب پذيرش راديكالي: رمز مربوط به زندگي عاشقانه شاد و بادوام[۲] معتقد است:

كه يكي از بهترين روش ها براي غلبه بر روي جر و بحث ها، متوقف كردن تلاشتان براي تغيير همسرتان مي باشد.

آندرا ميلر – Radical Acceptance: The Secret to Happy, Lasting Love
ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد - پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر
ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد – پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر
ميلر در مورد داشتن يك زندگي عاشقانه شاد و بادوام معتقداست:
پذيرش راديكالي افرادي كه رابطه نزديكي با آنها داريد منجر به كاهش تنش هاي موجود مي شود و شما را به همسرتان نزديك تر مي كند.
شما با رها كردن خودتان از مسوليت مربوط به ايجاد تغيير در همسرتان، به خودتان اجازه خواهيد داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت كامل و با تمام اشتباهات و ساير ويژگي هايي كه دارد بپذيريد.
اين مورد منجر به معرفي پويايي هاي جديدي در رابطه مي شود كه در نتيجه آن زوجين به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پيدا مي كنند.
شما با رها كردن خودتان از مسوليت مربوط به ايجاد تغيير در همسرتان، به خودتان اجازه خواهيد داد تا شخص مورد علاقه خودتان را به صورت كامل و با تمام اشتباهات و ساير ويژگي هايي كه دارد بپذيريد.
اين مورد منجر به معرفي پويايي هاي جديدي در رابطه مي شود كه در نتيجه آن زوجين به احساس دوست داشته شدن و احترام گذاشته شدن متقابل دست پيدا مي كنند.
در ادامه يك سري توصيه هايي براي ايجاد يك رابطه شاد معرفي شده است.

همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد
هر شخصي دوست دارد يك رابطه اي داشته باشد كه در نتيجه آن به يك احساس امنيت كامل دست پيدا كند و در عين حال مورد قضاوت واقع نشود.

زماني كه زوجين به صورت مكرر با يكديگر اختلاف پيدا مي كنيد و به دليل تصميمات و اقدامات ضعيف همديگر را مورد قضاوت قرار مي دهند.

اين مورد به جاي ايجاد صميميت، فقط منجر به بيشتر شدن اختلاف ما بين آنها و آسيب پذير شدن بيشتر زوجين خواهد شد.

به جاي انتقاد كردن از همسرتان به دليل نحوه پر كردن ماشين ظرفشويي، يك زماني را صرف از بين بردن تفكرات مربوط به قضاوت بكنيد و احساس قدرداني در مورد كار كردن همسرتان در خانه را جايگزين آن بكنيد.

در صورتي كه يك بار ديگر نسبت به دير آمدن همسرتان از سر كار به خانه عصبي شديد، سعي كنيد كه تفكرات خودتان را تغيير بدهيد و به دليل روز طولاني كه در محيط كار داشته است، با وي همدلي كنيد. ميلر معتقد است كه “اين مورد عامل اصلي در پذيرش راديكالي مي باشد.

اين يك تمرين قدرتمند، زيبا، حدي و قابل تغيير مي باشد – بر روي تمرين كردن متمركز شويد!

همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد- مشاور كو
همدلي كردن را جايگزين قضاوت كردن بكنيد
در رابطه زناشويي قضاوت نكنيد
عامل اصلي عبارت از ملزم كردن خودتان براي دستيابي به اين هدف و آگاهي يافتن نسبت به زمان هايي مي باشد كه مورد قضاوت قرار داده مي شويد و همچنين فرمان دادن به خودتان بر مبناي اين تمرين مي باشد.

من از اين روش در مورد همسرم و ساير افراد مهمي كه در زندگي ام وجود دارند، استفاده كردم – به خصوص كساني كه منجر به عصبانيت من مي شدند.

من مي دانم در زماني كه يك شخص ديگري را مورد قضاوت قرار مي دهم، حالت منفي آن به سمت خودم برخواهد گشت”.


ماكسيم فسنكو[۳] / شاتراستاك[۴]
گسترش دادن همدلي
بهترين روش براي متوقف كردن جريان موجود در اختلافات، عبارت از قرار دادن خودتان به جاي همسرتان مي باشد.

در طول يك جر و بحث، دوست داريد كه به چه نحوي با شما برخورد شود.

اين مورد در اغلب مواقع كمك مي كند تا يك سري از تكنيك هاي مديريتي به كار گرفته شود كه به عنوان صداقت راديكالي ناميده مي شود.

منبع :ماهيچه هاي رابطه زناشويي را تقويت كنيد – پذيرفته شدن بيشتر توسط همسر- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۳۷:۰۵ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مشكلات خانواده مي تواند ريشه هاي زيادي داشته باشد.

ولي ريشه هاي اصلي آن براي همگان يكسان است.

خانواده امروز با مسائل و مشكلات ناخوشايند مواجه مي شوند و براي آن آماده نيستند.

تسلط رسانه ها و ورود بي نظير از امواج مختلف به فضاي خانواده و ذهن كودكان به گونه اي است كه سلامت ذهني و حتي فيزيكي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد.

سلامت خانواده ها در طول زندگي خانواده تغيير مي كند و اين واقعيت كه خانواده در زمان خاصي از سلامت كامل برخوردار است، تضميني براي ادامه اين وضعيت نيست.

مشاوره خانوادگي راهي براي از ميان بردن مشكلات خانواده
مشاوره مشكلات خانوادگي راهي براي از ميان بردن و كاهش اين گونه مشكلات و بهتر كردن سلامت خانواده ها است.

در حقيقت، دستيابي و حفظ سلامت خانواده نيازمند كار مستمر هر يك از اعضاي خانواده و كل خانواده به عنوان يك نظام است.

او تأكيد كرد كه خانواده هاي سالم هم ايده آل گرا و هم واقع بين هستند و افزود كه فعاليت هاي بسياري مي تواند خانواده را به شرايط جديد و غير منتظره سوق دهد.

هنگامي كه چنين رويدادي رخ مي دهد، روابط خانوادگي تغيير مي يابد و سيستم خانواده كاهش مي يابد.

بحث در مورد اصطلاح بهداشتي وجود دارد و اكثر خانواده ها در طول مراحل زندگي خود داراي مشكلات بهداشتي هستند.

از سوي ديگر كمبود دانش و آموزش در زمينه مهارت هاي زندگي و سازگاري منجر به درگيري اعضاي خانواده، به ويژه بعضي از والدين مي شود.

با اشاره به بحران هاي زندگي كه متنوع و گسترده هستند مي توان گفت كه بحران هاي زندگي بر روي تعادل جسمي و رواني انسان تأثير مي گذارد و اين اختلال اغلب با اختلالات عاطفي و رفتاري همراه است.

20 مشكل مرسوم خانواده هاي امروزي / چه بايد كرد؟ مشكلات خانواده امروزي

نتايج مشكلات خانواده هاي ايراني
نتايج مشكلات خانواده هاي ايراني كه به مراكز راهنمايي مراجعه مي كنند، از جمله موارد زير است.

اختلالات خانوادگي،
اختلافات مكرر با همسر،
دخالت خانواده همسر ،
سوء ظن همسر،
عدم تمايل زوجين به يكديگر،
روابط خشك و سرد،
اعتياد همسر،
شوهر خشن،
زن دوم همسر،
سوء استفاده شوهر از همسر،
سقط جنين همسر،
اختلاف در تربيت فرزندان،
مشكلات مربوط به ازدواج مجدد،
ضرب و شتم از سوي خانواده همسر،
مشكلات همسر،
مشكلات خانوادگي،
مشكلات شغلي و اقتصادي،
مشكلات مذهبي – مشكلات روحي كودكان.
نتايج نشان مي دهد كه در نوع مشكلات بين زنان و مردان تفاوت وجود ندارد، اما به دليل مشكلات مكرر ميان مشتريان زن و مرد، تعداد مشكلات زن بالاتر از مردان است و با توجه به اهميت دختران و زنان در مركز خانواده و جامعه و نقش همسر و والدين كه مشكلات خود را مطرح مي كنند اين مورد نگران كننده است.

شكي نيست كه خانواده ايراني امروز از يك خانواده متعادل دور است كه بايد پايه و اساس يك جامعه سالم باشد.

از سوي ديگر، اين خانواده هنوز هم با برخي از سنت هاي دروغين گذشته، مانند بي عدالتي و ظلم و ستم به زنان مبارزه مي كند.

از سوي ديگر، آموزه هاي مدرن مانند انكار تفاوت هاي جنسيتي، اختلاط نقش ها، فرد گرايي و اصالت لذت هاي دنيوي، سلامت، ثبات خانواده را تهديد مي كند و باعث آسيب جدي اجتماعي مي شود.

در حالي كه اين موضوع نگراني اصلي متفكران و مقامات محلي نيست و بيشتر برنامه ها و بودجه هايي كه به اين نام تاييد شده اند، عملا دنبال موضوع زنان نيستند.

در حالي كه سلامت خانواده يك شرط لازم براي سلامت و رفاه زنان است.
هدف تعالي كل جامعه را مي توان به دست آورد، بنابراين آسيب شناسي اين نهادها بايد جدي گرفته شود.

براي اين منظور ابتدا لازم است تعريف يك خانواده متعادل را مطابق با ايده ها و آموزه هاي اسلام ارائه دهيم تا تعيين كننده ميزان و جهت انحراف خانواده ايران امروز و برنامه ريزي براي آسيب آن باشد.

براي تعريف يك خانواده متعادل، ما دو جنبه از توابع و ساختار خانواده را در نظر مي گيريم.

منبع :۲۰ مشكل مرسوم خانواده هاي امروزي / چه بايد كرد؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۳۰:۳۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

روان شناسي / روان درماني آدلريان، توسط آلفر آدلر[۲] (۱۸۷۰ – ۱۹۳۷) مطرح شد. آلفرد آدلر به عنوان يك روان پزشك تاثير گذار در طول تاريخ، در اوايل قرن ۲۰ ام توجه فلسفي را در سطح جهاني، به ايده هايي جلب كرد كه نسبتا جديد بودند.

 

وي بر اين عقيده بود كه شناخت دقيق و نزديك از وضعيت اجتماعي فرد، از طريق بررسي عواملي از قبيل ترتيب ولادت، سبك زندگي، و آموزش والديني، يك امر ضروري مي باشد.

 

آدلر معتقد است كه هر فردي تلاش مي كند كه به يك شخص مهمي تبديل شود و احساس خوبي داشته باشد.

 

فهرست مطالب

تاريخچه روان شناسي آدلريان

روان درماني آدلريان

۴ مرحله مربوط به روش درماني آدلريان

انواع روش هاي درماني آدلريان

شناسايي ارزش ها و روان شناسي آدلريان

محدوديت هاي روان شناسي آدلريان

روان شناسي / روان درماني آدلريان

روان شناسي / روان درماني آدلريان

تاريخچه روان شناسي آدلريان

آدلريان قبل از ورود به دنياي روان پزشكي و در اوايل دهه ۱۹۹۰، زندگي و دوران حرفه اي خود را به عنوان يك چشم پزشك از سال ۱۹۸۵ شروع كرد.

 

وي به شدت مجذوب نظريه هاي سيگموند فرويد[۳] در مورد رفتار بشري  شد و آن را به دقت مورد مطالعه قرار داد و با شجاعت بي بدليل از مفاهيم روانكاوي فرويد كه قبل از آن به شدت مورد انتقاد بود، دفاع كرد.

 

در سال ۱۹۰۷، يك فردي كه طرفدار و حامي فرويد بود، از آدلر دعوت كرد كه به عضويت حوزه و گروه داخلي وي در بيايد – توسط يك گروهي، بحث منحصر به فردي در عصر چهار شنبه صورت گرفته شد و تصمصم بر آن شد تا مبناهاي مربوط به يك نهضت روان كاوي را ايجاد كنند.

 

در نهايت، به دليل اختلافات نظري، آدلر و فرويد از يكديگر فاصله گرفتند و آدلر خودش پيشتاز رهيافت جديدي در يك روش درماني جديد شد و بلافاصله مكتب روان شناسي فردي را راه اندازي كرد.

 

در اين سيستم جديد، تاكيد بر اهميت مطالعه كليه افراد بود. نظريه آلد، به صورت رسمي در انجمن تفكر روان شناسي آزاد مطرح شد و بلافاصله بعد از آن، روزنامه روان شناسي فردي شروع به چاپ كرد.

 

روان درماني آدلريان

آدلر در حوزه مربوط به نظريه كلي شخصيت، روان درماني، و آسيب شناسي رواني پيش قدم بود، و روان شناسي آدلريان، بر توانايي شخصي در پذيرش احساس نابسندگي يا نالايقي و داشتن موقعيت پايين تر نسبت به بقيه افراد تاكيد دارد.

 

وي بر اين عقيده است كه فرد در زماني كه مورد تشويق قرار مي گيرد و احساس شايستگي و احترام در وي شكل مي گيرد، پاسخگويي و مشاركت بهتري را از خود نشان مي دهد.

 

در شرايط معكوس و در زماني كه فرد مورد مخالفت قرار مي گيرد و دلسرد مي شود، وي يك رفتار ناكارا از خود نشان مي دهد كه بيانگر ايجاد يك حالت رقابتي، شكست و عقب كشيدن در وي مي باشد.

 

زماني كه روش هاي گفتاري، براي تاثيرات مثبت تشويق مورد استفاده قرار گيرند، احساس بي نقص بودن و خوش بيني در فرد افزايش مي يابد.

 

آدلر به شدت بر اين عقيده بود كه

“بچه اي كه برخورد بدي با آن مي شود به يك بچه ترسو و دلسرد تبديل مي شود”، و الگوهاي رفتاري با كودكان بايد در حد چشم گيري ارتقا يابند تا حس مقبوليت، مهم بودن و احترام در آنان ايجاد شود و اين احساس خوب تمام وجود كودك را در بر گيرد.

 

آدلر معتقد بود كه احساس ناشايستگي و پست بودن، به خصوص در زماني كه فرد در سنين پايين احساس حقارت شخصيتي مي كند، مي تواند در نتيجه ترتيب تولد ايجاد شود.

 

همچنين عواملي از قبيل وجود يك محدوديت و معلوليت فيزيكي يا نبود همدلي اجتماعي براي ساير افراد، مي تواند منجر به ايجاد چنين احساسي در فرد شود

منبع :روان شناسي / روان درماني آدلريان-- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۴۸:۵۹ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مقاربت جنسي در زندگي زناشويي يكي از عوامل مهم در حفظ زندگي يك فرد را سالم است.

 

بدون شك يكي از عوامل مهم در خيانت نامشروع و روابط است.

 

كه در صورت عدم توانايي در  رابطه جنسي و ناتواني در ارضاي رابطه جنسي همسر  باعث مي شود ازدواج سرد شود.

 

ممكن است سبب خيانت و حوادث غير قابل جبران شود.

 

درمان جنسي و سكس تراپي

رابطه خوب

درمان جنسي شامل حذف مشكلات جنسي در روابط زناشويي است.

 

در صورت عدم رضايت از مقاربت جنسي با مراجعه به درمانگر جنسي، ما مي توانيم براي حل مشكل از داشتن رابطه جنسي با همسر براي رسيدن به رضايت جنسي اقدام كنيم.

 

با توجه به آمار، از چهل تا شصت درصد از مشكلات زناشويي از مشكل جنسي است.

 

نياز به يك بررسي علمي تر از رابطه جنسي در موارد سكس تراپي قبلا بيشتر آشكار مي شود و باعث مي شود كه جامعه علمي براي تبديل شدن به پايه و اساس علم مدرن سكسولوژي اقدام كند.

 

سكسولوژي مدرن و چند وجهي است، از نزديك به علوم پزشكي، روانپزشكي، روانشناسي، آمار، جامعه شناسي، جرم شناسي، زيست شناسي، و حتي هنر و موسيقي مربوط مي شود.

 

سكس تراپ كيست و چه كمكي به شما مي كند؟

 

تعريف علمي سكس تراپي اين است:

مطالعه هدفمند رفتار جنسي در انسان و حيوانات، كه اين رفتار را قبل از تولد شروع مي كند و در طول زندگي اش ادامه مي دهد.

 

سكسولوژي در بيشتر واژگان به عنوان علم مطالعات جنسيتي تعريف شده است.

 

رابطه جنسي در واقع شرايط مشابهي است كه مرد را از يك زن متمايز مي كند.

 

و محرمانگي و مشكلات خاصي را كه فرد با شريك جنسي خود دارد را از بين ببرد.

 

روانشناسي مدرن تركيبي از زمينه هاي مختلف، مانند روانشناسي زيست شناسي، آمار جامعه شناسي آسيب شناسي و انسان شناسي است.

 

شايان ذكر است كه در روانشناسي به عنوان يك علم توصيفي، نه يك علم تجويزي، سكسولوژي به اين معني است كه نتيجه تاييد و يا رد رفتار جنسي ريشه در عوامل رفتاري دارد.

 

 

9 نكته ي طلايي براي ماندگاري انگيزه

0 ديدگاه /تير ۱۹, ۱۳۹۸

ادامه مطلب ...

سكس تراپي

ويژگي هاي سكس تراپر چيست؟

سكس تراپر بايد يك متخصص بهداشت روان باشد، تمام وقت روان درمانگري را كامل كرده باشد و تحت آموزش مشاوره جنسي تحت نظارت متخصصان آموزش ديده باشد.

 

مهارت كامل مشاوره و روان درماني و داشتن يك رشته كامل روانشناسي، نقطه ي مهمي در فرآيند سكس تراپي است.

 

از آنجا كه بسياري مشكلات جنسي در روابط اجتماعي و مشكلات شخصيتي ريشه دارد، تنها يك روانشناس و روان درمانگر قادر به شناسايي و ارزيابي فردي، مشكلات اجتماعي و شخصيت بيمار، و مي تواند به او كمك كند.

 

از سوي ديگر، سكس تراپ را مي توان بين فيزيولوژي بدن و آناتومي اندام هاي جنسي و عملكرد آنها احاطه شده دانست.

 

آنها بايد به اختلالات رواني و فيزيكي مسلط بوده و از يكديگر تميزشان دهند و آنها را با ارائه مشاوره لازم راهنمايي كنند.

 

لازم به ذكر است كه آشنايي با زمينه هاي فرهنگي، اخلاقي و مذهبي هر جامعه، يكي از مهمترين نيازهاي كار است.

 

از آنجا كه نقد اختلالات جنسي، صرف نظر از زمينه هاي فرهنگي و ايدئولوژيك جامعه، نامناسب است.

منبع :سكس تراپ كيست و چه كمكي به شما مي كند؟- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۱:۴۲:۰۶ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

آيا شما تا به حال يك طاووس را از نزديك ديده ايد؟ طرز راه رفتن، ايستادن، نگاه كردن به اطراف و خودنمايي كردن در حيطه حيوانات؟ يك طاووس مرتب در حال بزرگ نشان دادن خود و توانايي هايش است و هيچ فرصتي را براي جلب توجه ديگران به خود از دست نمي دهد. در اين دوره از زمان آدمهاي خود شيفته و خودخواه و از خود متشكر بسيار زياد هستند كه با نوع رفتارشان ارتباط برقرار كردن با آنها آسان نيست. برقراري ارتباط با اينگونه اشخاص بسيار سخت است  و آدمها بطور ناخودآگاه تلاش مي كنند تا از آنها بپرهيزند. تحمل كردن افراد از خود متشكر واقعا سخت است.

 

” من اخلاقم اينطوريه” يا اينكه “ ما هممون خانوادگي همينطوري هستيم ” ” من هرجور دلم بخواد رفتار مي كنم” و صدها جمله از اين قبيل جملات كه با كلمه من آغاز مي شود و همه آنها عطر و بوي خود شيفته گي و خودخواهي را دارد. اما آيا به نظر اطرافيانمان ما نيز فردي خود پسند و از خود متشكر هستيم؟ چطور مي توانيم آدمهاي خودپسندرا شناسايي كرده و چه رفتاري با آنها داشته باشيم؟ جواب اين سئوالات را با بهره گيري از نظرات سودمند كارشناس ارشد در مشاوره خانواده ، جناب آقاي دكتر علي درباني در اختيار شما قرار مي دهيم.

 

نازنازي هاي خودخواه تست روانشناسي رايگان

خودپسندي  خصيصه اي است كه با نوع شخصيت آدمها ارتباط دارد و با سلطه گري، قدرت نمايي ، خود بزرگ بيني و حق به جانب بودن شخص همراه است. به دورو بر خودبنگريد آيا افرادي را مي شناسيد كه توقعات ريزودرشت زيادي از شما دارند و هميشه به دنبال تعريف كردن و تمجيد شدن از جانب شما هستند.

 

يافتن اينگونه اشخاص آسان است و فقط لازم است كه اين ۳ شاخصه را در آنها بيابيد:

 

–       كاملا خود را هميشه از ديگران بالاتر و مهم تر مي دانند.

 

–       بسيار مايل هستنيد از ديگران درباره خودشان جملات خوب و تمجيد بشنوند

 

–       قادر به همدردي با ديگران نيستند و نمي توانند نظرات افراد ديگر را درك كنند. زماني كه با اينگونه اشخاص ارتباط داريد بيشتر اوقات خواهيد يافت كه آنها مدام در حال اغراق كردن درباره اعمال خود ، دروغ گويي در مورد  توانايي هاو  خودستايي مي باشند به همين دليل اطرافيانشان آنها را افرادي خودخواه و نفرت انگيز  مي دانند.

 

تعدادي از روانشناسان عقيده دارند كه اين اشخاص در كودكي در ناز و نعمت بزرگ شده و هرآنچه كه مي خواستند در اختيارشان قرار مي گرفته است و به قول عاميانه پدرو مادرشان آنها را نازنازي و ننر كرده اند. تعداد اينگونه افراد خود شيفته در دورو بر ما كم نيست. از طرفي ديگر روانشناسان معتقد هستند كه يك گروه ديگر هم از افراد وجود دارند كه ممكن است آنها هم خودپسند و متكبر بشوند . آنها اشخاصي هستند كه با تحمل سختيهاي بسيار و رنج و مرارت پرورش يافته اند . اينگونه افراد به جبران آن عقده هاي حقارت كه سالها با آن دست به گريبان بودهاند به سوي رفتارهاي خودخواهانه و متكبرانه مي روند.

 

ازدواج با شخص خودپسند مساوي با بردگي

اگر كسي بخواهد با كسي كه خودشيفته است تشكيل يك خانواده را بدهد بهتر است بداند كه اينكار جز بردگي براي او سودي نخواهد داشت و نمي تواند به حقي برابر با او در خانواده برسد و به هيچ عنوان فرد خود شيفته حق همسري او را رعايت نخواهد كرد. بنابراين آشنا شدن با رفتارهاي يك فرد خودپسند و خود شيفته و دوري كردن از ازدواج با آنها بسيار مسئله اي اساسي بشمار مي آيد.فراموش نكيند كه اگر با يك خود شيفته ازدواج كرده ايد و يا بخواهيد ازدواج كنيد شما هرگز نخواهيد توانست او را درمان كنيد زيرا آنها دست كمك شما را رد خواهند كرد. فكر نكنيد كه معجزه اي اتفاق خواهد افتاد و او تغيير خواهد كرد اين امكان ندارد. لااقل در مورد همسر خودتان اگر خود شيفته است اينگونه فكر نكنيد زيرا سرخورده خواهيد شد.

 

آدمهاي خودخواه و متكبر داراي زبان چرب و نرم و بقول معروف خوش سروزبان هستند.

كسي كه خودشيفته است نمي تواند افراد ديگر را دوست داشته باشد و كلمه دوست داشتن براي او معنايي ندارد.او مدام افراد زيردست خودش را تحقير مي كند و ديگران را مسخره مي نمايد. اين را بدانيد كه او براي گول زدن ديگران و به دام انداختن آنها در ابتداي رابطه از كلمه دوست داشتن بسيار استفاده خواهد كرد اما تمام اينها نقش و بازي بيش نيست. مي بايست متوجه باشيد كه اين اشخاص بسيار چرب زبان هستند و در اولين ديدار شما را به شدت مجذوب خود خواهند كرد. ضمنا به ظاهر داراي اعتماد به نفس زياد و احتمالا دروغين نيز مي باشندو براي اينكه در نظر شما خودشان را فردي موفق نشان بدهند به شما دروغ گفته و لاف مي زنند.

 

اگر شما چهار يا پنج نشانه از بين نشانه هاي زير را در وجود همسر خود يافتيد مي توانيد قريب به يقين او را داراي مشكل شخصيتي و خود شيفته بدانيد:

 

۱-    او خودش را بسيار بزرگ مي بيند و در مورد تواناي ها و اهميت خوداغراق مي كند

 

۲-    ذهن او مدام مشغول  خيالبافي مفرط است و مدام درباره پيشرفت هاي فراوان خود خيالبافي مي كند

 

۳-    او هميشه فكر مي كند كه شخصي استثنايي است ولي كسي او را درك نمي كند.

 

۴-    او نيازمند تعريف و تمجيد توسط اطرافيان خود مي باشد.

 

۵-    او هميشه بدون دليل كافي احساس مي كند كه حق با اوست

 

۶-    سعي در استثمار ديگران دارد

 

۷-    قادر به همدردي كردن با ديگران  نيست ( نمي تواند احساسات ديگران را درك كند و رابطه همدلي با آنها برقرار نمايد.

 

۸-    مدام احساس مي كند كه ديگران به او حسادت مي كنند و يا اينكه او به ديگران حسادت مي كند

 

۹-    بسيار خودخواه و متكبر است ( هميشه از منم منم كردن استفاده مي كند

 

مي بايست پنجره ها را تميز كرد

روزي زن خانه از پشت شيشه اتاق خانه خود ، خانه همسايه را نگاه مي كرد، روبه شوهرش كرده و گفت: چرا لباسهايي را كه اين همسايه شسته و بر روي بند رخت آويزان كرده است كثيف است . به نظر مي رسد كه او لباسهايش را با آب چركين شسته كه آنها چركمرد شده اند. او هربار كه به پشت پنجره مي آمدو خانه همسايه را نگاه مي كرد اين حرفها را به همسرش مي زد. يك روز كه زن مانند هميشه به پشت پنجره رفته بود تا خانه همسايه را نگاه كند با خوشحالي و تعجب به شوهرش گفت چه عجب بالاخره حرفهاي من به گوش زن همسايه رسيده و امروز لباسهاي او تميز شسته شده اند. همسرش با لبخندي به او گفت كه لباسهاي زن همسايه همانهاست ولي من امروز پنجره اتاقمان را تميز كردم. آدمهاي خود شيفته چون پنجره ديد خود را تميز نمي كنند از نظر آنها ديگران همه چيزشان سياه و بد است . آنها براي آنكه عقده حقارت خود را از بين ببرندو اعتماد به نفس پيدا كنند تمام سعي شان را مي كنند تا به افراد ديگر بقبولانند كه آنها جقدر آدمهاي با اهميت و بزرگي هستند.

 

بنابرآمارهاي داده شده، خود شيفتگي در آقايان بيشتر از خانمها به چشم مي خورد.

منبع :از رفتارهاي افراد خودشيفته آگاه شويد- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۴۸:۵۳ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

يك روش درمان اميدبخش بالقوه

روان شناسي انرژي يك روش تقريبا جديد درماني مي باشد كه رهيافت هاي شرقي مربوط به ذهن و بدن را با روان شناسي غربي و ايده هاي روان درماني تركيب مي كند.

 

درمانگران روش روان شناسي انرژي ادعا مي كنند كه فشار آوردن به نقاط طب سوزني در حين تفكر به يك اتفاق اضطراب آور مي تواند منجر به درمان اضطراب و فوبياها شود.

 

هرچند كه همچنان بحث و جدل هاي زيادي در مورد اين روش درماني وجود دارد، ولي مطالعات بعدي نشان داد كه اين روش درمان اميدبخش مي باشد.

 

روانشناسي انرژي - مشاور كو 

روانشناسي انرژي – مشاور كو

تاريخچه روان شناسي انرژي

تكنيك هاي روان شناسي انرژي براي اولين بار در دهه ۱۹۸۰ و توسط روگر كالاهان[۱] و تحت عنوان “روش درمان زمينه تفكر” معروف شد.

 

يك روان شناس باليني به اسم دويد فينستين[۲] يك برنامه روان شناسي انرژي را توسعه داد كه حتي براي افراد و به منظور استفاده در خانه، آموزش هايي را ارائه مي كرد.

 

فينستين تاثير مناسبي را بر روي ارائه مبناهاي تكنيك در روش متوازن داشت.

 

چند شاخه از روان شناسي انرژي وجود دارند كه شامل روش درمان زمينه تفكر ذكر شده در بالا، تكنيك هاي آزادي عاطفي و روان شناسي انرژي جامع مي باشد.

 

روانشناسي انرژي به چه نحوي كار مي كند

فرآيند درماني اين روش همانند ساير روش هاي روان درماني شروع مي شود و درمانگر و درمانجو به يكديگر اعتماد پيدا مي كنند و به توافق مي رسند و مشكلات موجود را از بين مي برند.

 

درمانگر با معرفي يك محرك خاص شروع مي كند كه عبارت از يك تفكر، تصوير يا حافظه اي مي باشد كه منجر به آشفتگي و ايجاد احساس اضطراب مي شود و از درمانجو مي خواهد كه ميزان ناراحتي تحريك شده را در يك مقياس صفر تا ۱۰ امتيازبندي كند، به نحوي كه ۱۰ نشان دهنده بالاترين اضطراب ممكن مي باشد.

 

مرحله بعدي عبارت از فشار دادن به يك سري نقاط طب سوزني خاص مي باشد كه اكيوپوينت ها[۳] ناميده مي شوند، و در همين حال فرد يك جمله اي را در مورد محرك تكرار مي كند كه قبلا درمانجو و درمانگر در مورد آن به توافق رسيده اند.

 

فينستين در مقالات متعدد خودش در رابطه با اين موضوع بيان كرده است:

 

در اين تكنيك درماني، مغز انتظار مي كشد كه يك واكنش عاطفي ناخوشايند سطح بالا در واكنش به محرك ايجاد شود، ولي اين مورد بدين دليل نمي باشد كه اكيوپوينت ها “به صورت موقت منجر به غير فعال شدن واكنش كناري مي شوند

 

فينستين

بيماران به اين طريق و در نتيجه تكرار هاي زياد ياد مي گيرند كه عواطفي را خنثي كنند كه دردناك مي باشند، يا تفكرات فرد را دچار اختلال مي كنند و يا اينكه منجر به يادآوري خاطراتي مي شوند.

 

فينستين

درمانگر بعد از فشار دادن كامل، يكبار ديگر از درمانجو مي خواهد تا محرك را رتبه بندي كند؛ شايد درمانجو علائم فيزيكي را هم توصيف كند.

 

اين فشار دادن تا زماني ادامه مي يابد كه امتياز بيان شده به صفر برسد يا خيلي نزديك به صفر باشد.

 

اين كار زمان محدودي نياز دارد، هرچند كه ممكن است كه به دوره هاي بعدي نياز باشد.

منبع :روانشناسي انرژي براي درمان بيماري روان- مشاوركو


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۴۳:۴۱ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

مشكلات خانوادگي چيست و چگونگي درك راه حل هاي آنها به چه صورت است؟

مشكلات جديدي مانند مسائل اقتصادي و دخالت اعضاي خانواده باعث تغيير در خانواده ها از لحاظ اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي شده است.

 

روابط اجتماعي اعضاي خانواده نسبت به گذشته كاهش يافته است.

 

والدين وقت و كار خود را افزايش داده اند.

 

به همين دليل آنها زمان و روحي كافي براي افزايش ارتباط با فرزندان خود ندارند.

 

گسترش رسانه ها و رسانه هاي جمعي امروز مكان مكالمه بين خواهر و برادر، اعضاي خانواده با والدين خود را اشغال كرده است.

 

با تغيير نوع ارتباط، انطباق و انزواي افراد در خانواده هاي مدرن بيشتر آشكار مي شود.

 

زمان بندي والدين با پسران و دختران و حتي بستگان خود در گذشته بالاتر بوده است.

 

امروزه دستگاه هاي ارتباطي مدرن به اعضاي خانواده دلسوزي كرده اند و سبب خستگي روابط و جدايي عاطفي شده اند.

 

كاهش رابطه اعضا با يكديگر در خانواده هاي امروز روابط عاطفي و حتي درك بين شوهر و همسر را كاهش داده است.

 

رابطه احساسي سنگ پايه خانواده است و ريشه سقوط خانواده در تعامل و رابطه آنها است.

 

طلاق عاطفي نتيجه كاهش روابط و تعاملات در زندگي مدرن است، كه در آن افراد با وجود همبستگي، رابطه ي توخالي و بي رنگي دارند.

 

ازدواج بر اساس علل و علل مشكلات ديگر خانواده هاي مدرن است.

 

به جاي دنبال كردن اهداف مانند تشكيل يك خانواده، تقويت اعتقادات احساسي، حل نيازهاي عاطفي و ديگران، ممكن است.

 

به دلايل دليلي اشتباه، مانند فقر خانواده، اشتغال، فرار از محيط خانواده و …، تصميم مي گيرد ازدواج كند.

 

بنابراين، پيوندهاي زناشويي براساس اشتباهات باعث مشكلات متعددي مي شود كه منجر به ريزش روابط مي شود.

منبع :مشاوره خانواده آنلاين رايگان / فرآيند حل مشكلات خانوادگي- مشاورانه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۶ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۳۴:۵۲ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]

يادش بخير، چه دنياي شيرين و خوشي بود. دوران خردسالي و كودكي خودمو مي‌گم، شايد فكر كنين براي همه همين‌طوره، ولي براي من واقعا همه چي خيلي خوب پيش مي‌رفت، نه كسي تو فاميل فوت مي‌كرد نه حادثه ناگواري دور و برم بود، دست‌كم در حد دنيايي كه من دركش مي‌كردم تا هفت- هشت سالگيم تهديدي تو زندگيم حس نكرده بودم. همه نعمت‌ها يك‌جا برام فراهم بود.

 

البته اون موقع‌ها فكر مي‌كردم روال طبيعي زندگي همينه و بايد اعتراف كنم وقتي هم مي‌شنيدم كه واسه كسي مشكلي پيش اومده يا خداي نكرده عزيزي رو از دست داده، قلبا براش ناراحت مي‌شدم، ولي اون‌قدر اين مسائل و مشكلاتو از خودم دور مي‌ديدم كه اصلا خودم و اطرافيانم رو از اين قضايا مستثني مي‌دونستم. نه نگران آينده بودم و نه در حسرت گذشته، در زمان حال زندگي مي‌كردم. مادرم خيلي اهل شعر و ادبيات بود، اهل نصيحت كردن و پند و اندرزهاي مستقيم نبود، ولي گاهي اوقات از «كليله» و «دمنه»، «گلستان» سعدي و آثار ديگر ادبا داستان‌ها و اشعاري برامون نقل مي‌كرد كه من تقريبا با هيچ ‌كدومشون ارتباط برقرار نمي‌كردم،

 

از جمله: هر نفسي كه فرو مي‌رود ممد حيات است و چون بر مي‌آيد مفرح ذات… و من شايد صرفا به دليل عشق و علاقه غير قابل وصفي كه به ايشان داشته و دارم وانمود مي‌كردم كه از شنيدن اين قطعات لذت مي‌برم.خاطرات كودكي

 

اوضاع بر وفق مراد پيش مي‌رفت به گمونم اواخر دهه ۴۰ بود كه شبي تابستوني به همراه خونواده (خونواده نسبتا پرجمعيتي داشتيم. هفت خواهر و برادر به همراه پدر و مادر و مادربزرگ) مهمون خاله بزرگم بوديم. طبق روال هميشه بعد از شام پاي صحبت‌هاي شيرين بزرگ‌ترها مخصوصا مادربزرگم بوديم. تو هواي خنك تبريز كم‌كم داشت خوابم مي‌برد كه يه دفعه با صداي غرش شديدي از خواب پريدم.

 

و لوله‌اي به پا شده بود، حتي بزرگ‌ترها هم دست و پاشونو گم كرده بودن، زمين چنان با غرش مي‌لرزيد كه كسي نمي‌تونست از جاش بلند شه. دقيق يادم نمياد زمين لرزه چند ثانيه طول كشيد و چند ريشتر بود، ولي خوب يادم مياد كه براي اولين بار احساس مواجهه با پايان زندگي رو تجربه كردم. اونم نه فقط براي خودم كه تمام اعضاي خونواده و بلكه اقوام. اون شب تاصبح خوابم نبرد، يعني افكار پريشونم اجازه نمي‌داد بخوابم.

 

اولش فكر مي‌كردم اگه يه بار ديگه زلزله بشه و شديدتر باشه چي مي‌شه؟ دم دماي صبح كه هوا داشت روشن مي‌شد احساس آرامش و امنيت بيشتري كردم و ياد بعضي جملات قصار مادرم افتادم. نگران آينده بودم.

 

چند سال گذشت، از آن واقعه كه خوشبختانه تلفات زيادي نداشت جز خاطره‌اي كم‌رنگ در ذهنم نموند. من معتقدم فراموش‌كاري با اين‌كه نقطه ضعف انسانه، اگه نباشه زندگي غير قابل تحمل مي‌شه. يكي از اون خاطرات تلخ بيماري غيرقابل درمان مادربزرگم (مادري) بود، وقتي خبرشو شنيدم، ۱۲ ساله بودم. همون روزا بود كه پدرم رو تو خلوت خودش گريون ديدم، پدرم براي من و شايد براي خيلي‌هاي ديگه مظهر شجاعت و صداقت بود، وقتي با اين وضع روبه‌رو شدم، فهميدم بايد روز به روز و لحظه به لحظه شاهد سفر هميشگي يكي از عزيزترين اعضاي خونواده باشيم. چنين هم شد. اولين حسرت جدي زندگيمو بعد از فوت مادربزرگم حس كردم. حسرت ديدار دوباره‌اش و شنيدن قصه‌ها و حرف‌هاي شيرينش.

 

بعد از مادربزرگم انگار قطار مرگ راه افتاد و تو ايستگاه‌هاي مختلف اقوام و دوستان زيادي از عمو و خاله ودايي تا بچه‌هاشون و هم‌نسل‌هاي ديگه‌مو سوار كرد و هرچه از دوران كودكي دور شدم، سرعت اين قطار بيشتر شد، ولي زندگي با تلخي‌ها و شيريني‌هاش همچنان ادامه پيدا كرد.

 

من مفهوم زندگي رو بين اطرافيانم بيشتر از هر كسي توي رفتار و شخصيت پدرم ديدم كه در دهه ۸۰ زندگي‌اش با اين‌كه دست‌كم ۳۰ سال پاياني رو با بيماري‌هاي سخت سپري كرده بود، تا آخرين روز، دچار روزمرگي نشد و با شور و حرارت و احساس زندگي كرد، هر روز هدف‌هاش رو مرور مي‌كرد و هرگز انگيزه‌هاش براي رسيدن به مقصد كم نمي‌شد و نمي‌ذاشت خاصيت‌هاي زندگي به تدريج كم بشه و مرگ به آرامي به سراغش بياد و خلاصه در زمان حال زندگي مي‌كرد.از خاطرات كودكي تا بزرگسالي

 

امروز جمعه است، از وقتي كه مشغول نوشتن اين مطلب شدم چند بار پسرم اومده سراغم، دوست داره قصه‌ها يا طرح‌هايي رو كه مي‌برم خونه بخونه و كنجكاوه بدونه چي دارم مي‌نويسم، مي‌خواستم بهش بگم تو حال و هواي كودكيم هستم، به ياد پدرم كه زندگي رو برام معني كرد، ولي بهتره اگه من زندگي و قدر اون رو درست درك كرده باشم، بذارم پسرم هم خودش راهش رو پيدا كنه و زندگي رو تجربه كنه.

 

همه زندگي‌ام، يك لحظه است

 

به ياد دارم كه شازده كوچولو مي‌گفت: «من اگر شالي داشته باشم، دوست دارم آن را دور گردنم ببندم. اگر گلي داشته باشم، دوست دارم آن را بو كنم و لذت ببرم. اما اگر همه دنيا مال من باشد يا عمر جاودان داشته باشم، اما نتوانم حتي يك لحظه از آن لذت ببرم، اما نتوانم حتي يك لحظه از آنها استفاده كنم، به چه دردم مي‌خورد؟»

 

من خيلي معتقد به تفكر هرمان هسه هستم كه معتقد بود: «هر لحظه زندگي، تمام زندگي است…» بنابراين من در لحظه متولد مي‌شوم و در پايان لحظه، مي‌ميرم. مانند يك گل وحشي در دامنه كوه كه در زندگي‌اش لحظه‌ها را نمي‌شمارد، لحظه‌ها را زندگي‌ مي‌كند. يك گل وحشي دو هزار لحظه زنده است، دو هزار لحظه عاشقي را تجربه مي‌كند، دو هزار لحظه مي‌ترسد، دو هزار لحظه غمگين و شاد مي‌شود، دو هزار لحظه اميد مي‌بندد و دو هزار لحظه منتظر است، اما فقط يك لحظه مي‌ميرد…

 

پس من در لحظه زندگي مي‌كنم و لحظه كامل است. اگر بد است، نموداري از زندگي من است و معمولا هميشه بد نمي‌ماند و اگر خوب است اين هم مثالي از زندگي من است و هميشه هم خوب نمي‌ماند و همين گونه است زيستن در زمانه‌اي كه همه نگران رسانه و دقيقه و ساعت و پرشتاب و… هستند،

 

من اصلا نمي‌دانم امروز روز چندم تاريخ است و اگر تقويم‌هايم همه سفيد ماندند و بي‌كار، خيلي كه فرصت كنم، توي آن‌ها شعر مي‌نويسم. ديروز داخل تقويمي شعر مي‌نوشتم مال سال ۱۳۷۲ بود، سال‌ها پيش از ازدواج، سال‌ها پيش از تولد دخترم و سال‌هاي اميد. آن موقع هم همان لحظه بودم و همان بوته وحشي كه در لحظه زندگي مي‌كردم و هرگز به ۱۳۹۰ فكر هم نمي‌كردم.

 

اكنون هم هر وقت از دخترم مي‌پرسند كه مي‌خواهي در آينده چه كاره شوي، خنده‌ام مي‌گيرد. دخترم يك لحظه بعد وجود ندارد، من هم همين‌طور… حتما ما آدم‌هاي ديگري شده‌ايم، حتي در يك لحظه. پس چطور مي‌توانيم بگوييم چه كاره مي‌شويم يا چه‌كاري مي‌خواهيم بكنيم؟ ما فقط مي‌توانيم حدس‌هايي بزنيم، اما اي كاش اين كار را هم نمي‌كرديم.

 

اي كاش مثل آن گل وحشي، به طلوع و غروب خورشيد نگاه مي‌كرديم و لذت مي‌برديم و شاد و غمگين مي‌شديم. وقتي يك نگاه نامهربان، يك سلامِ از ياد رفته يا حتي يك كلمه مي‌تواند تمام زندگي يك انسان را عوض كند. وقتي عاشق مي‌شوي و طرف نمي‌فهمد يا مي‌فهمد و عاشقت نيست و يا كمي بي‌تفاوتي و نامهرباني مي‌تواند تمام گذشته و آينده‌ات را در يك اتاق تاريك زنداني كند، ديگر چه نيازي به شمردن لحظه‌ها؟

منبع :از خاطرات كودكي تا بزرگسالي- مركز مشاوره


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۳۸:۱۸ ] [ مشاوره خانواده ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

آموزش از طريق مشاوره پيش از ازدواج تا زوج درماني و مشاوره خانواده. راهنمايي و مشاوره تلفني ازدواج و خانواده مركز تهران و جنوب ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲ مركز مشاوره شمال و شرق ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ شمال و غرب تهران ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ مشاوره ازدواج و خانواده شامل آموزش مهارت هاي رفتار با همسر آينده خانواده همسر زوج درماني شناسايي فرد مناسب و از همه مهمتر اطمينان پيش از ازدواج از يك انتخاب درست است! عوامل زيادي در اين امر دخيل هستند كه بايد مورد بررسي و دقت نظر هنگام همسريابي و يا حتي دوست يابي قبل ازدواج به آن توجه كرد. رفع دعواي زن و شوهر و فرزندان اعتياد و مشاوره فردي
نويسندگان
لینک دوستان
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه

لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 4037
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب